آیا گیاهی گمشده از دوران باستان ایران کشف شده؟ راز هوم ۲۵۰۰ ساله در تخت جمشید
فرارو- کشف دانههای گیاهی در ارتفاعات جنوبی مرودشت، بار دیگر به یکی از قدیمیترین معماهای تاریخ ایران جان تازهای بخشیده است؛ گیاهی که در متن اوستا به عنوان مقدس، نیروزا و درمانگر نام برده شده و پژوهشگران سالهاست در تلاشند تا شناسایی حقیقی آن را ممکن سازند.
به گزارش فرارو، در منطقه کوهستانی نزدیک روستای اتابک، که تقریبا ۲۰ کیلومتر در جنوب دشت مرودشت واقع شده است، گیاهی یافت شده که ابوالحسن اتابکی، باستانشناس و مورخ، معتقد است ممکن است نامزد بالقوه «هوم» باستانی باشد؛ همان گیاهی که در متون اوستایی دارای جایگاهی ویژه است و عصاره آن در مراسم مذهبی مهم ایران باستان مورد استفاده قرار میگرفته است. این دانهها که کوچک و به شکل لوبیا و تقریباً با اندازه دانه گندم توصیف شدهاند، در پوشش بیضی و با رنگی متمایل به نارنجی دیده میشوند. اتابکی اظهار میکند که مقایسه این دانهها با نمونههای قبلی نشاندهنده شباهتهایی در شکل، اندازه و ساختار است.
اما باید توجه داشت که بین «کشف یک گیاه» و «شناسایی هوم باستانی» تفاوت وجود دارد. گزارش ایندیپندنت فارسی نیز به وضوح به عدم قطعیت این یافته اشاره میکند و بر ضرورت انجام تحقیقات تخصصی بیشتر تأکید دارد. در واقع، هنوز مشخص نیست که این گیاه به کدام گونه تعلق دارد و آیا واقعاً ارتباط تاریخی با هوم آیینی در دوره هخامنشی دارد یا تنها گیاهی است که ویژگیهایی مشابه با توصیفات هوم دارد.
هوم؛ گیاهی که در اوستا فقط یک گیاه نیست
برای درک اهمیت این کشف احتمالی، باید به خود هوم مراجعه کنیم. هوم در فرهنگ ایرانی نه تنها نام یک گیاه، بلکه عنوان یک ایزد نیز است؛ مشابه با مفهوم «سومه» در سنت ودایی هند. ریشه این دو واژه به یک سنت دینی و زبانی کهن هندوایرانی برمیگردد و معنای آن به «فشردن» و «کوبیدن» مربوط میشود؛ به این معنا که هوم در واقع فقط نام یک گیاه نیست، بلکه چیزی است که از فشردن آن به دست میآید.
مهمترین متنی که به هوم پرداخته، بخشهایی از یسناهای ۹ تا ۱۱ اوستاست که به «هومیشت» معروف است. در این متن، هوم به عنوان موجودی ایزدی در برابر زرتشت ظاهر میشود و از او خواسته میشود که هوم را بفشارد و بنوشد. هوم همچنین با قدرت، پیروزی، درمان، فرزندآوری، نیروهای جسمانی و تواناییهای ذهنی گره خورده است. بنابراین آنچه در این متون آمده، صرفاً یک گیاه معمولی نیست؛ بلکه مادهی اصلی یکی از کهنترین آیینهای دینی ایرانی به شمار میرود.
توصیفهای اوستا در مورد ظاهر گیاه، با وجود اهمیتشان، آنقدر دقیق نیستند که بتوان بر اساس آنها نام علمی یک گونه را تعیین کرد. هوم گیاهی سبز یا زرد و زرینرنگ توصیف شده و به ساقهها، جوانهها و شاخههای آن اشاره میشود. هوم در مناطق کوهستانی رشد میکند، عطری دارد و اجزای آن باید بهطرز خاصی کوبیده و فشرده شوند. در هومیشت، حتی از کوهها، باران و ابرهایی که شرایط مناسب برای رویش هوم را فراهم میکنند، یاد شده است.
این ویژگیهاست که داستان گیاه جنوب مرودشت را برای ما جذاب میسازد: گیاهی کوهستانی در ناحیهای که در قلب جغرافیای تاریخی هخامنشی قرار دارد، با دانههایی خاص و چرخهای از رویش فصلی که اکنون میتوان آن را با توصیفات متنی و گیاهشناختی سنجید.
