احمد ناطق نوری چه کسی است؟/ از تجربه طولانی در سیاستهای پارلمانی تا عکسی به یاد ماندنی با محمدعلی کلی و تعیین مسایل شرعی برای بوکس/ داستان مردی که در برابر احمدینژاد ایستادگی کرد!
خبرآنلاین - نام احمد ناطقنوری در عرصه ورزش و سیاست ایران بهویژه با «بوکس» پیوند خورده است؛ او که روحانی زاده و مدیر ورزشی بود، در طول قریب به سه دهه رهبری فدراسیون بوکس، به عنوان نمایندهای شناخته شده در حوزه سیاسی نیز فعالیت داشت. با درگذشت او، بخشی از تاریخ بوکس ایران دوباره یادآوری میشود، چرا که از اواخر دهه ۶۰ تا میانه دهه ۹۰، ناطقنوری چهرهای ثابت و تأثیرگذار در این رشته به شمار میرفت.
احمد ناطقنوری در سال ۱۳۶۸ و در شرایطی که پس از انقلاب، بوکس بهمدت طولانی از ساختار رسمی ورزش کشور حذف شده بود، به ریاست فدراسیون منصوب شد. بازگشت این رشته به عرصه ورزش صرفاً تصمیمی مدیریتی نبود، بلکه در آن زمان مسأله حکم شرعی بوکس نیز مورد بحث قرار داشت. ناطقنوری بعدها اشاره کرد که برای روشنسازی این موضوع به برخی مراجع رجوع کرده و درباره مجاز بودن این ورزش پرسوجو کرده است؛ موضوعی که بعدها به یکی از جنبههای شناختهشده زندگی ورزشی او تبدیل شد.
احمد ناطقنوری همچنین پیوندی عمیق با مجلس داشت؛ او بهمدت سالها نماینده نور و محمودآباد بود و مجموعاً هفت دوره در پارلمان حضور داشت. این همزمانی فعالیتهای سیاسی و ورزشی او، چهرهای ساخت که تنها در مدیریت یک فدراسیون خلاصه نمیشد؛ بلکه زندگی سیاسی و ورزشیاش در رویدادهای مهم تاریخ جمهوری اسلامی به هم پیوسته بود.

مسیر سیاسی احمد ناطق نوری عمدتاً در زادگاهش جریان داشت. او پس از انقلاب به فعالیتهای سیاسی وارد شد و پس از شهادت برادرش عباسعلی، در انتخابات میاندورهای مجلس اول به نمایندگی از او معرفی شد. ناطقنوری در دورههای سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم و هشتم مجلس نماینده نور و محمودآباد بود که این هفت دوره، بخش قابل توجهی از کارنامه سیاسی او را تشکیل میداد؛ حضوری که سرانجام با انتخابات مجلس نهم به پایان رسید.
سیاست در کنار بوکس
جنبهی دیگر زندگی احمد ناطق نوری به ورزش برمیگردد. او از نوجوانی به بوکس علاقهمند بود و سابقه فعالیت در این رشته را نیز در کارنامهاش داشت. پس از انقلاب، فعالیت بوکس در ایران متوقف شد و این مسأله نگرانیهایی را در مورد وضعیت شرعی این ورزش به وجود آورد. ناطقنوری بعدها به این موضوع اشاره کرد که برای روشنشدن وضعیت بوکس به سراغ مراجع رفته و درباره اجازه ادامه فعالیت آن تحقیق و پرسش کرده است.

