آیا این نمایندگان مجلس واقعاً بر علم اقتصاد واقفند؟
بر اساس گزارش رسانه آنلاین خبرآنلاین، روزنامه اعتماد به موضوع نرخ سود بانکی و اصطلاح «نرخ بهره» از سوی برخی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی پرداخته و تصریح کردهاند که منشا تمامی چالشهای اقتصادی و فسادها در ایران به همین نرخ بهره سیستم بانکی بازمیگردد و لازم است این رقم به صفر برسد.
اینکه با چه دلایل علمی نرخ سود بانکی را معادل «نرخ بهره» یا ربای حرام قلمداد کردهاند، باید قلمرو بحثهای کارشناسانه باقی بماند، اما لازم است به این عزیزان یادآوری شود که نرخ بهره یا ربا به معنایی که در اقتصاد آزاد کاربرد دارد، در سیستم بانکی ایران به طور کلی وجود ندارد.
در ابعاد جهانی، نرخ بهره نتیجه عملکرد خالص عملیات بازار آزاد (فدرال رزرو) بر روی اوراق بهادار دولتی و همچنین تعاملات اقتصادی اثرگذار آن در بازار است. با این استدلال، واقعیت این است که ایران «اوراق قرضه» به معنای رایج ندارد. آنچه به عنوان اوراق مشارکت دولتی یا اوراق خزانه اسلامی شناخته میشود، دارای کارکرد و مفهومی کاملاً متفاوت و مستقل از اوراق قرضه است.
نظام بانکی ایران علیرغم تمامی انتقادات، اگرچه ممکن است به شکل کامل اسلامی نباشد، اما حداقل ربوی نیست. برای اثبات این ادعا، میتوانید به عقود اسلامی و نحوه فعالیت آنها در شبکه بانکی و شورای فقهی ناظر بر این نظام مراجعه فرمایید. در واقع در بسیاری از تحقیقات اقتصادی پیشرفته، به دلیل عدم وجود نرخ بهره در اقتصاد، نرخ تورم به عنوان نماینده این مسأله با استناد به رابطه علمی موسوم به فیشر مورد بحث قرار میگیرد.
حتی اگر ادعای نمایندگان حامی این طرح را مبنی بر ارتباط علمی و ریاضی «فیشر» بپذیریم، در این صورت نرخ بهره اسمی برابر با مجموع نرخ تورم و نرخ بهره واقعی است.
حال اگر فرض کنیم که نرخ اسمی به صفر برسد، به غیر از تشدید رانتخواری در کشور برای دستیابی به منابع بانکی با نرخ صفر (که بعید به نظر میرسد جز به برخی افراد خاص، دیگران نیز بتوانند از آن بهرهمند شوند)، نرخ واقعی بازگشت سرمایه به شکل فزایندهای به منفی ۵۰ درصد سقوط میکند که این موضوع به معنای فروپاشی باقیمانده تولید ملی خواهد بود. در چنین شرایطی، وضعیت ابرتورمی پدید میآید، سپردههای مردم از سیستم بانکی خارج شده و به سمت بازارهای موازی همچون طلا، دلار و داراییهای واقعی چون مسکن و خودرو سرازیر میشود. این وضعیت به معنای افزایش بیسابقه سرعت گردش پول و در نهایت هدایت اقتصاد به سمت دلاری شدن و نابودی کامل پول ملی و جهش قیمت ملک و خودرو خواهد بود که منجر به افزایش شدیدتر ابرتورم و بر هم زدن نظم اقتصادی نیمبند در شرایط جنگی خواهد شد.
اگر در کشور تورم وجود نداشت، میتوانستید بگویید که نرخ سود بانکی باید به صفر برسد و بر اساس بازدهی داخلی تولید تعیین شود، اما در وضعیتی که مردم هیچ نقشی در افزایشی نرخ تورم ندارند، چرا باید هزینه بیتوجهی برخی از تصمیمگیران به اصول اقتصادی را بپردازند؟ علل تورم کنونی در اقتصاد ایران چه هستند؟ از انتشار اسکناس به میزان نامتناسب با وضعیت اقتصادی نشات میگیرد. از بالابودن هزینههای تولید به علت وجود انواع قوانین محدودکننده که بر تولید فشار میآورند. از عدم اطمینان به نرخ ارز و بیثباتی در بازار، و نیز از عدم تأمین نهادههای لازم برای تولید و در نهایت بیاعتنایی به مقوله تولید.
مدافعان ایده نرخ سود بانکی صفر درصد، حتی اگر به انگیزه مبارزات سیاسی و جناحی با دولت این ایده را مطرح کردهاند، باید بدانند که افزایش بیثباتی در همین اقتصاد نیمبند نمیتواند راه صحیحی برای مبارزه باشد. البته به حسن نیت و اراده نمایندگان اطمینان دارم، اما این نکته را در نظر داشته باشید که اقتصاد علم است و هیچ رابطهی ریاضی و علمی به دلخواه و به صلاحدید فردی عمل نمیکند!
17302