سیر تحول دکترین دفاعی ایران؛ از جنگ هشتساله تا نبردهای هوشمند
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یک جنگ تمامعیار بود که با استفاده از سلاحهای متعارف و سلاحهای شیمیایی با تلفات گستردهای همراه بود. این جنگ بیشتر در مرزها و سرزمین دو کشور رخ داد.
نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در همان ساعات اولیه راهبرد دشمن بعثی را با شکست مواجه کرد و مردم با بسیج همه امکانات به کمک نیروی زمینی ارتش و سپاه شتافتند و توانستند هرچند به مدت طولانی هشت سال؛ دشمن را به عقب رانده و از جنگ سربلند بیرون بیایند.
جوانان در نیروهای مسلح نقش اساسی را ایفا میکردند. ستوانهای ارتش چه فرماندهان گروهان، چه خلبانان جنگندهها، چه فرماندهان آتشبار توپخانه و پدافندهوایی و فرماندهان یگانهای رزمی سپاه پاسداران. نقش محوری در دفاع مقدس هشت ساله داشتند.
جنگ دوازده روزه و به دنبال آن جنگ چهل روزه نشاندهنده تحول در نوع جنگ در غرب آسیا بود. گسترش جنگ به حوزه های سایبری، اطلاعاتی و موشکی بدون دخالت نیروهای زمینی، از ویژگیهای این جنگها محسوب میشود.
در جنگ ۱۲ روزه، ایران در پاسخ به حملات دشمن،برای نخستین بار از خاک خود حمله گسترده ای به اسرائیل انجام داد، در حالی که در جنگ تحمیلی با عراق، ایران بیشتر در موقعیت دفاعی قرار داشت.
دشمن در جنگ دوازده روزه و چهل روزه از فناوریهای هوشمند و هوش مصنوعی برای غافلگیری و ترور فرماندهان و مسئولان استفاده کرد که در نوع خود قابل توجه بوده و وجه تمایز این جنگها با جنگ تحمیلی هشت ساله محسوب میشود. هر سه جنگ، تأثیر شگرفی بر هویت ملی، سیاست خارجی و امنیت ملی ایران گذاشتند.
در دو جنگ اخیر ناکامی تهاجم ترکیبی دشمن، به خاطر انسجام ملی و مدیریت هوشمندانه و با صلابت رهبری و فرماندهان رقم خورد. در هر سه جنگ فارغ از شکستها و آسیبهای فراوان نیروی انسانی و زیرساختی، به جوانان اعتماد شد و توانستند قابلیت خود را نمایش دهند!
در هر سه جنگ تحمیلی، انسجام ملی مهمترین دستاورد جمهوری اسلامی ایران بوده و هست که باید قدر آن دانسته و حفظ شود. دشمن چشم امید به شکست انسجام ملی دارد.