کد خبر 713013
۱۴۰۵/۰۷/۰۶ ۲۲:۲۰

دستاوردهای ویژه مستاجران در تهران: از صاحب‌خانه‌های کم‌درآمد تا مسکن‌های مشترک

ساعت 24 - نوسان در هزینه‌های اجاره و افت قدرت خرید، منجر به دگرگونی در سبک زندگی ساکنان تهران شده است؛ این تغییر شامل انتقال طبقه متوسط به حاشیه‌های شهر، رونق مسکن‌های اشتراکی و ظهور پدیده‌هایی مانند «اجاره تو در تو» و «صاحبخانه‌های کم‌درآمد» می‌شود. هزینه‌های مسکن بخش عمده‌ای از مخارج خانوار در تهران را تشکیل می‌دهد؛ برآوردها نشان می‌دهد که این رقم ممکن است بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد باشد و افزایش آن می‌تواند بار سنگینی را بر دوش ساکنان بگذارد.
از صاحب‌خانه‌های فقیر منطقه یک تا خانه‌های اشتراکی/ سه چهره تازه از مستاجری در تهران

فرارو- خانواده عزیزی یکی از خانواده‌های بسیاری هستند که در سال جاری به دلیل فصل جابه‌جایی از مرکز تهران به حاشیه‌های این شهر، به گرمدره نقل مکان کردند. نکته قابل توجه این است که آن‌ها جزو مستاجران کم درآمد محسوب نمی‌شوند و اگر بخواهیم بر اساس تقسیم‌بندی طبقات اجتماعی قضاوت کنیم، در رده طبقه متوسط جای می‌گیرند.

به گزارش فرارو، افزایش بی‌رویه اجاره‌بها تنها دلیل این تصمیم نیست. قدرت خرید کاهش یافته خانوارها و فاصله شدید بین درآمد و هزینه‌های مسکن، برخی مستاجران را به سمت مناطق ارزان‌تر و حاشیه شهر هدایت کرده و در عین حال، اشکال جدیدی از سکونت اشتراکی و حتی «اجاره تو در تو» را به وجود آورده است.

سوالی که مطرح می‌شود این است که اگر این روند صعودی هزینه مسکن ادامه یابد، آیا احتمال دارد که تهران به شهری مختص مرفهین تبدیل شود و دیگر اقشار ناچار به رفت‌وآمد برای کار به این پایتخت گردند؟

سه پدیده نوین در دنیای مستاجران تهرانی

بنا بر مصوبه اخیر سران قوا، حداکثر افزایش اجاره‌بهای قراردادهای تمدیدی در سطح کشور ۲۵ درصد تعیین گردیده است. اما برخی آمار غیررسمی حاکی از افزایش ۷۰ تا ۱۰۰ درصدی اجاره‌بها در برخی مناطق می‌باشد. افزایش هزینه‌های مسکن همراه با افت قدرت خرید خانوار، الگوی سکونت در تهران را تغییر داده و سه پدیده مشخص را به وضوح نمایان کرده است: مهاجرت مستاجران به حاشیه، رشد خانه‌های اشتراکی و ظهور پدیده «اجاره تو در تو».

تهرانی‌ها به حاشیه می‌روند

یکی از نشانه‌های اولیه این تغییر، جابه‌جایی تدریجی خانواده‌هایی است که دیگر توان پرداخت هزینه مسکن در نواحی مرکزی تهران را ندارند و ناگزیر به سوی مناطق جنوبی و سپس حاشیه شهر حرکت کرده‌اند.

داستان خانواده عزیزی نمونه خوبی از این روند است. آقای عزیزی که در تهران متولد شده و زندگی خانوادگی‌اش را در همین شهر بنیان نهاده است، اظهار می‌کند: «ما از مرکز شهر به سمت جنوب و حالا به حاشیه تهران منتقل شده‌ایم. دلیل این تغییر، فاصله‌ای است که بین درآمد و هزینه‌های زندگی در تهران وجود دارد. حقوق ۴۰ میلیون تومان و اجاره ۳۰ میلیون! چطور می‌توان با ۱۰ میلیون به پایان ماه رسید؟»

زندگی مشترک؛ راهی برای خلاصی از ودیعه‌های سنگین

اما کوچ کردن مستاجران به مناطق حاشیه‌ای تنها نتیجه افزایش اجاره‌بها نیست. خانه‌های اشتراکی نیز در سال‌های اخیر به بخش فزاینده‌ای از بازار مسکن تهران تبدیل شده‌اند. در پلتفرم‌های مرتبط با خرید و فروش و اجاره مسکن، تعداد آگهی‌های مربوط به جستجوی هم‌خانه رونق گرفته و تقاضا برای این نوع سکونت، شامل اقشار مختلفی است.

