کد خبر 599769
تاریخ انتشار: ۲ آذر ۱۴۰۱ - ۲۱:۱۷
مردم لبنان سپرده خود را از بانکها می دزدند  

ساعت 24- در بیروت، در منطقه مسکونی کورنیش المزراء، روبا، یک جوان بیروتی از طبقه متوسط، به طور فزاینده ای نسبت به سقوط اقتصادی لبنان بی امید است. او قصد ندارد کشورش را ترک کند، اما به بروز تحولاتی ملموسی امیدوار است که می تواند به طور سریع پدید آید. او از خود می پرسد که آیا موج اخیر «سرقت‌های» بانک‌ها توسط خود سپرده‌گذاران برای بازیابی سپرده شان ، شکل جدیدی از طغیان شهروندان نیست ؟

زیرا این پدیده به گفته او «کاملاً قابل درک است».بدتر شدن شرایط عمومی زندگی در لبنان با پارادوکس دیگری تشدید می شود: زندگی در یکی از آزادترین اقتصادهای منطقه در شرائط تضعیف حقوق مالکیت. امری که بدون عواقب نیست. دو ماه است که ده ها بانک «سرقت شده اند». اکثر آنها در بیروت هستند، اما این پدیده به مناطق مختلف کشور سرایت کرده است. ویژگی این روند که کمتر به دستبرد های کلاسیک شبیه است، واکنش های ناامیدانه پس انداز کنندگانی است که به دنبال بازیابی بخشی از سپرده های خود هستند. آنها دسترسی محدودی به حساب دلاری خود دارند و پس انداز آنها تنها ارزشی معادل بخش ناچیزی از ارزش دلاری را دارد . به طور متوسط، امکان برداشت ۳۰۰ دلار (۲۹۰ یورو) در ماه وجود دارد، مشروط بر اینکه افت ارزشی ای معادل ۹۰درصد نسبت به بازار آزاد پذیرفته شود. به این امر تورم فوق العاده ای اضافه شده است که به گفته آژانس رتبه بندی Fitch Ratings، در سال ۲۰۲۲ به ۱۷۳ درصد رسیده است. بنابراین برخی با دست زدن به عملی که عموماً بدون خشونت و خونریزی است، برای کمک به عزیزان شان از سر ناامیدی و ناچاری ، دست به اینکار می زنند.بسیاری از آنها از طبقه متوسط می آیند ( فقط سپرده گذاران با سپرده های نسبتاً بزرگ هنوز یک حساب فعال دارند)، و به سادگی از اینکه دیگر آزادانه به سپرده های خود دسترسی ندارند، خشمگین هستند. به نظر می‌رسد این خشم شدیدتر می‌شود، زیرا با یک تناقض آشکار روبرو هستند که منطقا سرمایه‌داری ضامن آن است: سلب مالکیت فردی از پول خود توسط لیبرال‌ترین نهادی که وجود دارد، یعنی یک نهاد مالی(بانک) که قرار است ضامن سپرده ها باشد. این پدیده زمانی آشکارتر شد که یکی از نمایندگان معترض مردمی، سینتیا زرازیری، در یکی از بانک‌های شمال بیروت تحصن کرد تا بخشی از پول خود را به منظور تأمین مالی یک عمل جراحی مطالبه کند.

آینده خود را پس بگیرید

اعتماد از بین رفته نیز همچون سوختی برای این شیوه عمل بی سابقه است. پس از چندین دهه عدم اعتماد لبنانی ها به نهادهای سیاسی خود، اکنون گسست بین آنها و بانک هایشان نیز اتفاق افتاده است. این باعث می شود که شما از خود بپرسید که آیا ریشه های اعتماد شکسته شده یکسان نیستند. حتی می‌توان شرایطی را زیر سوال برد که اعتماد به نفس افراد ، فراتر از مشکلات خاص ناشی از کمبود نقدینگی فعلی، تحت تأثیر آن قرار گیرد. چرا که به نظر می‌رسد بخش بانکداری در سرزمین سروها جایگاهی بسیار قابل توجه داشته است و زمانی که مسئله سلب مالکیت گسترش می یابد و خود را به صورت متوالی تکرار می کند، ایده «سرقت» به عنوان وسیله ای منطقی در تخیلات جمعی جوانه می زند. این یک عمل هرچند فردی باقی می ماند، اما گویی توسط یک فانتزی جمعی انجام می شود. مسئله بازپس گیری دارایی و همچنین آینده خویش است، همانطور که اغلب زمانی که کرامت و شرافت در خطر است ، اتفاق می افتد.در سال ۱۹۹۹، هنرمند فرانسوی پیر هویگ، با نمایش آثارش به نام The Third Memory، نقش خود را به عنوان یک کنشگر اجتماعی، به معنای واقعی کلمه، بازی کرد: با الهام از سناریوی فیلم «بعد از ظهر سگی»( Dog Day Afternoon) ، ساخته Sydnet Lumet ، او با تکرار دزدی خود به جای آل پاچینو، گویی می‌خواست این عمل و محل اتفاق آن را پس بگیرد.

«سر سپرده ها چه آمده ؟ چگونه آنها را بازیابی کنیم ؟ در چه بازه زمانی ؟ »

در چنین وضعیتی، هیچ دلیلی وجود ندارد که نشان دهد این رویدادها به احتمال زیاد تکرار یا تقویت نمی شوند. آیا تشدید خشونت اجتماعی بحران کنونی، موجب خشونت بیشتری خواهند داشت ؟ در این صورت واکنش بانک ها و نیروهای امنیتی چه خواهد بود ؟ پس از چند روز تعطیلی در ماه سپتامبر، بانک‌ها سیستم خود را با یکپارچه‌سازی شعب خود، تقویت حضور پرسنل امنیتی و کنترل ورود و خروج ، تقویت کرده اند. ارتش لبنان نیز به نوبه خود آموزش های ویژه ای برای مقابله با این وضعیت ارائه کرد. تنش نباید به این زودی ها کاهش یابد…

اگر چه نسیب غبریل، اقتصاددان ارشد بانک بیبلوس(Byblos Bank)، به نوبه خود، امیدوار است که «سرقت ها» متوقف شود، و رسیدن به این وضعیت را تاسف آور می داند: «این حق آنها و سپرده های آنهاست»، دلیل آنرا ا ناتوانی دولت و مهمتر از همه، عدم پاسخ به سه سوال عمده ارزیابی می کند: «سر سپرده ها چه آمده ؟ چگونه آنها را بازیابی کنیم؟ در چه بازه زمانی ؟ »

به نظر می‌رسد این پدیده بیش از هر چیز، به‌ویژه در برخورد رسانه‌ای با آن، همچون مجموعه‌ای از اخبار عادی در نظر گرفته می شود تا ماهیت سیاسی آن به حداقل برسد. با این حال، در وضعیت کنونی نمی توان مسئله خشونت اجتماعی، حتی نمادین، بین یک نهاد، بانک، که به هیچ کس پاسخگو نیست، و افراد منزوی که هیچ زرادخانه قانونی برای دفاع از خود ندارند را نادیده گرفت. این حرکت هرچند فردی باقی می ماند، اما یک اعتراض سیاسی است. از این رو این خطر برای کاست سیاسی می تواند اثر «گلوله برفی» را داشته باشد که در ادامه تبدیل به یک بهمن شود: اینکه «سرقت ها» ادامه یابد، و مهمتر آن که سیستمی شود، هرچه بیشتر بمثابه یک روش عملی تثبیت می گردد و حامیان مختلفی را به خود جلب می کندکه دیگر نه به گفتمان سیاسی عمومی(احزاب) و نه به ضمانت خصوصی (بانکها) باور ندارند. بنابراین خطر ذکر شده دیگر تنها تضعیف عملکرد «غیرعادی» بانک ها نیست، بلکه انتشار یک توانمندسازی مدنی تر است که هدف آن جلب شهروندان برای دفاع از حقوق خود می باشد، حتی اگر اینکار به صورت فردی باشد و همه شهروندان، از جمله فقیرترین افراد را در برگیرد. روز به روز تعداد بیشتری از لبنانی ها چاره ای جز فروش اموال خود برای زنده ماندن ندارند، از جمله آنهایی که فاقد حساب بانکی اند. فراتر از تقسیم بندی های فرقه ای و طبقاتی، و با وجود تنفر از خشونت در حافظه تاریخی مردم که مربوط به جنگ داخلی است، آیا شیوه جدیدی از اقدام مسلحانه در حال رایج شدن است ؟ حتی اگر هویت خشونت‌آمیز این اقدامات قابل بحث باشد، همانطور که فرانتس فانون در «دوزخیان روی زمین» می‌گوید، «مشکل اکنون در درک خشونتی است که در روند تغییر جهت خود می باشد».

منبع لوموند دیپلماتیک - ترجمه از فرانسه شروین احمدی

کد خبر 599769

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.