رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 8877

سرگذشت استارلایت پس از 1358

سرگذشت استارلايت پس از 1358

سایت خبری تحلیلی ساعت 24 - سید جلال سادات تهرانی یکی از ده‌ها ایرانی تاجری بود که در اوایل سده 1300 از تجارت به تولید صنعتی روی آوردند. در شرایطی که پوشیدن جوراب در ایران یک رفتار اجتماعی متعلق به قشر ثروتمند بود. سید جلال سادات تهرانی فرزند ضیاءالدین که در سال 1282 در تهران متولد شده و تا سال 1310 بیشتر در تجارت جوراب، زیپ و گالش مردانه و زنانه فعالیت می‌کرد در سال 1300 در دو مغازه کوچک تولید جوراب را آغاز کرد. او بعدها با تاسیس شرکت پارس‌تریکو اولین فعالیت صنعتی‌اش را در سن 47 سالگی آغاز و در سال 1337 کارخانه جوراب استارلایت را تاسیس کرد.

استارلایت یک نام معتبر در جوراب ایران بود که در دهه 1350 بخش بزرگی از بازار این محصول را دراختیار داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 و پس از تصویب قانون حفاظت صنایع در تابستان 1357 کارخانه استارلایت و بنگاه‌های دیگر تهرانی مصادره و ملی شد. سرگذشت صاحب استارلایت در سال 1358 نوشته‌ای است که در کتاب «پیشگامان رشد» از انتشارات اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران منتشر شده است که آن را می‌خوانید:

تلاش سید جلال سادات تهرانی در دهه 60، اثبات، عدم غارتگری و انباشت بخش قابل توجه سرمایه در طی 47 سال قبل از مسوولیت پسرش بود. موفقیت وی ربطی به موقعیت اداری پسرش نداشته است. اصولا قبل از اینکه وی در سال‌های 1342 تا 1347 مسوولیتی در وزارتخانه اقتصاد به عنوان معاون داشته باشد. بخش بزرگی از دارایی خود را، شمل خرید چندین مغازه، احداث پاساژ و ساختمان، تاسیس کارگاه جوراب‌بافی و کارخانه تولید تریکو، نتیجه تلاش وی و مشارکت دو پسر تحصیلکرده‌اش شمس‌الدین و ضیاءالدین بود.

پس از انقلاب شرکت پخش جوراب به بنیاد مستضعفان که مالک 60 درصد سهام شرکت بود واگذار شد. مدیرعامل پخش، به علت سوءاستفاده بیش از 20 میلیون تومان در سال 1367 به خارج از کشور فرار کرد. از سال 1358، چهل درصد سهام شرکت استارلایت به بنیاد مستضعفان و بقیه سهام به سازمان صنایع ملی واگذار شد. در اواسط دهه 60، چهل درصد سهام مصادره شده شرکت استارلایت به بنیاد الهادی به طور بلاعوض واگذار شد. پس از مدتی 60 درصد سهام نیز توسط موسسه الهادی از سازمان صنایع ملی خریداری گردید. شرکت استارلایت، حدود 10 درصد تولیدات خود را از طریق پخش جوراب توزیع می‌کرد بقیه آن را شرکت خود از طریق بازار پخش می‌کرد. مدیریت آن از سال‌های 1365 در دست بنیاد الهادی بود کارخانه در طی چند سال زیانده و به تدریج کارگران را بازخرید کرد و یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های تولید جوراب کشور از اوایل دهه 80 تعطیل گردید.

دو فرزنش به نام‌های شمس‌الدین از سال 1342 و ضیاءالدین از سال 1346 پس از فارغ‌التحصیلی از امریکا در واحدهای صنعتی و تجاری پدرش به عنوان مدیر به مدت 15 و 11 سال مشغول فعالیت بودند.

رکن‌الدین متولد 1310 درس خوانده‌ترین فرزند خانواده بود وی در اکثر دوران مدرسه و دانشگاه از شاگردان ممتاز آن بود. لیسانس اقتصاد را از دانشگاه تهران با نمرات عالی (در سال‌های 1328 تا 1332) گذارند. در همین دوران با پدرش در فعالیت اقتصادی مشارکت داشت و توانست با گرفتن بورس به امریکا برود. پس از دریافت مدرک فوق‌لیسانس MBA و دکترا از دانشگاه نیویورک فارغ‌التحصیل شد مدتی نیز در دانشگاه نیویورک تدریس کرد. پس از شش سال در سال 1338 به کشور بازگشت. طی چهار سال که در دبیرخانه اقتصاد کار می‌کرد در عین حال با پدرش در کارهای اقتصادی از سال 1338 تا 1342 مشارکت داشت. به همین دلیل مالکیت بخشی از دارایی خانوادگی به نام پدر و رکن‌الدین می‌باشد. به علت تعهدی که به دولت به عنوان بورسیه داشت در دبیرخانه شورای اقتصاد با سمت مشاور به کار پرداخت. با انحلال شورا به وزارت بازرگانی به عنوان مشاور اقتصادی رفت، و با ادغام وزارت بازرگانی با صنایع و معادن در سال 1342، مدیرکل بازرگانی خارجی وزارت اقتصاد و سپس از سمت دولتی استعفا داد. نقش وی در تسهیل موافقتنامه بازرگانی با شوروی و اروپای شرقی به منظور توسعه صادرات کالاهای صنعتی و اجازه ترانزیت کالا از راه‌آهن اروپا از مسیر شوروی به جلفا و بالعکس، همچنین کمک به ایجاد یک خط کشتیرانی دولتی با همکاری بخش خصوصی بخشی از فعالیت‌های وی در دوران مسوولیتش بود. دولت به رکن‌الدین سادات تهرانی و 17 نفر، به علت خدمات‌شان نشان درجه دو آبادانی و پیشرفت در 17 مرداد 1347 اعطا نمود. رکن‌الدین از سال 1347 تا آخر 1357 در فعالیت‌های اقتصادی خانواده مشارکت و در دانشگاه تهران به عنوان استاد به تدریس اشتغال داشت. وی نقش موثری در گسترش فعالیت صنعتی خانوادگی در 10 سال آخر فعالیت‌شان ایفا کرد. وی علاوه بر سرمایه‌گذاری در شرکت‌های خانوادگی در کارخانه کارتن البرز در قزوین با برخوردار، قاسمیه و امیر صالح در سال 1352 شریک بود.

