رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 663759

تمرین صداقت در بستری از آرامش وامنیت

پاد زهر دروغگویی کودک ؛ چرا بازجویی‌های خانگی فرزند ما را پنهان کارتر می‌کند ؟

ساعت ۲۴- کودکانِ امروز، در فضایی رشد می‌کنند که در شبکه‌هایِ اجتماعی، همه در حالِ نشان دادنِ بهترین، درخشان‌ترین و بی‌نقص‌ترین چهره از خود هستند.

خانواده شاد

در جهانِ پرشتاب امروز، جایی که اعتبار و آبرو در فضای مجازی با یک کلمه جابه‌جا می‌شود، تربیتِ کودکی که حقیقت را بر مصلحتِ دروغین ترجیح دهد، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایِ والدین است. بسیاری از پدر و مادرها وقتی متوجه می‌شوند فرزندشان دروغ گفته است، ناخودآگاه سیستمِ پلیسی و بازجویی را فعال می‌کنند. چرا این کار را کردی؟ چرا حقیقت را نگفتی؟ این نوع مواجهه، پیش از آنکه کودک را به سمتِ راستگویی سوق دهد، او را در لاکِ دفاعی فرو می‌برد. دروغگویی در کودکان، اغلب از یک نیاز فیزیولوژیک یا روان‌شناختی به نام امنیت سرچشمه می‌گیرد. کودک دروغ می‌گوید چون می‌ترسد. او می‌ترسد که با گفتنِ حقیقت، خشمِ والدین را ببیند، از محبت محروم شود یا تنبیهی در انتظارش باشد. برای درمانِ این ریشه، ما نیازمند جایگزینی ترس با بازی هستیم. بازی، زبانی است که کودک با آن جهان را درک می‌کند و از طریقِ آن، مفاهیمِ سنگینِ اخلاقی مثلِ صداقت را به راحتی می‌بلعد و درونی می‌کند. یکی از بهترین روش‌ها برای اینکه به کودک بفهمانیم صداقت، نه یک دستورِ خشکِ مذهبی یا اخلاقی، بلکه راهی برایِ داشتنِ قلبی آرام است، استفاده از بازی جعبه صداقت است. این بازیِ ساده، فضایی ایجاد می‌کند که کودک بتواند اشتباهاتش را اعتراف کند بدون اینکه بلافاصله با خشمِ ما روبرو شود. یک جعبه معمولی را در جایی از خانه قرار دهید که در دسترس باشد.

نامش را جعبه صداقت بگذارید. هر شب، هر کدام از اعضایِ خانواده، حتی والدین، تکه کاغذی داخل این جعبه می‌اندازند. روی آن کاغذ، فرد می‌نویسد که امروز کجا راست گفتن برایش سخت بوده، یا کجا اشتباهی کرده و آن را پنهان نکرده است. لازم نیست اسم بنویسید. آخر هفته، جعبه را باز کنید و با صدایِ بلند بخوانید. وقتی کودک می‌بیند که پدر یا مادرش هم می‌نویسد امروز در محلِ کار، در ترافیک یا در برخورد با همسایه، برایِ راست گفتن تحتِ فشار بوده اما صداقت را انتخاب کرده، یاد می‌گیرد که راستگویی، فضیلتی انسانی است که همه درگیرِ آن هستند. این کار، کودک را از انزوایِ ناشی از گناه خارج می‌کند. او می‌فهمد که اشتباه کردن، بخشی از مسیرِ زندگی است، اما پنهان کردنِ آن، چیزی است که روح را آزار می‌دهد. این جعبه، به جایِ محکمه، به یک درمانگاهِ اخلاقی تبدیل می‌شود. بازیِ دیگری که می‌تواند مهارتِ تشخیصِ حقیقت را در کودک بالا ببرد، بازیِ کارآگاهِ صداقت است. گاهی کودکان به این دلیل دروغ می‌گویند که مرز میانِ واقعیت، خیال و بزرگ‌نمایی را نمی‌شناسند. آن‌ها برایِ جلب توجه، داستان‌هایی می‌سازند که خودشان هم باورشان می‌شود. در بازیِ کارآگاهِ صداقت، شما یک روایتِ روزمره تعریف می‌کنید که بخشی از آن اغراق‌آمیز یا غیرواقعی است. مثلاً بگویید امروز که به بازار رفتم، دیدم یک فیل از خیابان رد شد و همه مردم ایستادند و برایش دست زدند. کودک باید به عنوانِ کارآگاه بگوید که کجایِ حرفِ شما دروغ یا غیرواقعی است. وقتی کودک این بازی را یاد بگیرد، به مرور در حرف‌هایِ خودش هم دقیق می‌شود. او یاد می‌گیرد که برایِ جذاب بودن، نیازی نیست به دروغ متوسل شود. این بازی، قدرتِ تحلیلِ کودک را بالا می‌برد و به او یاد می‌دهد که حقیقت، همیشه جذاب‌تر از دروغ‌هایِ بزرگ است.

