ایرانیان امیدوار نیستند
مدیران ارشد کشور میگفتند میدانیم زندگی سخت شده است، اما اگر به پای صندوقهای رای بیایید بهتر است. حقیقت این است که گرههای کوری بر زندگی ایرانیان زده شده و آنها را در وضعیت دلهره و سرسام قرار داده است.
ایرانیان از یک سو با سختگیریهای فرهنگی و اجتماعی روبهرو هستند و در محاصره گروههای ویژه و مجریان حجاب اجباری قرار دارند و از سوی دیگر مزد و حقوق کارمندان در گرو اراده دولت قرار دارد و مناسبات با دنیا روزگار را تیرهوتار کرده است.
نرخ تورم در سالهای ۱۳۹۷ تا امروز بهطور میانگین بالای ۴۰ درصد بوده و نرخ رشد اقتصادی بهطور میانگین کمتر از نرخ رشد جمعیت شده و تجارت خارجی نیز با بدترین وضعیت روبهرو است و سرمایهگذاری به یخبندان رسیده است. در این وضعیت ناامیدی در میان شهروندان موج میزند و بهتزده به رفتار و گفتار سران سه قوه به مثابه کسانی که اختیارات لازم را برای قانونگذاری، اجرای کارآمد و جلوگیری عدول از قانون دارند، چشم دوختهاند.
سران سه قوه در صورت درک عمیق از پیامدهای ادامه وضعیت کنونی بدون تردید باید درد و رنج شهروندان را با نگاهی فراتر از وظایف قوه خود ببینند و با هم به خروج از وضعیت بحرانی بپردازند. سران سه قوه دستکم نباید جوری رفتار کنند که بر ابعاد نابرابریها در جامع اضافه شود و بر انبوه کنونی ناراضیان از وضع موجود بیفزایند. اگر رهبران سه قوه از همین امروز به این بیندیشند که اصلیترین کار آنها زدودن اندوه و درد و خشم از ذهن و روان ایرانیان است باید رفتاری نو در پیش گیرند و از شتابگیری بیشتر قطار نارضایتی بکاهند.
بهطور مثال و با توجه به اینکه شهروندان ایرانی در مقولههای فساد و تبعیض و نابرابری بسیار حساس هستند باید دستکم در این باره رفتاری تازه در پیش گیرند. آیا تعیینتکلیف فساد اعظم چای دبش کار دشواری است؟ اگر نیست باید تعیین تکلیف شود و اگر دشوار است به شهروندان توضیح داده شود که سختی کار کجاست. سران سه قوه باید در نشستهای مشترک به یک جمعبندی از مهمترین و کلیدیترین خواستهای شهروندان برسند و ایرانیان را از ناامیدی رها کنند. آیا چنین ارادهای وجود دارد و آیا میشود سال ۱۴۰۳ همراه با امیدهای واقعی برای کاهش درد و رنج مردم باشد؟