الزامات انتخاب مهدکودک ایدهآل برای فرزندان ما
دنیا نهضت در گفتوگو با ایسنا، اظهار داشت: مهدکودک نباید صرفاً به عنوان مکانی برای نگهداری کودک یا آمادهسازی او برای تحصیل تلقی شود. اگر محیط مهدکیفی مناسب داشته باشد، میتواند فضایی برای رشد اجتماعی، عاطفی، شناختی و حرکتی باشد که در آن کودک تجربیاتی متنوعتر از خانه را کسب میکند. در مهد، کودک با موقعیتهایی روبهرو میشود که نیازمند گفتگو، انتظار، نوبتگیری، حل تعارض، درخواست کمک، ابراز نیازها و تنظیم هیجانات است. این تجربیات میتوانند به مرور زمان مهارتهایی نظیر خودتنظیمی و فعالیتهای اجرایی را تقویت کنند و نتایجی مثبت از نظر اجتماعی و رفتاری به دنبال داشته باشند.
وی ادامه داد: مهدکودک با کیفیت، فرصتی برای رشد فراهم میسازد، در حالی که مهدنامناسب ممکن است مکانی باشد که موجب ایجاد استرس، ترس یا تجربیات ناخوشایند برای کودک گردد. کیفیت مراقبت و آموزش در سالهای اولیه زندگانی، رابطهای معنا دار با رشد اجتماعی و عاطفی کودک در طول زمان دارد. بنابراین، شاید سوال اصلی این نیست که آیا مهد کودک برای کودک مناسب است یا خیر، بلکه مساله مهمتر این است که کودک چه نوع مهدی را با چه مربی و با چه کیفیتی از تعامل و تجربیات روزمره باید تجربه کند.
بهترین معیارهای انتخاب مهدکودک
وی بیان کرد: والدین هنگام انتخاب مهدکودک باید به چه تحریکات روانی و تربیتی توجه کنند؟ والدین معمولاً به مواردی چون ساختار فیزیکی، نظافت، امکانات، دوربینهای نظارتی و برنامههای آموزشی میپردازند که علیرغم اهمیت آنها، کافی نیستند. معیار اصلی، نحوه تعامل مربی با کودک است. والدین باید به دقت به واکنش مربی در مقابل کودک گریهکن، توجه کنند؛ آیا مربی احساسات کودک را درک میکند یا تنها او را ساکت مینماید؟ آیا استفاده از تهدید، تحقیر یا تنبیه وجود دارد؟ همچنین، آزادی انتخاب و بیان نظر برای کودکان، وجود بازی آزاد و فعالیتهای بدنی، تناسب برنامهها با سن و تفاوتهای فردی، نسبت تعداد کودکان به مربی، نحوه برخورد مهد با اشتباهات و پرخاشگریها و ارتباط مهد با والدین مواردی هستند که باید در انتخاب مهد مدنظر قرار گیرند.
این روانشناس ادامه داد: والدین بهجای پرسیدن «چه آموزشهایی به بچهها میدهید؟» مناسبتر است بپرسند «زمانی که یک کودک عصبانی، ترسیده یا مضطرب است، شما چگونه با او رفتار میکنید؟» زیرا پاسخ به این سوال شفافیت زیادی در روش تربیتی مهد ایجاد خواهد کرد.
نهضت در ادامه خاطرنشان کرد که رفتن به مهدکودک چه تأثیری بر رشد اجتماعی، عاطفی و استقلال کودک دارد و تصریح کرد: مهدکودک این فرصت را به کودکان میدهد که تجربه زندگی در جمع همسالان را کسب کنند، نیازهای خود را ابراز کنند، با «نه» مواجه شوند، صبر نمایند، نوبت خود را رعایت کنند، ناکامیها را پذیرفته و در غیاب والدین مسائل را حل کنند. این تجربیات به تقویت حس کفایت و استقلال کمک میکند؛ البته استقلال به معنای «بزرگ شدن زودهنگام» یا «عدم نیاز به والدین» نیست. استقلال سالم بر مبنای یک رابطه امن شکل میگیرد و کیفیت بالای مراقبت و آموزش به مهارتهای اجتماعی بیشتر و مشکلات رفتاری و عاطفی کمتر منجر میشود.
سن مناسب برای آموزش و اهمیت بازی آزاد
وی درباره بهترین سن برای شروع فرایند آموزش و میزان کافی بودن بازیهای آزاد برای رشد مغزی کودکان توضیح داد: آمادگی رشد از سن تقویمی دارای اهمیت بیشتری است؛ یک کودک سه یا چهار ساله میتواند از آموزشهای هدفمند بهرهمند شود، اما این آموزش نباید به صورت رسمی و مدرسهای باشد؛ بلکه باید در چارچوب داستان، بازی، هنر، موسیقی، حرکات بدنی، گفتگو و حل مسائل ارائه گردد. بازی آزاد گیرد فرصتهایی برای تمرین انتخاب، انعطافپذیری، حل مسائل، تخیل، تعاملات اجتماعی و خودتنظیمی را فراهم میآورد، بنابراین کودک به ترکیبی از بازی آزاد، بازی هدایتشده و آموزش هدفمند متناسب با مرحله رشد خود نیاز دارد.
مدیریت اضطراب جدایی
این روانشناس تاکید کرد: اگر مادر در زمان تحویل کودک چندین بار برگردد، گریه کند یا مدام بگوید «نکنه اذیتت کنن؟» یا خودش نتواند از کودک جدا شود، ممکن است کودک این احساس را دریافت کند که «این محیط خطرناک است و مادر نیز از جدایی من مطمئن نیست.» درمان این وضعیت، سرکوب اضطراب والد نیست، بلکه هدف، مدیریت این رفتارهاست. خداحافظی باید کوتاه، روشن و قابل پیشبینی باشد. ایجاد یک روتین ثابت و اعتماد به مربی نیز ضرورت دارد و والد باید از جدایی به صورت مخفیانه بپرهیزد. والد باید کودک را مجبور به «قوی بودن» نکند. جملاتی مانند «میدانم جدا شدن سخت است. تو میتوانی ناراحت باشی و من مطمئنم که میتوانی از پس این چند ساعت بربیایی. بعد از ناهار میآیم دنبالت» هم احساس هیجان کودک را مدیریت میکند و هم او را قادر میسازد خود را توانا بداند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: یکی از مخربترین باورها این است که اگر کودک را به مهد میفرستم، بدین معناست که مادر یا پدر خوبی نیستم. باید اذعان کرد که رشد کودک نتیجه یک رابطه چند ساعته یا یک فعالیت مخصوص نیست؛ بلکه حاصل مجموعهای از روابط، تجربیات و تعاملات پیوسته است. کیفیت زمانی که والد در کنار کودک قرار دارد، پاسخدهی عاطفی، امکان برقراری گفتگو، بازی مشترک و احساس امنیت بسیار بیشتر از یک تصور ساده از «تعداد ساعت حضور والد» اهمیت دارد. به جای پرسش «چند ساعت در کنار فرزندم هستم؟»، بهتر است از خود بپرسید «آیا زمانی که کنار او هستم، از نظر عاطفی در دسترسش هستم؟» والد شاغل نباید برای جبران احساس گناه، ساعات بعد از مهدکودک را با فعالیتهای آموزشی پر کند. گاهی کودک فقط به صدای همدل و حضوری آرام در کنارش نیاز دارد، کسی که نزدیک او بنشیند، او را در آغوش گیرد، به سخنانش گوش دهد و اجازه دهد مدتی کودک باقی بماند.
انتهای پیام