کد خبر 575117
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۴۰۰ - ۱۰:۳۰
خشم بقایای حزب توده از اصلاح طلبان و بازرگانان ایرانی

ساعت 24 - باقی مانده های حزب توده به تدریج ماهیت وابسته به روسیه را نشان می دهند و این آدرس را می دهند که برای آنها پوتین با استالین تفاوت ندارد و انها درهر حال می خواهند منافع روسیه را درایران دنبال کنند و دراین مسیر با تناقض روبه روشده و سرانجام به جایی رسیده اند که درسالهای نخست انقلاب دران غوطه وربودند و آن ضدیت تمام عیار با آزادی و آزادی خواهان وهمراهی و آموزش غیر مستقیم به تندروهای به ظاهر ضد غربی است. بقایای حزب توده به خیال خود راهش را نیز پیدا کرده و اصلاح طلبان را به بورژوازی تجاری می چسبانند و همان بازی اول انقلاب را در می اورند. نوشته زیر با کمی تعدیل از یک رسانه بقایای حزب توده نقل می شود.

رسانه ها و فضای سیاسی ایران همچنان صحنه جدال دو گرایش است. یک گرایش بتدریج به شکلی آشکار از "نگاه به شرق" جانبداری می کند. گرایش دوم همچنان در پشت شعار "نه شرقی، نه غربی" پنهان شده اما چون پیوسته و جانبه علیه روسیه و چین تبلیغ و آمریکا، به ویژه اروپا، را به شکل های مختلف ستایش می کند از نظر مردم، چه به عنوان موافق این نگاه و چه مخالف، هوادار غرب تلقی می شود. این درحالی است که آنچه در حال روی دادن است گامی بزرگ به پیش است. به ویژه اگر همراه با گفتگو و بحث آزاد میان موافقان و مخالفان این گرایش ها باشد. نتیجه این جدال می تواند پایان دادن به چهل سال بندبازی میان شرق و غرب و تبدیل کردن سیاست خارجی به توهم باج گیری از یکی دربرابر دیگری باشد، بندبازی که اگر در زمان وجود اتحاد شوروی هنوز توجیه های اندکی داشت، در ادامه جز به تداوم خصومت ها و محروم کردن ایران از هر نوع همکاری و پشتیبانی جهانی فایده ای دیگر نداشته است.

بخشی از دلایل اینکه این جدال امروز به روی صحنه آمده اند زیر پا گذاشتن اصول اقتصادی قانون اساسی، رقابت و سماجت در خصوصی سازی های ویرانگر، حذف یارانه ها، پولی کردن آموزش و پرورش و بهداشت و ورزش، بی توجهی به سطح زندگی نیروی کار و زحمتکشان جامعه، بی پناه گذاشتن توده مردم در برابر تقدیر ثروت و قدرت، الویت دادن به صادرات و واردات درچارچوب منافع سرمایه داری تجاری به جای توجه به تولید برای بازار داخلی و برنامه ریزی جدی و پیگیر توسعه صنعتی و ... سیاست هایی بوده است که در 30 سال گذشته با سرعت و شدت کمتر یا بیشتر پیگیری شده است . بخشی از جریان "اصلاح طلب" که بیش از همه مدافع سیاست های سه دهه گذشته بوده با چین ستیزی و روسیه ستیزی می خواهد مرزی میان خود و جریان "اصولگرا" در افکار عمومی ترسیم کند و به حساب خود نقش اپوزیسیون را از این طریق برعهده گیرد. ولی همه مسئله این نیست. حتی مسئله اصلی این نیست. در واقع در پشت دو گرایش نگاه به شرق یا غرب منافع طبقاتی و اقتصادی نیرومندی قرار دارد. در سه دهه اخیر و با ورود سپاه و بخشی از کارگزاران راستگرای جمهوری اسلامی به عرصه اقتصاد مجتمع های عظیم و نیرومند منافع این شرکتهای به اصطلاح "خصولتی" به طور عمده در برقراری رابطه اقتصادی با چین و روسیه است. روسیه عمدتا مایل به امضای قراردادهای نظامی است که مستلزم همکاری با مجتمع های دفاعی و دولتی است. چین نیز تمایل به برنامه های بلندمدت اقتصادی برای ایجاد زیرساخت های لازم به منظور پروژه "جاده ابریشم نوین" دارد که اجرای آنها همکاری های در سطح کلان با مجتمع های بزرگ اقتصادی دولتی یا شبه دولتی و خصولتی داخلی را ضروری می کند. این دو کشور همچنین مایلند در تبادلات میان خود و با دیگر کشورها و از جمله ایران دلار را حذف کنند. سرمایه داری تجاری ایران که ادامه حیاتش به صادرات و واردات، به عدم توسعه صنعتی و نبود زیرساخت های تولیدی، به مبادلات تجاری در سطح غیردولتی وابسته است با این رویکرد موافق نیست به ویژه اگر قرار باشد دلار از مبادلات میان ایران با روسیه و چین حذف شود. این سرمایه داری با استفاده از ضعف مالی، سیاسی و ایدئولوژیک اصلاح طلبان، با بهره گیری از اینکه آنها فاقد برنامه جدی توسعه اقتصادی هستند می کوشد حداقل جناح راست اصلاح طلبان را به همراه و به آلت دست خود و به ابزار چین ستیزی و روسیه ستیزی تبدیل کند و کل جریان اصلاح طلب را به دنبال آنها بکشاند تا از چنین چشم اندازی جلوگیری کند.

سرمایه داری تجاری همچنین با محاسبه اینکه پیگیری گرایش "نگاه به شرق"، مخالفان نیرومند داخلی و جهانی دارد، روی جلب حمایت مردم و روشنفکران غیرحکومتی حساب باز کرده است. ضمنا این سرمایه داری با این تصور که در ادامه روند "نگاه به شرق" ممکن است حکومت ناگزیر شود فضایی برای نیروهای چپ فراهم کند بر جنبه ضد کمونیستی تبلیغات خود افزوده است. حملاتی که در رسانه های آنها بی وقفه و بابهانه و بی‌بهانه به حزب توده ایران، به اتحاد شوروی، به کمونیسم، به مارکسیسم، به اقتصاد سوسیالیستی و ... می شود، از جمله با هدف شانتاژ و برخاسته از این هراس و این وحشت است. آنچه در حال روی دادن است و نبرد میان دو نگاه به شرق و به غرب در ایران یک رویارویی دامنه دار است که در آینده شدتی بیشتر نیز خواهد گرفت چرا که بازتاب یک نبرد جهانی و رویارویی است که میان چین و روسیه و اروپا و آمریکا در گرفته است که خود در بنیان بازتاب ورود تمدن سرمایه داری به فاز افول و پایانی آن است.

کد خبر 575117

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.