دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۴۰

بررسی مشکلات شهری تهران در 17سال گذشته

معلق میان شهردار-رئیس‌جمهور- رئیس‌مجلس

خبر

ساعت 24-چه آن زمان که محمود احمدی‌نژاد شهردار تهران و سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور بود، چه آن زمان که محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور و محمدباقر قالیباف شهردار بود، چه آن زمان که محمدباقر قالیباف شهردار و حسن روحانی رئیس‌جمهور بود، چه حالا که پیروز حناچی شهردار تهران و حسن روحانی رئیس‌جمهور و محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی شده است!

در همه این سال‌ها، اختلاف‌های سیاسی و گاه شخصی میان این چهره‌ها بخش مهمی از خروجی و هویت عملکردی آنان بود؛ اختلافاتی که دود آن به شکل حل‌نشدن مشکلات شهری پایتخت، در بازه زمانی 17‌ساله، به چشم ساکنان این کلان‌شهر 10‌میلیونی رفت. موضوعات و مشکلات زیرساختی مثل توسعه خطوط مترو، افزایش تعداد اتوبوس‌های شهری، حل‌شدن مشکل فاضلاب، بدهی‌های شهر و شهرداری، بافت فرسوده و... از سال 82 تاکنون به شکل اختلافات سیاسی میان مجلس و دولت با شورا و شهرداری خود را نشان داده است. در جدیدترین اتفاق از این دست حالا شهردار سابق و پرسابقه تهران رئیس قوه مقننه شده و البته رئیس شورای شهر پنجم، ابراز امیدواری کرده این مشکلات با همکاری او حل شود.
در این گزارش ما سابقه همه این اختلافات سیاسی را بررسی کرده‌ایم. سیاسی‌شدن یک منصب غیرسیاسی یا دست‌کم تا حدی سیاسی اتفاقی بود که از ابتدای دهه 80 و با ظهور احمدی‌نژاد شروع شد. محمود احمدی‌نژاد با برنامه‌ریزی جریان راست جدید و انشعاب‌های جمعیت‌گونه، راه بهشت را به پاستور با خط ویژه‌ای که همیشه منتقد آن بود، باز کرد. فهرست ۱۶ منتخب جمعیت آبادگران ایران اسلامی که انتخابات دوره دوم را از آنِ خود کرده بود، در اردیبهشت ۱۳۸۲ احمدی‌نژاد را شهردار تهران کرد و شهردار نوظهور شهر تهران در فاصله‌ای کوتاه محبوبیتی یکباره و متفاوت را برای خود رقم زد. قرار بود بسیاری از تعاملات افزایش یافته و خواسته‌های شهرداری تهران با حضور این شهردار متفاوت دنبال شود؛ اما آن زمان می‌گفتند شهرداری با دولت وقت سیدمحمد خاتمی ارتباط ندارد و این اختلاف عامل اجرائی‌نشدن امور است. 19 اسفند 81 در دیدار منتخبان شورای دوم با مقام معظم رهبری «ایشان اولویت‌بندی مشکلات تهران را بر مبنای «فوریت آنها و تأثیر بر حل مشکلات دیگر» ضروری خواندند و با اشاره به لزوم همکاری همه دستگاه‌ها برای حل مشکلات شهر تهران افزودند: لازم است با استفاده از نظریات کارشناسانه‌ متخصصان و حل منطقی و تدریجی مشکلات موجود، تهران را به الگویی عملی از مدیریت و اداره یک شهر بزرگ تبدیل کرد». اما اختلافات دولت و شهرداری ادامه داشت تا اینکه دو سال بعد که این مهندس علم‌وصنعتی از شهرداری تهران به ریاست‌جمهوری رسید، همه چشم‌ها به سوی او بود تا به‌عنوان شهرداری که از مشکلات پایتخت خبر دارد و دستش به حل بسیاری از امور می‌رود، راهی برای