چرا سالهاست افدرا نامزد اصلی هوم است؟
یکی از مهمترین سرنخها در رمزگشایی معمای هوم، نه از طریق یک کاوش باستانشناسی بلکه از سنت زنده زرتشتیان بهدست آمده است.
گزارشهای مربوط به اواخر قرن نوزدهم نشان میدهند که زرتشتیان یزد گونههایی از گیاه «افدرا» را با نامهایی مانند هوم و هوما شناسایی کرده و در آیینهای خود از آن بهره میبرند. این سنت همراه با شواهد زبانشناختی ارزش زیادی دارد؛ زیرا گونههای افدرا در برخی زبانها و لهجههای ایرانی نزدیک به نام هوم محسوب میشوند. این گیاه در مناطق کوهستانی ایران، آسیای مرکزی و زمینهای میان ایران و هند رشد میکند.
شباهتها تنها به نام محدود نمیشوند. افدرا گیاهی است که میتوان ساقهها و شاخههای آن را فشرد و عصارهای از آن استخراج کرد؛ در مناطق کوهستانی رشد میکند و برخی گونههای آن حاوی آلکالوئید افدرین هستند. این ماده میتواند منجر به افزایش هوشیاری و تحریک شود؛ ویژگیای که با بخشی از توصیفهای هوم در سنت هندوایرانی هماهنگی دارد.
پژوهشگران، همچون هری فالک، استدلال کردهاند که اثرات اصلی سومه و هوم ممکن است لزوماً توهمزا نبوده، بلکه بیشتر به بیداری و هوشیاری مرتبط باشد. او به مراسم شبانه «آتیراترا» در سنت ودایی اشاره میکند که در آن سومه برای جلوگیری از خواب کاهنان مصرف میشد؛ موضوعی که با تأثیر تحریکآمیز افدرین هماهنگی بیشتری دارد.
با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا «هوم برابر با افدرا» یک معادله حلشده است یا خیر. برخی پژوهشگران، بهویژه دیوید فلاتری و مارتین شوارتز، معتقدند که اثرات توصیفشده برای هوم ممکن است تنها با افدرین بهتنهایی توضیح داده نشود و به احتمال زیاد گیاه دیگری نیز در ترکیب آیینی نقش داشته باشد. پیشنهاداتی همچون اسپند نیز در تاریخ پژوهش مطرح شدهاند، اما این فرضیهها خود با چالشهای جدی مواجه هستند.
از این رو، اگر آنچه اتابکی در ارتفاعات اتابک یافته با گیاهان افدرا شناختهشده از لحاظ گیاهشناسی متفاوت باشد، یافتهای مهم به شمار میرود؛ زیرا در آن صورت یک گزینه تازه وارد یکی از قدیمیترین بحثها پیرامون هوم میشود. اما برای حال حاضر، این تنها یک ادعا است و نه نتایج یک شناسایی مستقل آزمایشگاهی. گزارشات منتشر شده همچنین نشان میدهند که برای دستیابی به این اطلاعات نیاز به مطالعات تخصصی بیشتری لحاظ میشود.
تختجمشید چه چیزی درباره هوم به ما میگوید؟
پیوند این کشف با تختجمشید تنها جغرافیایی نیست. در خود محوطه پارسه نیز شواهدی وجود دارد که نشاندهنده آگاهی از آیینهای مرتبط با فشردن گیاه و تهیه نوشیدنی آیینی در دوره هخامنشی است.
در کاوشهای انجام شده در تختجمشید، هاونها، دستههاونها و ظروفی پیدا شدهاند که پژوهشگران آنها را با مراسم آیینی مرتبط میدانند. حتی در یکی از مهرنگارههای مربوط به دوران خشایارشا، صحنهای وجود دارد که در آن دو شخصیت در کنار آتش و میزی حاوی هاون و دستههاون قرار دارند. پژوهشگران این تصویر را از دلایل مهم ارتباط این ابزارها با مراسم هوم و آیین یسنا به شمار میآورند.
بنابراین، یک زنجیره از شواهد شامل ما داریم: متون اوستایی به هوم اشاره دارند؛ سنت زرتشتی هنوز منجر به استفاده از گیاهی به نام هوم شده و افدرا بهعنوان یکی از جدیترین نامزدهای هوم مطرح است؛ و در تختجمشید نیز ابزارهایی موجودند که با مراسم فشردن و تهیه نوشیدنی آیینی مرتبط تلقی میشوند.
