کد خبر 741962
۱۴۰۵/۰۸/۰۹ ۱۰:۵۳

نشخوار فکری حتی در زمان استراحت و خواب؛ چه کنیم؟

نشخوار فکری حتی در زمان استراحت و خواب؛ چه کنیم؟
ساعت 24 - یک روانشناس با تاکید بر این که نشانه‌های «فرسودگی ذهنی» با «خستگی جسمی» یکسان نیست، توضیح داد: خستگی بدنی معمولاً بعد از فعالیت‌های سنگین خود را با کاهش سطح انرژی و افت توان بدنی نشان می‌دهد؛ در حالی که «چندپاره شدن ذهن» یا همان درهم‌ریختگی تمرکز، اغلب از هم‌پوشانی و تداخل چند وظیفه با هم، کم‌رنگ شدن مرز مشخص میان کار و زندگی، آماده‌باش دائمی ذهن (گوش‌به‌زنگی بی‌وقفه) و نیز فشارهایی ناشی از اضطراب و کمال‌گرایی شکل می‌گیرد. از نگاه او، این چرخه می‌تواند حتی وقتی فرد می‌خوابد یا در روزهای تعطیل قرار است استراحت کند، باز هم آرامش را از او بگیرد و ذهن را درگیر نگه دارد.

ژیلا سعیدی در گفت‌وگو با ایسنا، در تشریح این موضوع گفت: پس از گذراندن یک روز کاری سنگین، ممکن است بدن وارد فاز خستگی شود؛ خستگی‌ای که به‌تدریج باعث افت انرژی و کم شدن رمق فرد برای ادامه مسیر خواهد شد، به‌گونه‌ای که دیگر توان لازم برای ادامه فعالیت‌ها را در خود احساس نمی‌کند.

وی ادامه داد: از جمله نشانه‌هایی که در چنین شرایطی دیده می‌شود می‌توان به پایین آمدن میزان تمرکز، کند شدن روند تصمیم‌گیری و نیز افزایش احتمال لغزش‌های رفتاری و حتی خطاهای کلامی اشاره کرد. در واقع، در این وضعیت گویی ذهن فرد از اختیار خودش خارج می‌شود؛ افکار بی‌هدف و متوالی جای مدیریت ارادی را می‌گیرند، بنابراین احتمال گرفتار شدن در نشخوار فکری بالا می‌رود. با این حال، لازم است در نظر داشت که خستگی جسمی و پراکندگی یا چندپاره شدن ذهن می‌توانند هم‌زمان در یک فرد رخ دهند و منحصر به یک حالت نیستند.

سعیدی با توضیح اینکه «چندپاره‌شدن ذهن» معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که فرد میان تکالیف مختلف دچار تداخل شود، افزود: برای روشن شدن موضوع، تصور کنید فردی هنگام صحبت با فرزندش، در همان لحظه بخشی از ذهنش درگیر یک چالش در محیط کار است که باید حتماً آن را رسیدگی کند. در ادامه همان فرد هم‌زمان درگیر پرداخت اقساط سر ماه است و هم‌زمان نیز خاطرات ناخوشایند گذشته، ناگهان از گوشه ذهن سر برمی‌آورند و بخش دیگری از توجه و تمرکزش را می‌ربایند.

وی تصریح کرد: هنگامی که تداخل تکالیف به وقوع می‌پیوندد، تمرکز روی یک موضوع مشخص برای فرد بسیار دشوار می‌شود؛ چون او مجبور است هم‌زمان چندین مسئله را در ذهن خود نگه دارد، در نتیجه هیچ‌کدام از آن‌ها فرصت پیدا نمی‌کنند که کامل و عمیق پردازش شوند. ما نام این وضعیت را «چندپاره‌شدن ذهن» گذاشته‌ایم.

این روان‌شناس با اشاره به اینکه سبک زندگی روزمره، ذهن بزرگسالان را پیوسته بین کار، خانواده، گوشی همراه و نگرانی‌های مربوط به آینده تکه‌تکه می‌کند، گفت: واقعیت این است که در جامعه امروز، مرز میان نقش‌های گوناگون افراد تا حد زیادی کم‌رنگ شده است. بر خلاف الگوی قدیمی که انسان با بیرون رفتن از خانه، تمام تمرکزش را روی مسئولیت‌های شغلی متمرکز می‌کرد، امروز چنین جدایی‌ای چندان وجود ندارد.

سعیدی افزود: فرد ممکن است در محل کار حضور داشته باشد، اما در همان زمان درگیر دغدغه‌های خانوادگی هم باشد و مدام با خود حساب‌وکتاب کند که آیا خانواده به او نیاز دارند یا نه. از طرف دیگر، وقتی به خانه برمی‌گردد، باز هم تحت تأثیر پیام‌ها و درخواست‌های شغلی قرار می‌گیرد. در واقع، گوشی‌های هوشمند و فضای مجازی حالا به واسطه‌ای تبدیل شده‌اند که خانه و کار را به هم وصل می‌کند؛ بنابراین بسیاری از افراد به جای اینکه فقط با تعدد کارها مواجه باشند، با «تعدد درخواست‌ها» روبه‌رو می‌شوند؛ درخواست‌هایی که ممکن است در هر لحظه نیازمند پاسخ فوری باشند.