این ارتباط باز کند. این البته همان نگاه اصولگرایانی بود که برای احمدی‌نژاد و شهردار بعدی برنامه ریخته بودند. تصور بر این بود که این دو مهره انتخاب‌شده برای دو موقعیت مهم در مقابل دولت اصلاح‌طلب وقت با هم همراهی می‌کنند و وقتی روی صندلی قدرت قرار می‌گیرند، طبق برنامه پیش می‌روند؛ اما همه چیز این‌طور پیش نرفت. محمود احمدی‌نژاد چهارم مرداد 84 با همان کت و شلوار و همراهان همیشگی و لبخندی که حاکی از رضایت و شاید کنایه برای برخی بود، در کسوت رئیس‌جمهور میهمان شورای دوم شهر تهران شد. او دومین شورای شهر تهران را لطف ویژه الهی و هدیه‌ به مردم و نیز عناصر آن را افرادی مؤمن و انقلابی، متخصص، دلسوز و پاک توصیف و تصریح کرد: این شورا موجب تغییر ادبیات و فرهنگ مدیریت کشور شد. احمدی‌نژاد از اعضای شورای شهر و حسن اعتماد آنها به خود سپاسگزاری کرد و خاطرنشان کرد: دو سال قبل و زمانی که می‌خواستند شهردار را انتخاب کنند، فشار سنگینی به شورا وارد شد؛ فشارهایی که عمدتا سیاسی و ناشی از دسته‌بندی‌های بی‌ریشه و کاذب بود. باوجوداین شورای شهر مقاومت کرد. احمدی‌نژاد گفت: همه باید خدمتگزار مردم باشیم و در این دوره دولت پشتیبان قطعی همه شوراها به‌ویژه شورای شهر تهران برای خدمتگزاری به مردم است. در آن زمان برای حل مشکلات شهر تهران و حتی اجرای برخی پروژه‌های مهم شهری نیمه‌کاره شهردار رئیس‌جمهورشده؛ یعنی همان «مونوریل» هم در خارج از شهرداری تلاش‌هایی شروع شد؛ اما درِ شهردار منتخب و جدید شورای شهر تهران بر همان پاشنه‌ای که شورا و اصولگرایان یا راست‌های جدید می‌خواستند، نچرخید. محمدباقر قالیباف از همان ابتدای مسئولیت خود در شهرداری تهران به شهردار قبلی و رئیس‌جمهور جدید به چشم رقیب خود نگاه کرد و اختلاف از همان زمان شروع شد. تلاش‌هایی که قالیباف و تیم مدیریتی شهرداری تهران و اعضای همراه او در شورا برای حذف همان پایه‌های مونوریل از گوشه میدان صادقیه تهران داشتند، مدتی خبرساز بود؛ اما تنها این موضوع آشکار نشان اختلاف نبود و شهردار تهران و رئیس‌جمهور وقت در فاصله سال‌های 84 تا 92 هیچ‌گاه نتوانستند حول محور موضوعات مدیریت شهری تهران و الزامات زیرساختی، اعتبارات مورد نیاز و حتی اتفاقاتی پیش‌بینی‌نشده مانند خسارات سیل با هم به نتیجه برسند و آنچه در این میان از بین می‌رفت، حق مردم بر شهر و حمل‌ونقل و بسیاری از زیرساخت‌های مهم بود. البته ناگفته نماند که مهدی چمران، ریش‌سفید اصولگرایان و رئیس سه دوره دوم، سوم و چهارم شورای شهر تهران و از عاملان اصلی انتخاب احمدی‌نژاد، پس از رئیس‌جمهورشدن او بارها تلاش کرد تا زمینه اختلافات را با میانجیگری خود حل کند؛ اما بی‌حاصل بود. همه این موارد هم در حالی بود که مقام معظم رهبری در شروع هر دو دوره سوم و چهارم شورای شهر تهران باز هم تأکید کرده بودند که شورایی‌ها و شهردار از اقدام سیاسی دور باشند. ایشان چهارم تیر 86 خطاب به دست‌اندرکاران شهرداری‌ها گفتند: «با یکدیگر و با مجموعه دولت هماهنگ باشید و اختلاف‌نظرهای سیاسی در خدمت به مردم تأثیر نگذارد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای شورای اسلامی، شهردار، معاونان و شهرداران مناطق مختلف تهران خاطرنشان کردند: مجموعه شورای شهر و شهرداری تهران باید با تعامل مناسب و دوستانه،  انسجام و هماهنگی با یکدیگر و با مجموعه دولت و دستگاه‌های دولتی، در جهت حل مشکلات اصلی کلان‌شهر تهران گام بردارند. ایشان ضمن قدردانی از زحمات و تلاش‌های دوره دوم شورای اسلامی شهر تهران و همچنین شهردار تهران، مسائل بافت‌های فرسوده، محدوده شهر، حمل‌ونقل عمومی، محیط زیست، مسکن و نظارت بر ساخت‌وسازها و استحکام آنها را از مهم‌ترین مشکلات کلان‌شهر تهران برشمردند و افزودند: توقع این است که با همت و تلاش و با عزم جدی برای برطرف‌کردن ناهماهنگی‌های احتمالی میان دستگاه‌ها و سازمان‌های مربوطه، گره این مشکلات از جمله حمل‌ونقل عمومی و ترافیک گشوده و زمینه آسایش مردم فراهم شود». اما این تأکیدات ایشان در شروع دوره چهارم هم تکرار شد. «حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 23 دی‌ماه 92 در دیدار مشترک با اعضای شورای چهارم شهر تهران و شهردار وقت تهران تأکید کردند: شما تلاش کنید با همت بر کار و خدمت، تجربه خوبی به یادگار بگذارید. ایشان در ادامه، بر تعامل دوسویه شهرداری تهران و دولت، تأکید کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دراین‌باره گفتند: این موضوع، توصیه همیشگی من بوده است که متأسفانه در برخی برهه‌ها به آن عمل نشد و مشکلاتی به ‌وجود آمد، اما باید شهرداری تهران تمام تلاش خود را برای تعامل با دولت انجام دهد و البته به دولت نیز برای همکاری با شهرداری و شورای شهر توصیه شده است». در این زمان بود که ایشان علاوه‌بر موضوعات ساختاری شهر تهران بر موضوع مهم معماری ساختمان‌ها در شهر تهران تأکید و بیان کردند: «حقیقتا معماری و نمای تهران، نمای یک شهر اسلامی نیست و شهرداری و شورای شهر باید این موضوع را جزء جدی‌ترین مسائل خود بدانند». به گزارش «شرق»، به عبارتی در فاصله حدود یک دهه از نزدیکی ساختاری و جناحی جریان سیاسی در شورا و شهرداری و دولت در فاصله سال‌های 84 تا 92، این جریان نتوانست اختلاف را برطرف کند و طرفین که هرکدام در موقعیت قدرت مناسبی بودند کمی هم برای حل مشکلات پایتخت و مردم شهر تهران اقدام کنند. اما از آنجایی که جریان قدرت حداقل در لایه اول آن خیلی زود تغییر می‌کند و افراد بااتوبوس‌آمده باید بروند، دولت در سال 92 تغییر کرد و جریانی متفاوت از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان دولت را در دست گرفت. به‌این‌ترتیب محمدباقر قالیباف – باز هم در یک طرف محمدباقر قالیباف – شهردار تهران و رقیب انتخاباتی شکست خورده و در سوی دیگر حسن روحانی، رئیس‌جمهور قرار گرفت و دوباره شاهد تقابل دو جریان متضاد با هم بودیم.
البته در ظاهر و به‌عنوان اظهارات همیشگی مسئولان در دیدارها و جلسات مشترک قول‌وقرارهای زیادی از سوی دولت و شورا و شهرداری برای همکاری داده شد، اما این قول‌ها به جایی نرسید و بسیاری از موضوعات مهم شهر تهران و کلان‌شهرهای دیگر، از جمله موضوع مهم بافت فرسوده، حمل‌ونقل عمومی با محور اتوبوس و مترو در این حدود دو دهه نیمه‌کاره، سلیقه‌ای و بعضا رها شده است و اگر رد موضوعات مختلف را بگیرید تا به نتیجه برسید، با حجم زیادی از گلایه دوطرفه، پاس‌کاری مسئولیت و بی‌توجهی در مسئولیت‌ها مواجه می‌شوید که ریشه اصلی آن را می‌توان در همین اختلافات فردی، سیاسی و البته ساختاری دانست. همین یک مورد را می‌توان مثال زد و سؤال کرد که چرا تلاش‌های قابل‌توجه محمدباقر قالیباف از سال 84 تا قبل از شروع تحرکات انتخاباتی 96 پرشور بود و شهردار تهران برای اضافه‌کردن یک اتوبوس دوکابین و یک ایستگاه متروی جدید؛ خود را به آب و آتش می‌زد، اما از یک جایی به‌بعد که بنا بر دربهشت‌نبودن بود، دیگر کاری نکرد و چیزی به تهران اضافه نشد؟ اما زیبایی ماجرا در تکرار تاریخ با جریان اصلاح‌طلب در همین دوره اخیر بود. بسیاری از خوش‌باوران بر این خیال بودند که در این دوره طلایی همگرایی اصلاح‌طلبان در شورا و شهرداری و دولت، این جریان دورافتاده از قدرت، اشتباه اصولگرایان را تکرار نمی‌کند و با تلاش برای حل بسیاری از مشکلات اعتماد ازدست‌رفته را برمی‌گرداند و با ارائه خدماتی معوق‌مانده می‌تواند فرصت‌های بیشتر و رأی بیشتری را در میان مردم از آن خود کند، اما این اتفاق هرگز نیفتاد. محمدباقر قالیباف به نفع ابراهیم رئیسی از انتخابات کنار رفت و روحانی تا 1400 رئیس‌جمهور ماند، اما دایره شهردارانی با دوره شش‌ماهه نیمی از وقت مدیریت شهری را گرفت و در باقی‌مانده زمان هم در بر همان پاشنه اختلاف چرخید و این مردم تهران بودند که آویزان از میله‌های مترو و اتوبوس و مات‌مانده در ترافیک‌های قرمزمانده روزگار گذراندند و شاهد تکرار این بازی جابه‌جایی قدرت بدون حل مشکل مردم هستند. حالا احمدی‌نژاد در خانه‌اش در نارمک، اصولگرایان شورا هرکدام در گوشه‌ای از قدرت تقسیم‌شده بین شهرداری و مجلس و دولت، حسن روحانی تا 1400 رئیس‌جمهور، اصلاح‌طلبان به دنبال سبک و سنگین‌کردن روزهای پایانی قدرت یا فرصت ازدست‌رفته و ... محمدباقر قالیباف بالاخره روی صندلی ریاست یک قوه؛ یعنی مجلس شورای اسلامی است. حالا دوباره همان چرخه قدیمی تکرار می‌شود؛ یعنی رئیس شورای شهر تهران که فرزند آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و پدر معنوی حزب کارگزاران سازندگی - حزبی در تقابل با اصولگرایان راه‌یافته به مجلس یازدهم – و عضو شورایی با محوریت اصلاح‌طلبان است، از محمدباقر قالیباف – شهردار اسبق و رئیس جدید مجلس شورای اسلامی- می‌خواهد تا نقش تعاملی داشته باشد و می‌گوید: «با توجه به اینکه آقای قالیباف 12 سال شهردار تهران بوده است می‌تواند مشکلات زیادی در شهر، از جمله بافت فرسوده، پسماند، آسیب‌های اجتماعی و ایجاد درآمد پایدار برای شهرداری‌ها را با سرعت و کیفیت برطرف کند که امیدوارم چنین نقشی توسط ایشان اجرا شود».

منبع: روزنامه شرق

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s