هیچ نشانهای از دگرگونی اساسی در مواضع روسیه و اوکراین به چشم نمیخورد/ دلیل دعوت پوتین به نشست گروه بیست چیست؟
مرتضی مکی، کارشناس مسائل مربوط به اروپا در گفتوگو با ایلنا، به تحلیل مواضع اخیر رئیسجمهور روسیه پرداخت و اظهار داشت: روند تحولات سیاسی و نظامی در جنگ اوکراین تاکنون تصویر واضحی از آینده این بحران به نمایش نمیگذارد. زلنسکی تحت فشارهای آمریکا و کشورهای اروپایی، در تلاش است تا با مجموعهای از فعالیتهای سیاسی و میدانی نشان دهد که همچنان به مذاکره و گفتگو به شدت پایبند است.
مکی افزود: با این حال، اگر نگاهی به مواضع روسیه، اوکراین، و همچنین دولتهای اروپایی و آمریکا بیاندازیم، تغییرات ملموسی در نگرش آنها نسبت به جنگ اوکراین مشاهده نمیشود که زمینهساز یک پیشرفت جدی سیاسی میان روسیه و اوکراین شود. دعوت ترامپ از پوتین برای حضور در اجلاس گروه ۲۰ نشان میدهد که اختلافات جدی در برخورد با جنگ اوکراین بین او و دولتهای اروپایی وجود دارد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: به طور کلی، ترامپ همچنان به ایده «زمین در برابر صلح» پایبند است؛ اگرچه ممکن است او بهطور مستقیم این ایده را بیان نکند، اما رفتار و واکنشهایی که دولت آمریکا و به خصوص ترامپ در قبال مناقشه اوکراین دارد، نشاندهنده تلاش برای یافتن یک راهحل از طریق مذاکره دوجانبه میان روسیه و اوکراین برای پایان دادن به این جنگ نزدیک به پنج ساله است.
وی تصریح کرد: در مقابل، دولتهای اروپایی به طور مستمر از این رویکرد آمریکا، از جمله دعوت از پوتین برای شرکت در نشست گروه ۲۰، انتقاد کردهاند. بخشی از جریانهای ضدجنگ در آمریکا که نظر متفاوتی با ترامپ دارند، دیپلماسی این کشور در برابر روسیه و مواجهه با جنگ اوکراین را به چالش کشیدهاند. بنابراین، اگر تمامی این رفتارها و واکنشها را در کنار هم قرار دهیم، به نظر نمیرسد که مذاکرات آینده در ابوظبی، که به صورت سهجانبه با حضور امارات برگزار میشود، به تنهایی بتواند راهی برای باز شدن قفل این جنگ پنجساله بیابد.
مکی ادامه داد: زلنسکی هم پیشتر تحت فشار ترامپ برای سفر به مسکو و دیدار با پوتین قرار داشت، اما به وضوح با این دعوت مخالفت کرد. از دید اوکراین، سفر زلنسکی به مسکو میتواند به معنای پذیرش خواستهها و تصمیمات پوتین تلقی شود. از سوی دیگر، هیچیک از طرفین یعنی نه روسیه و نه اوکراین تمایلی به عقبنشینی از مواضع خود ندارند. دو طرف هنوز هم در میدان نبرد با حملات متقابل و هدف قرار دادن زیرساختهای اقتصادی و انرژی یکدیگر، سعی دارند تا تابآوری طرف مقابل را به چالش بکشند.
وی همچنین اشاره کرد: این موضوع با نزدیک شدن به فصل زمستان اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا هر دو کشور به شدت نیازمند انرژی و تأمین گرما برای مصارف عمومی و شهری هستند و آسیبپذیری اوکراین در این زمینه بهمراتب بیشتر از روسیه به نظر میرسد. البته تقریبا تمامی زیرساختهای انرژی روسیه نیز هدف حملات اوکراین قرار گرفته است، اما روسیه به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و دارنده منابع نفت و گاز در جهان، ظرفیت بیشتری برای تأمین نیازهای انرژی خود دارد. از این رو، در جنگ بر سر زیرساختها و انرژی، سطح آسیبپذیری دو طرف برابر نیست.
این متخصص در مسائل بینالملل تصریح کرد: دولتهای اروپایی با استقرار کمکهای مالی به اوکراین، سعی دارند تا بخشی از نیازهای این کشور برای تأمین هزینههای جنگ و نیازهای ضروری مردم را برطرف کنند. اروپاییها میدانند که بدون حمایت نظامی آمریکا، توانایی حمایت کامل از اوکراین را ندارند. به همین دلیل تلاش میشود که اختلافات و انتقادات میان اروپا و آمریکا، تا حد زیادی در سطوح بالای سیاسی کنترل و مدیریت شود تا این شکاف مانع از کاهش همکاریها و کمکهای مالی و نظامی آمریکا به اوکراین نگردد.
وی متذکر شد: در این شرایط و با توجه به تحولات حاشیهای مجمع عمومی، احتمالاً طرفین به نقطهای خواهند رسید که مفهوم منجمد بودن جنگ به بحث گذاشته شود. بسیاری بر این باورند که حملاتی که اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه میزند و پالایشگاههای این کشور را هدف قرار میدهد، میتواند فشار بیشتری به روسیه وارد کند. حتی اظهارات پوتین مبنی بر عدم تمایل روسیه به حمله به اروپا هم میتواند در همین راستا مورد بررسی قرار گیرد.
مکی تصریح کرد: علاوه بر این، در اخبار و مواضع سیاسی، همواره از تهدیدات روسیه علیه دولتهای اروپایی مطرح میشود. صرفنظر از اینکه این تهدیدات در حال حاضر چه میزانی از واقعیت دارند، به نظر میرسد که این موضوع بیشتر به عنوان ابزاری برای کاهش اختلافات و شکافها بین دولتهای اروپایی درباره شیوه مواجهه با روسیه به کار گرفته شده است.
وی بیان کرد: در حال حاضر، دولتهای اروپایی دیدگاه یکسانی درباره این مسئله ندارند. برخی به خاتمه دادن به جنگ اوکراین معتقدند و افکار عمومی این را به معنای پذیرش شکست و ناکامی در برابر روسیه تلقی میکنند. در مقابل، کشورهای بزرگ اروپایی همچون فرانسه، انگلیس و آلمان به شدت سطح تهدیدات روسیه را ارزیابی کرده و هیچ تمایل به اعطای امتیازات بزرگ به این کشور ندارند. لذا، مطرح کردن تهدیدات روزافزون روسیه به عنوان وسیلهای برای ایجاد اجماع و کاهش شکافها میان اعضای اتحادیه اروپا نیز میتواند در نظر گرفته شود.
مکی افزود: در زمینه حملات به زیرساختهای انرژی، این تقابلها از هر دو سمت وجود دارد. همانگونه که روسیه مورد هدف حملات پهپادی اوکراین قرار میگیرد، زیرساختهای اوکراین نیز در تیررس حملات موشکی روسیه قرار دارند. از نظر جغرافیایی و گستردگی تأسیسات انرژی و زیرساختی، روسیه و اوکراین قابل مقایسه نیستند. بدین ترتیب، به نظر میرسد تابآوری روسها در برابر جنگ زیرساختی به مراتب بیشتر از اوکراینیها باشد و به همان نسبت، ظرفیت مقاومت روسیه بیشتر از اوکراین است.
وی خاطرنشان کرد: درست است که اوکراین از برخورداری از حمایت مالی و نظامی وسیع اروپا و آمریکا بهرهمند است، اما در نهایت، اوکراینیها هستند که هزینههای این جنگ طولانی و فرسایشی را پرداخت میکنند. به این ترتیب و در حالی که روسها تاکنون هیچ نشانهای از عقبنشینی از مواضع خود در اوکراین بروز ندادهاند، به همین اندازه نیز نمیتوان انتظار داشت که هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی روسیه موضع آن کشور را تغییر دهد یا به یک مسیر جدی گفتوگو و مذاکره برای خروج از بنبست ختم شود.
مکی در پایان تاکید کرد: به طور کلی، آنچه در شرایط کنونی مشاهده میشود، بیشتر ادامه یک جنگ فرسایشی در عرصههای نظامی، اقتصادی و زیرساختی است. جنگی که در آن هر دو طرف به دنبال کاهش تابآوری طرف مقابلاند، اما هنوز نشانهای روشن از تغییرات بنیادین در مواضع سیاسی آنها و حرکت به سمت یک توافق پایدار دیده نمیشود.