گروهی از این افراد جوانانی هستند که به خاطر کار یا تحصیل به تهران آمده‌اند و قادر به تأمین ودیعه و اجاره یک واحد مستقل نیستند. پوریا، ۲۹ ساله، نمونه‌ای از این افراد است. او دو سال پیش برای کار به تهران آمده و حالا به‌صورت اشتراکی در منزل شخص دیگری زندگی می‌کند.

پوریا توضیح می‌دهد: «پول پیش به افرادی تعلق دارد که با آنها زندگی می‌کنم و من هزینه اجاره را پرداخت می‌کنم. هر طور که حساب کردم، نمی‌توانستم بیش از ۵۰۰ میلیون تومان برای ودیعه فراهم کنم.»

ولی زندگی در خانه‌های اشتراکی تنها راهکار موجود برای جوانان مستاجر نیست. در سوی دیگر موضوع، مالکان خانه‌هایی قرار دارند که با وجود داشتن ملک، قادر به تأمین هزینه‌های زندگی در تهران نیستند و برای کاهش فشار اقتصادی، بخشی از خانه خود را به هم‌خانه واگذار می‌کنند.

خانم محمدی، صاحب آپارتمانی ۶۰ متری در غرب تهران، یکی از این مالکان است که برای یافتن هم‌خانه آگهی منتشر کرده است. او می‌گوید: «خانه‌ای چند میلیاردی دارم، اما درآمدم فقط به هزینه‌های جانبی زندگی در تهران می‌رسد.»

صاحبخانه‌ای با مشکلات مالی

علاوه بر مهاجرت به نواحی حاشیه شهر و گسترش خانه‌های اشتراکی، یک شکل دیگر از سکونت نیز در حال افزایش است که به «اجاره تو در تو» معروف است. در این مدل، فردی در خارج از تهران یا در یکی از شهرهای مجاور صاحب خانه است، اما به خاطر فاصله از محل کار یا تحصیل، ملک خود را اجاره می‌دهد و در تهران به عنوان مستاجر زندگی می‌کند. از این رو، قسمتی از اجاره‌ای که از ملک خود دریافت می‌کند، صرف پرداخت اجاره در تهران می‌شود.

سیمین یکی از افرادی است که در چنین وضعیتی قرار دارد. او در حاشیه تهران صاحب منزل است، اما به خاطر مدرسه فرزندش و محل کار خود و همسرش، مجبور به اجاره‌نشینی در تهران شده است. او می‌گوید: «دختر من در مدرسه فرزانگان تحصیل می‌کند و در منطقه‌ای که خانه داریم، چنین مدرسه‌ای وجود ندارد. بنابراین به ناچار به تهران آمدیم. همچنین، محل کار من و همسرم نیز در تهران واقع شده است و رفت‌وآمد روزانه نه تنها انرژی‌مان را مصرف می‌کند بلکه بار مالی نیز به ما تحمیل می‌کند.

این سه الگو، یعنی کوچ به حاشیه، خانه‌های اشتراکی و اجاره تو در تو، اگرچه در سال‌های گذشته نیز موجود بوده‌اند، اما افزایش هزینه مسکن آن‌ها را از راه‌حل‌های محدود به بخشی از تجربیات روزمره گروهی از مستاجران تهرانی تبدیل کرده است.

طبقه متوسط به شدت تحت فشار

هوشنگ فروغمند اعرابی، کارشناس حوزه مسکن و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با فرارو به تحلیل سه پدیده ایجاد شده در بازار مسکن استیجاری تهران پرداخته و به این پرسش پاسخ می‌دهد که با توجه به افزایش اجاره‌بها در تهران، امروز این پایتخت برای چه افرادی دیگر قابل سکونت نیست؟

شناسه اعرابی در این مورد آن است که: «به‌طور کلی، طبقه متوسط به شدت تضعیف شده است. اقشار مختلف این طبقه و افزایش هزینه‌های اجاره باعث می‌شود افرادی که در سال‌های ابتدایی کار خود هستند و جوان‌ترند، نتوانند در تهران به زندگی خود ادامه دهند و به مشکلات بیشتری دچار شوند.»