اما چیزی که همچنان در دسترس نداریم، مهمترین حلقه این زنجیره است: نمونهای که بر اساس آن بتوان بهطور قاطع گفت همان گیاهی است که ۲۵۰۰ سال پیش به عنوان هوم در آیین هخامنشی مورد استفاده قرار میگرفته است.
آیا کشف جدید میتواند معمای هوم را حل کند؟
پاسخ علمی در حال حاضر این است: ممکن است، اما فاصله زیادی تا اثبات وجود دارد.
نخستین اقدام، شناسایی گیاه است. ضرورت دارد که مشخص شود این گیاه دقیقاً به کدام جنس و گونه تعلق دارد. شباهتهای ظاهری دانهها به تنهایی برای این کار کفایت نمیکند؛ باید ساختار گیاه، گل، میوه، بذر، ساقه و ویژگیهای میکروسکوپی آن مورد بررسی قرار گیرند.
گام بعد، مقایسه شیمیایی است. اگر گیاه حاوی ترکیبات فعالی باشد که با ویژگیهای احتمالی هوم همخوانی داشته باشد، این امر میتواند سرنخی مهم ارائه دهد؛ هرچند حتی وجود افدرین یا ترکیبات مشابه بهتنهایی نشاندهنده آن نیست که این گیاه همان هوم اوستایی است.
مهمترین مرحله، باستانشناسی است. دانهای که اکنون بر روی یک گیاه در کوهستان رشد میکند بهخودیخود «دانه باستانی» محسوب نمیشود. برای اثبات ارتباط با هوم دوره هخامنشی باید بقایای گیاهی قابل تاریخگذاری از یک بستر باستانشناختی معتبر بهدست آید؛ بهویژه از محوطهای مرتبط با دوره هخامنشی و در شرایطی که ارتباط آن با فعالیت انسانی مشخص شود.
اما دانش امروز نشان میدهد که این کار از نظر علمی کاملاً ممکن است. به عنوان مثال، تحقیقات اخیر در مورد بقایای افدرا در گورستان عصر مفرغ شیائوهه در سینکیانگ، با ترکیب شواهد ریختشناختی، شیمیایی و حتی DNA باستانی برای شناسایی گونه گیاه انجام شده است. در یک مطالعه در سال ۲۰۲۶، پژوهشگران موفق شدند DNA باستانی افدرا را از بقایای خشکشده استخراج کرده و گونه Ephedra intermedia را شناسایی کنند. مطالعهای دیگر نیز بقایای افدرا را در همان منطقه با قدمت تقریبی ۳۲۶۱ سال با ترکیب روشهای ریختشناختی، میکروسکوپی، تاریخگذاری رادیوکربن و تحلیل شیمیایی به Ephedra sinica مربوط دانسته است.
این یافتهها حاکی از آناند که اگر بقایای مناسبی از منطقه پارسه یا حومه آن وجود داشته باشد، فناوری علمی امروز میتواند فراتر از مقایسه ظاهری دانهها عمل کند.
علاوه بر این، حتی اگر گیاه کشفشده در ارتفاعات اتابک دقیقاً با هوم زرتشتیان امروز یکسان باشد، باز هم یک سوال بهجا باقی میماند: آیا این همان گیاهی است که ۲۵۰۰ سال پیش در آیین هخامنشی استفاده میشد؟
پاسخ به این سوال نیازمند یک «خط مستقیم» میان سنت امروز و گذشته است؛ خطی که با شواهد گیاهشناختی، باستانشناختی، تاریخی و هرگاه ممکن باشد، شواهد ژنتیکی و شیمیایی ترسیم میشود.
بنابراین، اهمیت خبر اخیر بیشتر به دلیل بازگشایی یک پرونده بسیار کهن است تا اعلام «کشف هوم». اگر گیاه اتابک از نظر علمی شناسایی شود، اگر ویژگیهای شیمیایی آن متناسب با شواهد متنی باشد و اگر بقایای این گونه در یک زمینه باستانشناختی هخامنشی پیدا شود، آنگاه میتوان از یک گام بزرگ در حل معمای هوم صحبت کرد.
اما در حال حاضر، فاصله میان «گیاهی که ممکن است هوم باشد» و «هوم باستانی که شناسایی شده» همچنان بسیار زیاد است. آنچه اکنون در دست داریم، یک سرنخ جذاب در جغرافیای پارسه است و هنوز پاسخ نهایی به یکی از معماهای گیاهشناختی و آیینی ایران باستان بهدست نیامده است.