پس از بازگشایی فدراسیون بوکس در سال ۱۳۶۸، احمد ناطق نوری ریاست این فدراسیون را برعهده گرفت و برای سالها در این سمت ماند. در دوران مدیریت او، بوکس ایران مراحل متنوعی را پشت سر گذاشت و او در زمانهای مختلف نظراتی درباره وضعیت رشته، اعزام تیمها و مشکلات بوکس ایران ارائه میکرد. نهایتاً در سال ۱۳۹۶، ناطقنوری از ریاست فدراسیون کنار رفت و از سوی وزارت ورزش به عنوان رئیس افتخاری فدراسیون منصوب شد. با این وجود، برای او ورزش همواره با سیاست پیوند داشت. او سالها بین این دو حوزه در نوسان بود و در یکی از مصاحبههایش درباره تفاوت سیاست و بوکس گفته بود که در رینگ از ضربات استفاده میشود و مسابقه به اتمام میرسد، اما در عرصه سیاست زخم زبانها باقی میماند. همین جمله ممکن است تصویر روشنتری از مسیر او در سالهای پایانی حضورش در سیاست به تصویر کشد.
بوکس؛ ورزشی که بعد از انقلاب تعطیل شد/ ماجرای حلال بودن بوکس
وجهی مهم از زندگی احمد ناطقنوری به بوکس مرتبط میشود. او بهخودش اشاره کرده که پیش از انقلاب فعالیتهایی در این رشته داشته و روایتهایی درباره تمرینات او در پارکشهر تهران نقل شده است. پس از انقلاب، وقتی فعالیت بوکس مدتی متوقف شد، مسأله احیای مجدد این رشته مطرح شد. ناطقنوری در این زمان نقش مؤثری در روند احیای بوکس ایفا کرد و در سال ۱۳۶۸ ریاست فدراسیون را بهعهده گرفت.
در فرآیند بازگشایی بوکس، مسأله تنها احیای اداری یک فدراسیون نبود، بلکه در مورد مشروعیت شرعی این رشته نیز مباحثاتی به وقوع پیوست. ناطقنوری بارها در روایتهایش از دیدار با برخی مراجع و روحانیون برای مشخص شدن حکم بوکس یاد کرده است. از جمله نام آیتالله سیدمحمدرضا گلپایگانی و آیتالله محمدعلی اراکی در این زمینه ذکر شده است. او بهویژه از ماجرای مراجعه به آیتالله احمد جنتی و بردن دستکش بوکس به نزد او سخن گفته است. بر اساس داستانهای ناطقنوری، این پیگیریها به راهاندازی مجدد بوکس منجر شد و از سال ۱۳۶۸ این رشته دوباره فعالیت خود را آغاز کرد.
ماجرای سفر محمدعلی کلی به ایران چه بود؟
محمدعلی کلی، بوکسور مشهور آمریکایی که به دین اسلام گرویده بود، در دهه ۱۳۷۰ به ایران سفر کرد. ناطقنوری سالها بعد در یکی از مصاحبههایش اذعان داشت که دو بار از کلی برای سفر به ایران دعوت نموده است. او همچنین اشاره کرده بود که کلی طی سفرش به عراق، در مورد امکان کمک به آزادی اسرای ایرانی با او صحبت کرده و این موضوع را پیگیری کرده است.

خانواده ناطق نوری و احمدی نژاد
یکی از جنبههای مهم کارنامه سیاسی احمد ناطق نوری، ارتباط او و خانوادهاش با محمود احمدینژاد بود؛ رابطهای که ابتدا بر اساس نوعی حمایت و وساطت سیاسی شکل گرفت و در سالهای بعد به یکی از جنجالیترین تقابلهای سیاسی بدل شد.
ناظق نوری در یکی از گفتوگوهایش درباره شهردار شدن احمدینژاد در سال ۱۳۸۲ بیان کرده بود که او در ابتدا برای تصدی شهرداری تهران دچار مشکل تأیید صلاحیت بود و علیاکبر ناطق نوری برای حل این مشکل وساطت نموده بود. احمد ناطق نوری همچنین در همان گفتوگو پیرامون نتایج این رابطه تصریح کرده بود: «بعد ایشان آمد و بالاخره آن کارها را انجام داد... و خوب جواب داد.»

اما در سال ۱۳۸۴، احمدینژاد به مقام ریاستجمهوری رسید و به تدریج اختلافات میان او و برخی بخشهای اصولگرایی سنتی بیشتر شد. ناطق نوری در سالهای دورههای نهم و دهم ریاستجمهوری به منتقدِ سیاستهای احمدینژاد تبدیل شد. یکی از انتقادات عمده او به دولت احمدینژاد، انحلال سازمان مدیریت و برنامهریزی بوده است. احمد ناطق نوری در انتقاد از دولت مطرح کرد که تعطیلی سازمان برنامه و بودجه یکی از اشتباهات بزرگ احمدینژاد بود. او بر این باور بود که اگر دولت از عملکرد سازمان راضی نبود، باید مدیران و ساختار آن را تغییر میداد، نه اینکه اساس سازمان را کنار بگذارد. به عقیده او، این تصمیم باعث کنار گذاشتن کارشناسان و حسابرسان باتجربه شد و فرایند برنامهریزی در کشور را مختل کرد.
او همچنین در آن دوره تأکید کرده بود که قضاوت درباره عملکرد دولت را باید به مردم واگذار کرد و درخصوص شعار «پاکترین دولت» نیز بر این نظر بود که مردم باید داور نهایی باشند.
مناظرهای که همهچیز را تغییر داد
نقطه عطف روابط خانوادگی ناطق نوری و احمدینژاد، انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ بود. در مناظره تلویزیونی بین احمدینژاد و میرحسین موسوی، رئیسجمهور وقت، وی نام خانواده ناطق نوری را مطرح کرد و اتهاماتی درباره وضعیت اقتصادی فرزندان علیاکبر ناطق نوری به میان آورد. این بخش از مناظره به یکی از جنجالیترین قسمتهای رقابت انتخاباتی آن سال تبدیل شد.
احمد ناطق نوری بعدها به این موضوع اشاره کرد که اظهارات مطرح شده درباره خانوادهشان «پخته»، «منطقی» و «توجیهپذیر» نبود و آنها را اتهامی دانست. با این حال تصریح کرد که خانواده ناطق نوری به دلیل این اتفاق، «با نظام قهر» نکرده و به چالشی با دولت نپرداختند. همچنین در واکنش به اتهاماتی که درباره خانوادهشان منتشر شد، از احمدینژاد خواسته بود که اگر مدرکی درباره ثروت فرزندان ناطق نوری وجود دارد، آن را ارائه کند. چند سال بعد، وقتی از او پرسیدند که چرا این اتهامها را از طریق حقوقی پیگیری نکردهاند، او بهصورت مختصر گفت: «آدم با هر بچهای که دعوا نمیکند.»

این جمله را میتوان در کنار توضیح دیگری که او درباره سیاست و ورزش مطرح کرده خواند:« بعد از مسابقه در رینگ، دو رقیب یکدیگر را در آغوش میکشند، اما در سیاست زخم زبانها باقی میماند». تجربه او با احمدینژاد نمونهای از همین تفاوت بود.
از اصولگرایی سنتی تا فاصله با جریان احمدینژاد
تقابل با احمدینژاد تنها یک اختلاف شخصی یا خانوادگی نبود. این مسأله در سالهای بعد به نشانهای از دوری ناطق نوری از بخشی از جریان اصولگرایی تبدیل شد. او انتظار داشت چهرههای قدیمی این جریان در برابر اظهاراتی که درباره او و خانوادهاش مطرح شده بود، واکنش نشان دهند. با این حال، به گفته روایتهای بعدی درباره آن دوره، سکوت بعضی اصولگرایان برای او قابل پذیرش نبود.
در سالهای بعد، ناطق نوری به چهرهای شناختهشده تبدیل شد که ارتباطش با نیروهای اصلاحطلب و میانهرو، بیشتر نمایان بود؛ هرچند سوابق سیاسیاش هنوز در چارچوب جریان راست سنتی تعریف میشد. این تحول در جایگاه باعث شد که برخی گروههای اصولگرا به او انتقاد کنند و حتی پس از سالها فعالیت در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، موقعیتاش در بین نیروهای سیاسی دچار تغییر شود.
با همه اینها، احمد ناطق نوری معمولاً در نظریاتش تلاش میکرد که فاصلهاش را با رویکردی تند بیان نکند. حتی در مورد اختلافات خانوادگی و سیاسی، بر مفهوم «گذشت» تأکید میکرد و میگفت که خانواده ناطق نوری هرگز اهل بداخلاقی نبودهاند.
مردی میان دو میدان
احمد ناطق نوری در نهایت با دو تصویر گوناگون در خاطر سیاسی و اجتماعی ایران باقی ماند؛ هم بهعنوان سیاستمداری که هفت دوره در مجلس حضور داشت و هم بهعنوان ورزشکاری که نزدیک به سه دهه رهبری فدراسیون بوکس را بر عهده داشت. در عرصه سیاست، نام او پیوند خورده با مجلس، جریان راست سنتی، خانواده ناطق نوری و نیز ماجرای مناظره سال ۱۳۸۸ است؛ در عرصه ورزش اما، او به عنوان شخصیتی شناخته میشود که به احیای دوباره و تثبیت بوکس پس از انقلاب کمک شایانی کرده است.

او سالها در فضای سیاسی ایران حاضر بود، اما شاید عمیقترین جنبه این مسیر همان رابطهای بود که با محمود احمدینژاد شکل گرفت؛ چهرهای که در مقطعی برای تصدی شهرداری تهران با وساطت خانواده ناطق نوری مسیرش هموار شد و در چند سال بعد، در یک مناظره تلویزیونی، نام همان خانواده را در برابر میلیونها بیننده به میان آورد. احمد ناطق نوری در سالهای پس از آن ماجرا همچنان درباره احمدینژاد سخن گفت؛ از انتقاد به سیاستهای اقتصادی دولت گرفته تا واکنش به اتهامهای انتخاباتی. اما شاید مهمترین نکتهای که درباره آن دوره بهعنوان یک تعبیر ماندگار از او باقی ماند، همان جمله کوتاه «خوب جواب داد» است؛ جملهای که فاصله بین شروع یک رابطه سیاسی و پایان آن را بهطور خلاصه تصویر میکند.
او در تاریخ سوم مهر ۱۴۰۵ در سن ۸۹ سالگی درگذشت؛ مردی که نزدیک به نیم قرن از تاریخ سیاسی و ورزشی جمهوری اسلامی را، هریک از یک جانبه، تجربه کرده بود.
۳۱۳۱