او درباره پدیده «اجاره تو در تو» توضیح می‌دهد: «این پدیده به معنای آن است که فردی ملکی بیرون از تهران یا در فاصله‌ای از آن دارد، آن را اجاره می‌دهد و مبلغی از این اجاره را برای پرداخت اجاره‌خانه خود در تهران تخصیص می‌دهد. چنین افرادی شاید بتوانند دوام بیاورند، اما کسانی که توانایی سرمایه‌گذاری نداشته‌اند، دیگر نمی‌توانند به زندگی خود ادامه دهند، خصوصاً در مناطق متوسط به بالا تهران.»

صاحبخانه‌های فقیر در مناطق شمالی تهران

در ارتباط با موضوع «صاحبخانه فقیر»، این کارشناس مسکن می‌گوید: «باید درآمد را با دسته‌بندی‌های مختلفی در نظر بگیریم. اگر برای مثال درآمد یا درآمد حاصل از منابعی مانند حقوق بازنشستگی را در نظر بگیریم، می‌توانیم نسبت به طبقات بالا، جمعیت بزرگی را در این دسته قرار دهیم.»

برای مثال، او ادامه می‌دهد: «افرادی ممکن است وجود داشته باشند که در یک منطقه لوکس تهران زندگی می‌کنند و حتی خانه‌های گران قیمتی نیز دارند. اما با افزایش هزینه‌ها مواجه شده‌اند. برای نمونه، افرادی که سن بیشتری دارند، ممکن است هزینه‌های درمانی بالایی را متحمل شوند. این هزینه‌ها بر زندگی خانوادگی فشار می‌آورند. بنابراین، واژه «صاحبخانه فقیر» به دلیل مشکلات اقتصادی به این افراد اطلاق می‌شود.

یک مدل دیگر نیز به گفته او وجود دارد: «افرادی که به خاطر شغل خود به تهران می‌آیند و واحدهایی را به‌صورت اشتراکی اجاره می‌کنند. دلیل اصلی رشد این پدیده در سال‌های اخیر، ناشی از ظهور پلتفرم‌های آنلاین و مدل‌های جدید در این حوزه است. این پلتفرم‌ها باعث ترویج چنین سبک سکونتی، به خصوص در تهران، شده‌اند.»

اجاره‌های دلاری در تهران

اعرابی در مورد سقف اجاره بها در تهران توضیح می‌دهد: «ما آمار دقیقی از وضعیت بازار نداریم. تعیین سقف برای اجاره بها به دلیل قانونی است که چنین الزامی را ایجاد کرده است. با این حال، این قانون مخالفانی هم دارد که معتقدند آمارها غیرواقعی ارائه می‌شود.»

به عنوان مثال، او می‌گوید: «در برخی آگهی‌ها عباراتی دیده می‌شود که به خارجی‌ها اشاره می‌کند و قیمت نیز به دلار قید شده است. در برخی پلتفرم‌ها می‌توان این موارد را مشاهده کرد. اما به هیچ وجه نمی‌توان این قانون را ناقص تلقی کرد. اگر این موضوع را در چارچوب سایر قوانین بررسی کنیم، می‌تواند نتیجه‌ بخش باشد.»

او تأکید می‌کند: «یکی از دلایل اصلی اینکه بسیاری از فعالان بازار املاک، خانه‌های خالی خود را به‌ویژه در بخش‌های عمومی و دولتی اجاره نمی‌دهند، این است که باید تشویق شوند تا این خانه‌ها را وارد بازار اجاره کنند و همچنین به فروش بگذارند. در نهایت، این قانون می‌تواند به نتایج مثبتی منجر شود.»

هزینه مسکن اصلی‌ترین عامل انتقال به حاشیه تهران

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که چه عاملی باید بر مستاجران فشار آورد تا به حاشیه شهر تهران بروند، اجاره‌بها یا هزینه‌های جانبی زندگی؟ می‌گوید: «بدون تردید، قیمت مسکن بخش عمده‌ای از سبد هزینه خانوار در تهران را شامل می‌شود؛ عددی بالغ بر ۶۰ تا ۷۰ درصد برآورد می‌شود و افزایش آن می‌تواند فشار زیادی ایجاد کند. هرچند که عوامل دیگری هم در این میان تأثیرگذارند، اما بدون شک، اجاره‌بها و هزینه‌های مسکن از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.»

آیا تهران فقط برای مرفهین خواهد بود؟

برخی کارشناسان بر این باورند که اگر روند کنونی ادامه یابد، تهران به شهری تبدیل می‌شود که تنها افراد ثروتمند می‌توانند در آن زندگی کنند و سایر اقشار تنها برای کار به این شهر رفت‌وآمد خواهند کرد. اعرابی در این راستا اضافه می‌کند: «این موضوع ممکن است بیشتر مشهود شود، اما اگر تهران به شهری مختص ثروتمندان تبدیل شود، اتفاق ناخوشایندی است. البته هنوز به این وضع نزدیک نیستیم، چرا که برای تحقق این وضعیت، باید اقتصاد به شکل خاصی دچار تحول شود. بدون تقویت اقتصاد، چنین حالتی شکل نخواهد گرفت.

اقتصاد قوی پیش‌نیاز تهران ثروتمند‌نشین

نکته‌ای که او به آن اشاره می‌کند آن است که: «وجود شهرهای دیگر با اقتصاد قوی که افراد با درآمد بالا در آن‌ها ساکن باشند، نیز باید مد نظر قرار گیرد.»

او تأکید می‌کند: «یکی از دلایل اینکه تهران تنها شهری است که تمایل به زندگی در آن زیاد است، به زیرساخت‌های موجود در آن مربوط می‌شود؛ از بیمارستان‌ها و مراکز آموزشی گرفته تا سایر امکانات. افراد متمول از دیگر شهرها به اینجا می‌آیند و حتی از کشورهای خارجی نیز به تهران می‌گروند. اگر بتوانیم برای این موضوع برنامه‌ریزی مناسبی داشته باشیم، وضعیت اقتصادی سایر شهرها نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

پاسخ به وضعیت افراد کم درآمد در این شرایط نیز به گفته اعرابی این است: «دولت‌ها موظفند فرصت‌هایی فراهم کنند تا افراد بتوانند کارهای مؤثری انجام دهند. دولت‌ها نباید لزوماً از افرادی که تمایلی به کار کردن ندارند حمایت کنند. باید خط تمایزی وجود داشته باشد. اینکه شهرهایی وجود داشته باشند که درآمد بالایی دارند و افراد با درآمد بالا در آنجا زندگی کنند، لزوماً منفی نیست و به نگرش کلان ما نیز بستگی دارد.»

ضرورت ایجاد تعادل بین اقشار مختلف

او اشاره می‌کند: «ممکن است ما به بافت‌های اجتماعی در نظر بگیریم مانند کشورهایی مثل فرانسه، اما در بسیاری از کشورها، به ویژه کشورهای امریکایی، این تفکر وجود ندارد که بافت اجتماعی اهمیت خاصی دارد؛ به این معنا که برایشان مهم نیست که افراد از هر قشری بتوانند در هر محله‌ای از یک شهر ساکن باشند.»

این عقیده به گفته این کارشناس حوزه مسکن: «برای مثال در فرانسه به وضوح وجود دارد. در شهر پاریس، برخی شهرداری‌ها شرایطی را برای برخی افراد فراهم می‌کنند تا بتوانند در همان محله زندگی کنند و برای آن‌ها مهم است که تنوع مختلف فرهنگی و اجتماعی در محلات وجود داشته باشد. در مقابل، نگرش دیگری در اقتصاد شهری وجود دارد که بر این باور است که مداخله جدی لازم نیست و خود بازار باید تصمیم‌گیرنده باشد.

او در پایان می‌گوید: «به هر حال، این دوگانگی است که باید به تعادل برسیم. اما اینکه وضعیت اقتصادی یک شهر خوب باشد، به خودی خود نمی‌تواند منفی باشد.»

نویسنده : طناز سادات حسینی فر

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.