علاوه بر این رکن‌الدین سادات تهرانی در تاسیس بانک شهریار همراه 14 فعال صنعتی در سال 1352 مشارکت داشت. به علت تخصص دکترای اقتصاد و تجربه فعالیت خصوصی وی به عنوان نایب رییس هیات مدیره بانک انتخاب شد.

جلال سادات تهرانی و پسرش رکن‌الدین با وجود دیدگاه‌های مشترک در سرمایه‌گذاری صنعتی، در برخی از زمینه‌ها با هم اختلاف داشتند. رکن‌الدین معتقد بود اکثر سود شرکت‌ها، دوباره در سرمایه‌گذاری مجدد به کار گرفته شود اما پدرش اعتقاد داشت بخشی از آن در خرید زمین و ساختمان سرمایه‌گذاری گردد. جلال سادات تهرانی ارزش صورت دارایی ساختمان مسکونی، مغازه، شرکت تجاری و کارخانه را در بین سال‌های 1342 – 1316، حدود 100 میلیون ریال ارزیابی می‌نماید.

از نظر اجتماعی، کمک به نیازمندان آبرودار، به گونه غیرآشکار و در ساخت و تعمیر مساجد پیشقدم بود.

پس از انقلاب کارخانه‌های خانواده سادات تهرانی، مشمول ملی شدن صنایع بزرگ و لیست 51 نفره در نیمه تیرماه 1358 نگردید. با این وجود، شرکت ها و بخشی ازدارایی‌های ملکی وی به تصرف نهادهای دولتی و انقلابی درآمد. از نظر سادات تهرانی، مقررات ورود ماشین‌های نساجی محدودیتی نداشته و ورود ماشین نساجی به صورت انحصاری برای آن‌ها نبوده تا سوءاستفاده‌ای از آن صورت گرفته باشد. سید جلال سادات تهرانی تلاش‌های فراوانی به منظور تغییر جریان مصادره نمود نامه‌های تاییدآمیز متعددی از روحانیون مبنی بر پرداخت وجوه خیریه و کمک به مساجد از روحانیون مساجد تهران برای ارائه به دادگاه و

بنیاد شهید در بهمن 1370 ارائه کرد، اما تاثیری در احکام صادر شده به صورت اساسی نداشت.

تصرف موسسات و منازل شخصی آنان و به روایتی حتی مقبره خانوادگی در مکان مقدس، و تهدید از سوی برخی از نیروها، به ناچار از کار کناره‌گیری و پس از ملی شدن شرکت‌ها از کشور خارج شدند. با همه اصراری که به جلال سادات تهرانی شد که خطر امنیت وی را تهدید می‌کند او گفت غیر از خدا از کسی ترسی ندارد. سید جلال پس از چند ماه به کشور بازگشت (اما شمس‌الدین و ضیاءالدین در اواسط دهه شصت به کشور بازگشتند) و سعی کرد اموال توقیفی را پس بگیرد اما با همه تلاش‌های آزاردهنده در نهادها، تنها توانست خانه و مقداری از داراییش را به دست آورد.

اتهام رکن‌الدین در دوران تصدی معاونتش، اجازه تاسیس کارخانه مخمل، ورود مواد خام به صورت انحصاری برای خاندان لاجوردی، ورود کالای غیرمجاز، دخالت به نفع خانواده، مشارکت در کفش شادان‌پور، همکاری با گروه بلا و اتهام خروج ارز بود که با توجه به فضای سیاسی و انقلابی سال 1358، نیازمند ادله و شواهد حقوقی برای اثبات نبود. با این همه، 9 سال بعد، امور اقتصادی دادسرای انقلاب اسلامی تهران، حکم به استرداد اموال منقول و غیرمنقول آن‌ها داد. اما دادگاه عالی در 7 خرداد 1366 به دلیل پست معاونت وزارت اقتصاد از سوی رکن‌الدین و سوءاستفاده از آن و به دلیل نامشخص بودن مقدار سوءاستفاده و ربط نداشتن اموال پدر، برادر و خواهر به رکن‌الدین، پیشنهاد کرد خمس اموال به دلیل مختلط به حرام بودن و یک خمس هم از بابت ارباح مکاسب از آن‌ها گرفته و بقیه به آن‌ها بازگردانده شود. با این وجود در واحدهای صنعتی، بازگشت مالکیت امکان‌پذیر نگردید.

سید جلال در سال 1372 و همسرش در سال 1377 در تهران فوت کردند. گرچه میراث صنعتی سادات تهرانی در سال 1358 در داخل کشور موقف گردید. اما تعدادی از نوه‌هایش مثل ازی حریری به همراه همسرش در خارج از کشور موفق بودند و یک تجارت چند میلیون دلاری را در کالیفرنیای امریکا به وجود آورند. با فعالیت‌های نوع‌دوستانه با اعطای بورس و تامین مالی به برخی از ایرانی‌ها کمک کردند.

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها