کد خبر
519853
سکوت وزارت میراث فرهنگی در قبال واگذاری ۳۰۰ هکتار از حریم درجه یک چغازنبیل به یک شخص ادامه دارد
اهمال در حراست از ثروت ملی
ساعت 24-«میدان حسنآباد به عنوان بخشی از هویت تهران و اثری ثبت ملی شده، همواره مورد توجه سازمان میراث فرهنگی بوده است. کارگروهی ویژه تعیین شده است تا ضمن هماهنگی با سایر نهادهای مسوول، علت بروز حادثه از سوی مقامات قضایی و شهری پیگیر و آسیبهای وارد شده در اسرع وقت جبران شود.»
این توییت، آخرین توییت منتشر شده در حساب کاربری «علیاصغر مونسان»، رییس سازمان وقت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است، به تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۹۸، دو ماه پیش از آنکه ساختمان آجری خیابان آزادی نام وزارتخانه را به خود بگیرد و علیاصغر مونسان، در قاموس یک وزیر، از صحنه توییتر خارج شود. طرح تبدیل سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، با تمام مخالفتهایی که داشت، عمدتا از سوی مجلس دهم با دو نگاه حمایت میشد، نگاه اول، همان خواسته «جبار کوچکینژاد»، رییس وقت فراکسیون میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری مجلس بود که بهمن سال ۱۳۹۷ به خبرگزاری میزان گفته بود: «تبدیل سازمان گردشگری به وزارتخانه ثبات مدیریتی ایجاد میکند.» محور دوم در توجیه ضرورت تبدیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به وزارتخانه، افزایش ظرفیتهای گردشگری کشور و بهرهوری از ظرفیتهای موجود به عنوان امکانی برای جبران تحریمها و ارزآوری کشور بود، همانطور که «فریده اولادقباد»، نماینده مردم تهران در مجلس دهم در خرداد سال ۱۳۹۸ به میزان گفته بود: «ایران میتواند با توجه به ظرفیتهای گردشگری خود سالانه ۷۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار از این صنعت درآمد داشته باشد در حالی که درآمد کنونی گردشگری ایران به یکدهم این رقم هم نمیرسد و سهم گردشگری در تولید ناحالص داخلی ایران بین ۲.۵ تا ۳ درصد است.» تنها در هفتهای که گذشت، دو خبر در حوزه میراث فرهنگی کشور با بازتاب فراوانی در شبکههای اجتماعی دنبال شد، دو خبری که دو اصل تشکیل وزارتخانه میراث فرهنگی و اصول بنیادی این تغییر را زیر سوال میبردند، تخریب یک کلیسا در چهارراه ادیان تهران و فروش ۳۰۰ هکتار از زمینهای حریم درجه یک چغازنبیل به یک شخص برای احداث کارخانه قند، علاوه بر آنکه «ثبات مدیریت» را زیر سوال میبردند، عملا ثروتهای فرهنگی کشور را به عنوان نخستین اصل برای جذب گردشگر را نیز پایمال میکردند. هر کدام از این دو اتفاق که عملا یکی از میراث مدرن کشور را به نابودی کشاند و دیگری میراث باستانی کشور را در معرض تهدید قرار داده است، به تنهایی میتوانست بهانهای برای پاسخگویی مدیریت یک مجموعه باشد، مدیریتی که باید طبق شرح وظایف وزارتخانه خود، امانتدار میراث هزاران ساله یک سرزمین باشد تا با «ثبات مدیریتی» بتواند بهرهوری صحیح از این منابع را اجرا کند و با توسل به چنین ثروتهایی، «گردشگری» را در کشور توسعه دهد.
شهریور سال گذشته که به پایان رسید و نام سازمان از روی آجرهای عمارت آزادی به وزارتخانه تغییر کرد، همانقدر که حساب توییتر وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی کشور بهروز نشده است، عموما روابط عمومی این سازمان نیز نه در فضای مجازی و نه در خبرگزاری خود، «میراث آریا»، تلاشی برای «پاسخگویی» نکرد. این در حالی بود که از زمان شکلگیری وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، هر سه رکن این وزارتخانه با بحرانهای متعددی روبهرو شدند، فارغ از وضعیت اسفناک گردشگری در کشور، مرمتهای نادرست، تخریب شبانه، آتشسوزی، تعدی به حرایم، هتل و برجسازی، تعارضات منافع بارها نام یکی از ثروتهای این کشور را همقطار با «تخریب» یا «در معرض تخریب» قرار داد. در حالی که تمام این اخبار در فضای مجازی دست به دست میشدند و شیوه مدیریت و پاسبانی از این ثروتها را زیر سوال میبردند، از سوی دیگر، مسوولان امر سکوت و فراموشی را به پاسخگویی و تغییر سیاست ترجیح میدادند. نتیجه این روند، حاصلی جز آنچه بر کلیسای آدونتیستها رفته است یا مخاطراتی که چغازنبیل با آن روبهروست ندارد، این روند معیوب ادامه دارد و رها میشود تا دوباره پس از مدتی کلنگی به بنای دیگری بخورد، اثری چند صد ساله فرو بریزد یا آتش بگیرد، کارخانهدار یا هتلداری هوس کند که به قوانین دهنکجی کند و آنقدر برج آمال شخصی خود را مرتفع بسازد که با هر آجر آن، صدها فعال میراث فرهنگی فریاد بزنند، نامه بنویسند، دست به دامن شورای عالی معماری و شهرسازی و قوه قضاییه شوند تا بالاخره مرجعی جز وزارتخانه مسوول، آستین بالا بزند و ممانعتی از تخریبهای گسترده به عمل آورد. آنچه این روزها بر چغازنبیل میگذرد، حکایت نقض قانون صریح ملی و سکوت گماشتهای است که وظیفه حراست از میراث هزاران ساله میلیونها ایرانی را به دوش دارد. خبر واگذاری ۳۰۰ هکتار از اراضی ملی در حریم درجه یک چغازنبیل به یک شخص مربوط به حالا نیست، پیش از این رسانهها نسبت به این مساله که اراضی چغازنبیل جزو اراضی ملی هستند و نه میراث فرهنگی و میتوانند بستر زمینخواری و رانتخواری را برای سودجویان فراهم کنند، هشدار داده بودند. به گفته مدیر پایگاه میراث جهانی چغازنبیل و هفتتپه، سال ۹۸ سند حدود ۳۰۰ هکتار از اراضی در حریم درجه یک چغازنبیل به نام یک شخص صادر شده است، بدون استعلام از این پایگاه. او گفته است: « مسوولان کارخانه قند در سال ۹۷ و ۹۸ با وجود تذکرات موجود درصدد تسطیح بخشهایی از حریم درجه یک چغازنبیل برآمدند و با دیوارهای پیشساخته بتنی اطراف زمین را حصارکشی کردند؛ در صورتیکه تمام این موارد از مرحله واگذاری زمین به اشخاص گرفته و صدور موافقت اصولی برای ساخت کارخانه بدون درنظر گرفتن ضوابط میراث فرهنگی و تسطیح و ساخت سازه غیرقانونی بوده است.» حاصل این نگرانیها به گزارش روابطعمومی میراث فرهنگی استان خوزستان فعلا به حضور گارد ویژه و رصد فعالیتها در این محدوده منتهی شده است. نکته قابل توجه این است، که تصرف ۳۰۰ هکتار از زمین، آن هم با دلایل مبهم و در سایه عدم شفافیت، آن هم در حریم درجه یک یکی از تنها آثار باقیمانده از تمدن ایلام، تاکنون جز واکنش مدیرپایگاه چغازنبیل، واکنش هیچ کدام از مدیران و مسوولان دستگاه طویل وزارتخانه میراث فرهنگی را به دنبال نداشته است. آنچه بر چغازنبیل میگذرد، برای آن کسی که دانا بر قدر و مراتب اهمیت این ثروت باشد، امری دردناک است، امری که حتی در مخلیه هم نمیگذرد که چگونه محوطهای چند هزارساله که هنوز تمام رازهای خود را آشکار نکرده است، محوطهای که در مسیر خود میتواند به یکی از بهترین جاذبههای گردشگری جهانی برای استان خوزستان بدل شود، محوطهای که آیینهدار هویت میلیونها ایرانی است، چگونه به این سادگی به یک شخص واگذار میشود و برای احداث یک کارخانه، جایی جز حریم درجه یک این میراث عظیم و تکرار نشدنی یافت نمیشود، در مخیله نمیگذرد که در قبال ابعاد عظیم این ماجرا، خواست عمومی و خواست رسانهها نسبت به پاسخگویی، شفافیت و تغییر سیاست، مسوولان امر حتی برای آرام کردن افکار عمومی، وعدهای حتی موکول شده به فردای نامعلوم نمیدهند. تلاش خبرنگار «اعتماد» تاکنون برای کسب وضعیت و پاسخگویی از هر مسوولی جز مدیر پایگاه چغازنبیل بیپاسخ مانده است، آنچه حالا، چه در فضای مجازی و چه در میان دغدغهمندان میراثفرهنگی کشور میگذرد، چیزی جز یک خواسته روشن نیست: «وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نسبت به اهمال در حراست از ثروت ملی پاسخگو باشد.»
شهریور سال گذشته که به پایان رسید و نام سازمان از روی آجرهای عمارت آزادی به وزارتخانه تغییر کرد، همانقدر که حساب توییتر وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی کشور بهروز نشده است، عموما روابط عمومی این سازمان نیز نه در فضای مجازی و نه در خبرگزاری خود، «میراث آریا»، تلاشی برای «پاسخگویی» نکرد. این در حالی بود که از زمان شکلگیری وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، هر سه رکن این وزارتخانه با بحرانهای متعددی روبهرو شدند، فارغ از وضعیت اسفناک گردشگری در کشور، مرمتهای نادرست، تخریب شبانه، آتشسوزی، تعدی به حرایم، هتل و برجسازی، تعارضات منافع بارها نام یکی از ثروتهای این کشور را همقطار با «تخریب» یا «در معرض تخریب» قرار داد. در حالی که تمام این اخبار در فضای مجازی دست به دست میشدند و شیوه مدیریت و پاسبانی از این ثروتها را زیر سوال میبردند، از سوی دیگر، مسوولان امر سکوت و فراموشی را به پاسخگویی و تغییر سیاست ترجیح میدادند. نتیجه این روند، حاصلی جز آنچه بر کلیسای آدونتیستها رفته است یا مخاطراتی که چغازنبیل با آن روبهروست ندارد، این روند معیوب ادامه دارد و رها میشود تا دوباره پس از مدتی کلنگی به بنای دیگری بخورد، اثری چند صد ساله فرو بریزد یا آتش بگیرد، کارخانهدار یا هتلداری هوس کند که به قوانین دهنکجی کند و آنقدر برج آمال شخصی خود را مرتفع بسازد که با هر آجر آن، صدها فعال میراث فرهنگی فریاد بزنند، نامه بنویسند، دست به دامن شورای عالی معماری و شهرسازی و قوه قضاییه شوند تا بالاخره مرجعی جز وزارتخانه مسوول، آستین بالا بزند و ممانعتی از تخریبهای گسترده به عمل آورد. آنچه این روزها بر چغازنبیل میگذرد، حکایت نقض قانون صریح ملی و سکوت گماشتهای است که وظیفه حراست از میراث هزاران ساله میلیونها ایرانی را به دوش دارد. خبر واگذاری ۳۰۰ هکتار از اراضی ملی در حریم درجه یک چغازنبیل به یک شخص مربوط به حالا نیست، پیش از این رسانهها نسبت به این مساله که اراضی چغازنبیل جزو اراضی ملی هستند و نه میراث فرهنگی و میتوانند بستر زمینخواری و رانتخواری را برای سودجویان فراهم کنند، هشدار داده بودند. به گفته مدیر پایگاه میراث جهانی چغازنبیل و هفتتپه، سال ۹۸ سند حدود ۳۰۰ هکتار از اراضی در حریم درجه یک چغازنبیل به نام یک شخص صادر شده است، بدون استعلام از این پایگاه. او گفته است: « مسوولان کارخانه قند در سال ۹۷ و ۹۸ با وجود تذکرات موجود درصدد تسطیح بخشهایی از حریم درجه یک چغازنبیل برآمدند و با دیوارهای پیشساخته بتنی اطراف زمین را حصارکشی کردند؛ در صورتیکه تمام این موارد از مرحله واگذاری زمین به اشخاص گرفته و صدور موافقت اصولی برای ساخت کارخانه بدون درنظر گرفتن ضوابط میراث فرهنگی و تسطیح و ساخت سازه غیرقانونی بوده است.» حاصل این نگرانیها به گزارش روابطعمومی میراث فرهنگی استان خوزستان فعلا به حضور گارد ویژه و رصد فعالیتها در این محدوده منتهی شده است. نکته قابل توجه این است، که تصرف ۳۰۰ هکتار از زمین، آن هم با دلایل مبهم و در سایه عدم شفافیت، آن هم در حریم درجه یک یکی از تنها آثار باقیمانده از تمدن ایلام، تاکنون جز واکنش مدیرپایگاه چغازنبیل، واکنش هیچ کدام از مدیران و مسوولان دستگاه طویل وزارتخانه میراث فرهنگی را به دنبال نداشته است. آنچه بر چغازنبیل میگذرد، برای آن کسی که دانا بر قدر و مراتب اهمیت این ثروت باشد، امری دردناک است، امری که حتی در مخلیه هم نمیگذرد که چگونه محوطهای چند هزارساله که هنوز تمام رازهای خود را آشکار نکرده است، محوطهای که در مسیر خود میتواند به یکی از بهترین جاذبههای گردشگری جهانی برای استان خوزستان بدل شود، محوطهای که آیینهدار هویت میلیونها ایرانی است، چگونه به این سادگی به یک شخص واگذار میشود و برای احداث یک کارخانه، جایی جز حریم درجه یک این میراث عظیم و تکرار نشدنی یافت نمیشود، در مخیله نمیگذرد که در قبال ابعاد عظیم این ماجرا، خواست عمومی و خواست رسانهها نسبت به پاسخگویی، شفافیت و تغییر سیاست، مسوولان امر حتی برای آرام کردن افکار عمومی، وعدهای حتی موکول شده به فردای نامعلوم نمیدهند. تلاش خبرنگار «اعتماد» تاکنون برای کسب وضعیت و پاسخگویی از هر مسوولی جز مدیر پایگاه چغازنبیل بیپاسخ مانده است، آنچه حالا، چه در فضای مجازی و چه در میان دغدغهمندان میراثفرهنگی کشور میگذرد، چیزی جز یک خواسته روشن نیست: «وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نسبت به اهمال در حراست از ثروت ملی پاسخگو باشد.»
خبر واگذاری ۳۰۰ هکتار از اراضی ملی در حریم درجه یک چغازنبیل به یک شخص مربوط به حالا نیست، پیش از این رسانهها نسبت به این مساله که اراضی چغازنبیل جزو اراضی ملی هستند و نه میراث فرهنگی و میتوانند بستر زمینخواری و رانتخواری را برای سودجویان فراهم کنند، هشدار داده بودند.
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.