وی در ادامه، با اشاره به اینکه حافظه کاری ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات دارد، توضیح داد: وقتی فرد همزمان نگران مسئولیت‌های شغلی و خانوادگی باشد، نگه داشتن تمرکز روی وظیفه اصلی تقریباً غیرممکن می‌شود. این پراکندگی ذهنی هم بخشی‌اش ریشه در فشارهای بیرونی دارد و هم بخش دیگرش به فشارهای درونی مربوط می‌شود.

سعیدی تصریح کرد: نگرانی مداوم درباره آینده، ترس از عقب افتادن از کارها و نیز احساس گناه ناشی از کمال‌گرایی—همراه با فشارهای بیرونی—می‌تواند افت قابل توجه تمرکز را به همراه داشته باشد و در نهایت به از هم گسیختگی ذهنی فرد منجر شود.

آرامش نداشتن در روزهای تعطیل و هنگام خواب


وی با بیان اینکه اگر ذهن در وضعیت چندپاره قرار بگیرد، فرد حتی در روزهای تعطیل یا هنگام خواب هم به آرامش واقعی نمی‌رسد و «خاموشی» رخ نمی‌دهد، گفت: مغز انسان در چنین شرایطی همچنان مشغول فکر کردن در یک چرخه بی‌پایان می‌ماند. ما درباره کارهایی که انجام می‌دهیم، درباره کارهایی که انجام نداده‌ایم و حتی زمانی که سرگرم یک کار دیگر هستیم هم می‌اندیشیم؛ بنابراین ممکن است در پس‌زمینه ذهن، یک جریان فکری کاملاً جدا از فعالیت جاری در حال ادامه داشته باشد.

تفاوت نشخوار فکری با حل مسئله سالم


این روان‌شناس افزود: اگر در زندگی مسئله‌های حل‌نشده‌ای وجود داشته باشد، ذهن ممکن است وارد مسیر «نشخوار فکری» شود. نشخوار فکری گاهی شبیه حل مسئله جلوه می‌کند، چون فرد تصور می‌کند اگر به اندازه کافی درباره نگرانی‌هایش فکر کند، سرانجام به راه‌حل خواهد رسید؛ اما واقعیت این است که این فرآیند ایستا است و فرد را در همان نقطه اولیه نگاه می‌دارد. از همین رو، لازم است بین نشخوار فکری و حل مسئله سالم تفاوت قائل شویم.

سعیدی با اشاره به اینکه استراحت جسمی خستگی بدنی را کاهش می‌دهد، اما به معنای بازسازی روان‌شناختی نیست، بیان کرد: ممکن است فرد از نظر ظاهری روی مبل نشسته باشد، اما از نظر ذهنی همچنان درگیر کارهای ناتمام، تعارض‌های گذشته یا حتی سناریوهای ترسناکِ مشکلات آینده باشد. ذهن اشتباه برداشت می‌کند و خیال می‌کند که تکرار اجباری فکرها همان «حل مسئله» است؛ در حالی که تکرار مداوم و آزاردهنده افکار بدون رسیدن به راه‌حل، چیزی جز توقف در همان مسیر و «درجا زدن» نیست.

وی توضیح داد: گاهی فرد ممکن است بخشی از توان روانی خود را صرف نشخوار درباره گذشته کند و بخش دیگر را به نگرانی‌های مربوط به آینده اختصاص دهد. در چنین حالتی، تمام شدن ساعت کاری، رسیدن به تعطیلی یا حتی زمان خواب به‌طور خودکار به معنای پایان یافتن فعالیت ذهنیِ مرتبط با مشغله‌ها نیست؛ در نتیجه حتی در یک محیط آرام هم فرد همچنان تنش و نگرانی را با خود حمل می‌کند. در واقع، ذهنش مثل جسمش وارد حالت آرامش نمی‌شود.

وی در پایان گفت: خستگی ذهنی و چندپاره شدن ذهن، برخلاف خستگی جسمی که ممکن است صرفاً به تداوم فعالیت بدنی مربوط باشد، ریشه در تداخل تکالیف، کم‌رنگ شدن مرزهای کار و زندگی و هجوم بی‌وقفه انتظارات دارد. وقتی ذهن در چرخه فرسایشی نشخوار فکری گرفتار می‌شود، حتی در زمان استراحت یا خواب هم تجربه آرامش برایش دشوار می‌شود. شناخت این تفاوت اساسی، نخستین قدم برای رها شدن از چرخه‌های فرساینده و بازگرداندن انرژی روانی است.

انتهای پیام 

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.