محسن هاشمی: در صورتی که از همان ابتدا با غنیسازی اورانیوم ۶۰ درصد موافقت میکردیم، جنگی در کار نبود/ بازگشت به مسیری درست امروز، بهتر از فرداست
به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، محسن هاشمی رفسنجانی در یادداشتی برای عصرایران بیان کرد:
بعد از بازگشت رئیسجمهور از سفر به نیویورک، امیدها و افقهایی که برای رفع مشکلات ناشی از محاصره و نگرانی از احتمال بروز جنگ سوم بهواسطه ارائه پیشنهاد ۷ مادهای بهوجود آمده بود، تضعیف شد و با افزایش نرخ ارز، شرایط مدیریت کشور به چالشی برای قوه مجریه تبدیل گردید.
برخی از شخصیتها نظیر آقای خاتمی در بیانیهای سفر نیویورک را کاملاً موفق و مثبت تلقی کردند، در حالیکه گروهی از شخصیتهای تندرو از دو طرف، این سفر را ناکام ارزیابی کردند.
با این حال، واقعیت آن است که این سفر مشابه فعالیتهای دوسال اخیر قوه مجریه، نقاط قوت و ضعفی دارد که وضعیت دولت را در مرز میان موفقیت و شکست نگه داشته است.
در تصمیمات قبلی همچون تعیین قیمت بنزین نیز شاهد اقدامات مشابهی با هدف راضی نگهداشتن طرفین بودیم و در نتیجه، قیمت بنزین در سطح ۱۰ هزار تومان نهتنها نتوانست مشکل کسری بودجه و کمبود بنزین را حل کند، بلکه با دو برابر کردن قیمت نیز از اثرات تورمی آن جلوگیری نکرد.
معرفی کابینه، انتصابات، تعامل با مجلس و موضوعاتی چون پرونده هستهای، اصلاحات اقتصادی، فیلترینگ و... همگی نمایانگر ادامه همین رویکرد تصمیمگیری قوه مجریه هستند که به شیوه وفاقی معروف شده است.
البته در آغاز تشکیل دولت، در مقالات و مصاحبههای متعددی بیان شد که وفاق میتواند یک راهبرد موفق باشد، به شرط اینکه وفاق حول اهداف معین صورت گیرد و به حل مشکلات کشور کمک کند نه صرفاً برای رضایت افراد، همچنین باید ناشی از ابتکار عمل بوده و نه جبری، در شرایط دشوار رخ دهد و نه به دلیل فرسودگی و بیتصمیمی.
وضعیت امروز کشور که از آغاز دولت چهاردهم بیشتر مشاهد میشود، نظام را در مرحلهای کلیدی قرار داده است و اگر نتواند تصمیمات بارز و دشوار اتخاذ کند، از بیتصمیمی و یا از اتخاذ تصمیمهای میانه و بیاثر ناچار به پرداخته شدن هزینههایی خواهد شد که فاقد منافع هستند.
یکی از مباحثی که در همین سفر توسط رئیسجمهور مطرح گردید، موضوع رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد بود.
شاید اگر این تصمیم در نخستین روزهای این دولت گرفته میشد، دیگر نه جنگی رخ میداد، نه مکانیسم ماشه اجرا میشد، نه تحریمها تشدید میشد، نه محاصرهای وجود داشت و نه خسارتهای ناشی از همان وقایع دیماه به زیرساختها وارد میشد.
اما این تصور از وفاق آن بود که تصمیمات باید مورد تأیید تمامی یا اکثریت قاطع جامعه و مسئولان باشد، در حالیکه اگر چنین توافقی در کشور وجود داشت، به وضع کنونی نمیرسیدیم.
خود تحقق وفاق مهمترین و دشوارترین مرحله کار بود؛ یعنی باید به تشخیص دقیق و کارشناسانهای رسید که راهحل مشکلات کشور چیست و سپس با بیان آن به مردم، نخبگان و گروههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، زمینه برای اجرایی شدن آن تصمیم فراهم میشد. اگر قادر به تأمین وفاق نباشد، باید از تصمیمات صحیح و شجاعانه خود عقب نشینی نکند، اما در عمل وفاق شکل نگرفت و کشور در بیتصمیمی و حالت تعلیق ماند.
همین امروز نیز برای بازگشت به مسیر درست و اصلاح مشکلات کشور، زودتر از فردا بهتر است. اگر ما قرار است مانند امروز به تصمیمات نظیر بازگشایی تنگه هرمز و رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد رضایت دهیم، اما این اقدامات هیچیک از مشکلات محاصره، لغو تحریمها و خطر جنگ را حل نکند، فردا ممکن است به امتیازات بیفایده دیگری تن دهیم که همچنان نتواند مشکلی را رفع کند.
بهتر است یک بار برای همیشه با واقعنگری، عقلانیت و دوراندیشی تصمیماتی اتخاذ کنیم که به نتایج مثبتی منجر شود؛ زیرا پنجره فرصت بهطور نامحدود باز نمیماند و تصمیمات نادرست ممکن است مربوط به فرصتهای خوبی باشند که در زمان مناسب خود اتخاذ نشدهاند.
برای پایان نوشتار، به نظری از امیرالمؤمنین اشاره میکنیم که فرمودند: فرصتها چون ابرهای گذرا هستند.
۲۹۲۱۸