می‌توانید نقش‌ها را عوض کنید و از او بخواهید داستانِ کوتاهی بگوید که در آن یک دروغِ کوچک وجود دارد و شما باید آن را پیدا کنید. خنده‌هایی که در این بازی شکل می‌گیرد، ذهنِ کودک را نسبت به زشتیِ دروغ، بدونِ استفاده از کلماتِ تند، حساس می‌کند. در نظامِ اخلاقیِ شیعی، ما همواره از امامانِ معصوم به عنوانِ راه بلد مهربان یاد می‌کنیم. همان‌طور که امام صادق علیه‌السلام در احادیثِ تربیتیِ خود، بر اهمیتِ ملاطفت در برخورد با فرزندان تاکید دارند، ما نیز باید در خانه، همین مدلِ رحمانی را پیاده کنیم. بازیِ نقش معکوس، دقیقاً برایِ همین منظور طراحی شده است. در این بازی، شما نقش کودک را بازی می‌کنید و فرزندتان نقش پدر یا مادر را. موقعیتی را طراحی کنید که کودک در آن اشتباه کرده است، مثلاً ظرفی را شکسته یا نمره‌یِ بدی گرفته است. حالا شما در نقش کودک، با ترس و لرز سراغِ پدر یا مادر (که فرزندتان است) می‌روید. به او نشان دهید که اگر با خشم و داد و فریاد برخورد کند، شما چقدر احساس ناامنی می‌کنید و چقدر وسوسه می‌شوید که دروغ بگویید. سپس، اجازه دهید او نقش والد مهربان و دانا را بازی کند که با آرامش از شما می‌پرسد چه اتفاقی افتاده و چگونه می‌توانیم با هم آن را درست کنیم. دیدنِ این تصویر از بیرون، به کودک کمک می‌کند تا بفهمد که واکنش اطرافیان، چقدر در راستگوییِ او نقش دارد. این بازی، تمرینی برایِ همدلی است. کودک در این بازی یاد می‌گیرد که اگر راست بگوید، نه تنها تنبیه نمی‌شود، بلکه به عنوانِ یک همراهِ مسئول در کنارِ او خواهند بود. در کنارِ این بازی‌ها، باید به یک نکته ظریف توجه کرد؛ سبکِ زندگیِ دیجیتال، میلِ عجیبی به نمایشگری یا همان شوآف ایجاد کرده است. کودکانِ امروز، در فضایی رشد می‌کنند که در شبکه‌هایِ اجتماعی، همه در حالِ نشان دادنِ بهترین، درخشان‌ترین و بی‌نقص‌ترین چهره از خود هستند. این فشارِ روانی برایِ کامل بودن، خودبه‌خود تولید دروغ می‌کند. اگر کودک حس کند که والدینش هم در دنیایِ واقعی و هم در دنیایِ دیجیتال، صادق هستند و برایِ دیده شدن، دست به رفتارهایِ نمایشی نمی‌زنند، او هم آرامش بیشتری خواهد داشت. برایِ مقابله با این آسیب، بازیِ چراغِ سبز، چراغِ قرمز را پیشنهاد می‌دهم. چند موقعیتِ دیجیتال یا واقعی را بنویسید؛ مثلاً اینکه عکسی از خودمان منتشر کنیم که در آن همه چیز عالی به نظر می‌رسد، در حالی که در واقعیتِ خانه، ما عصبانی بودیم. یا اینکه به دوستمان بگوییم مریض هستیم تا به مهمانی نرویم، در حالی که فقط حوصله نداریم. کودک باید کارتِ سبز یا قرمز را بلند کند. اگر سبز بود، یعنی آن کار صداقت دارد و اگر قرمز بود، یعنی دروغ است. این بازیِ کوتاه، به کودک کمک می‌کند تا در انبوهِ دروغ‌هایِ کوچکِ روزمره، هویتِ اخلاقیِ خودش را پیدا کند و بداند که لازم نیست برایِ مقبولیت، به دروغ پناه ببرد. آموزش صداقت، یک فرآیند بلندمدت است و نباید انتظار داشت با یک یا دو بار بازی، کودک برایِ همیشه راستگو شود. راستگویی، یک عضله در روحِ انسان است که با تکرار و تمرینِ مداوم تقویت می‌شود. نکته حیاتی در تمامیِ این بازی‌ها این است که نباید فضایِ بازی را به دادگاهِ شرعی تبدیل کنید.

اگر در حینِ بازیِ کارآگاهِ صداقت، کودک دروغِ بزرگی گفت، او را ملامت نکنید. به جایِ آن، به شکلی نمایشی و با خنده بگویید که اوه، اینجا انگار یک دروغِ بزرگ پیدا شد، بیایید ببینیم چطور می‌توانیم آن را به حقیقت تبدیل کنیم. هدفِ ما، ایجاد یک فضایِ صمیمی است که در آن، حقیقت گفتن، لذت‌بخش‌تر از دروغ گفتن باشد. وقتی کودک حس کند که در خانه، امنیتِ روانی وجود دارد و والدینِ او بیش از آنکه به دنبالِ مچ‌گیری باشند، به دنبالِ رشد اخلاقیِ او هستند، خودبه‌خود درهایِ صداقت به رویِ او باز می‌شود. به یاد داشته باشید که بهترین مربیِ صداقت برایِ کودک، رفتارِ خود ماست. اگر کودک ببیند که ما در برخورد با تلفن‌هایمان، در توجیهِ تاخیرهایمان یا در قضاوت‌هایِ فضایِ مجازی‌مان، صداقت را رعایت نمی‌کنیم، هیچ بازی و هیچ کلاس آموزشی نمی‌تواند او را به صداقت دعوت کند.

راستگویی، مسری است. وقتی کودک می‌بیند که پدر یا مادرش در برابرِ یک اشتباهِ بزرگ، بدونِ حاشیه می‌گوید من اشتباه کردم، این صحنه، ده برابرِ هر بازی و هر توصیه‌ای در ذهنِ او ثبت می‌شود. ما با راستگوییِ خودمان، به او یاد می‌دهیم که انسانِ صادق، انسانِ شجاعی است. شجاعتِ پذیرش اشتباه، بالاترین سطحِ صداقت است. این‌گونه است که پیوند میانِ دین و اخلاق، در لایه‌هایِ زیرینِ شخصیتِ کودک ریشه می‌دواند. کودکِ شما زمانی که با چالش دروغ روبه‌رو می‌شود، نه به عنوانِ یک گناهِ الهی، بلکه به عنوانِ یک شکستِ شخصیتی به آن نگاه می‌کند و سعی می‌کند با کمکِ آموزه‌هایِ عملیِ خانوادگی، از آن عبور کند. این همان تربیتی است که او را در طوفان‌هایِ آینده، در میانه هیاهویِ رسانه‌ها و فشارِ همسالان، استوار نگه می‌دارد.

خبر آنلاین 

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها