کد خبر 717351
۱۴۰۵/۰۷/۱۱ ۲۱:۳۷

محمد طبیبیان :لیبرالیسم شکست نمی خورد

ساعت 24 - بهمن احمدی امویی روزنامه نگار سابق که در جریان رخدادهای 1388 به زندان انداخته شد پس از آزادی از حبس بیشترین کوش خود را بر نشتن کتاب در حوزه اقتصاد سیاسی گذاشته است . محتوای تازه ترین کتاب منتشر شده او " چرا دولتها یاد نمی گیرند" از مصاحبه با مسعود نیلی استراتژیست ایراناستخراج شده است. امویی اما در مقدمه کتاب ونیز در پشت جلد به جای توضیح در باره ماهیت کتاب ان را خطابه ای علیه اقتصاد آزاد کرده است. او در نشست رونمایی کتاب نیز به عنوان سخنران اول به جایاینکه در باهر موضوع کتاب حرف بزند خطاب به مسعود نیلی و نیز زمحمد طبیبیان که به عنوان مدعو در این نشست حاضر بود گفت چرا قبول نمی کنید که سیاست های تعدیل اقتصادی که شما ان را در دل برنامه های توسعه گنجاندید اقتصادایران را به اینجا رسانده است. مسعود نیلی ونیز دکتر طبیبیان پاسخ اوراداده اند آنچه در زیر می خوانید به کوشش علیرضا بهداد روزنامه نگار از سخنان طبیبیان آورده شده که درزیر می خوانید: .
طبیبیان

   1  .«مهم‌ترین حرکت تاریخ و حرکت تاریخ‌ساز بشری، لیبرالیسم است. من به نئولیبرالیسم کاری ندارم. لیبرالیسم یعنی چه؟ لیبرالیسم از جایی آغاز می‌شود که عقل و خرد، حقوق انسانی و حقوق طبیعی را مبنا قرار می‌دهدو برای انسان و آزادی او ارزش قائل می‌شود.   به همین دلیل، برای آزادی مبادله و پیگیری یک زندگی خوب نیز ارزش قائل است.»

۲. «آنهایی که با نفس آزادی انسان‌ها مخالف هستند، به شکل‌های مختلف برای بردگی انسان‌ها کار می‌کنند؛ از جمله اینکه معاش آنها را در اختیار بگیرند. {با لیبرالیسم مخالف هستند}.

بدترین نوع بردگی، از طریق کنترل معاش مردم اتفاق می‌افتد. لیبرالیسم می‌گوید اجازه بدهید معاش مردم آزاد و در اختیار خودشان باشد. هیچ گروه مسلحی به نفع لیبرالیسم فعالیت نکرده است؛ اما لیبرالیسم پیروز شده است. چرا؟ چون به ذات انسان و آزادی فرد بازمی‌گردد.»

۳. {به ما می‌گویند نئولیبرال، اما} «من خودم نمی‌دانم نئولیبرالیسم چیست. «هر کسی از ظن خود شد یار من»؛ هر کسی آمده، چیزی گفته و نام آن را نئولیبرالیسم گذاشته است.

اما چیزی که در ایران با این عنوان مطرح می‌شود، اصلاً به این شکل در آمریکا وجود ندارد؛ اساساً چنین بحث‌هایی آنجا مطرح نیست. من چون سر کلاس‌های استیگلیتز رفتم، می‌دانم چه می‌گوید. فکر می‌کنید استیگلیتز مخالف کاپیتالیسم است؛ می‌گوید من بحثم مخالفت با کاپیتالیسم نیست.»

۴. «اقتصاد یک علم است. ما در اقتصاد می‌دانیم که خدمات درمانی را نه بخش خصوصی به‌تنهایی، نه بخش دولتی به‌تنهایی و نه خیریه به‌تنهایی می‌تواند تأمین کند.

اگر کسی گفت همه خدمات درمانی را به بخش خصوصی بسپاریم، بدانید که اقتصاد را نفهمیده است. ترکیبی فراتر از اینها لازم است و به یک نهاد بیمه‌ای نیاز داریم. اینها اقتصاد است؛ بحث لیبرالیسم و غیرلیبرالیسم نیست.»

۵. «در آموزش نیز مسئله همین است. باید همه امکانات کشور را فراهم و تجمیع کنیم تا تضمین شود همه بچه‌های ما از بهترین آموزش برخوردار می‌شوند. این لیبرالیسم است؛ من غیر از این نمی‌بینم. می‌گویید غیرلیبرالیسم است؟ نه. سوسیالیسم است؟ نه. این همان اقتصاد است. اقتصاد این نیست که بگوییم بچه‌های فقیر را کنار بگذاریم تا بچه‌های ثروتمند از آموزش خوب برخوردار شوند.»

۶. «اقتصاد همه اینها را در خود هضم کرده است؛ مارکس را هم هضم کرده است. اگر از کارل مارکس حرفی ماندگار بوده، امروز در علم اقتصاد حضور دارد.

 هر آنچه معقول، منطقی و کاربردی بوده، در خود جذب کرده است. اقتصاد یک علم یگانه است؛ باید آن را یاد گرفت. نمی‌شود همین‌طور شروع به انشا نوشتن کرد.»

۷. «سنگاپور حتی آب آشامیدنی نداشت؛ الان یک اقتصاد پویاست. آنجا مارکت {بازار} حتی در خیابان کار می‌کند. هر چهارراه قیمت دارد، هر خیابان قیمت دارد، هر پل قیمت دارد. چرا؟ برای اینکه ترافیک شهرشان کنترل شود.

اقتصاد می‌گوید فضای عمومی هم کالایی است که باید تخصیص پیدا کند؛ فضای عمومی مجانی نیست. پول آن هم صرف اتوبوس و تراموا می‌شود. اینها اقتصاد است.»

۸. «اصلاً چیزی به نام سیاست تعدیل وجود نداشته است. یک کارشناس دفتر اقتصاد کلان اواخر دهه ۱۳۶۰ گزارشی تهیه کرده بود که اسم آن را «سیاست تعدیل» گذاشته بود و روی آن مهر محرمانه خورده بود. این رسم شد، ولی چنین چیزی نبود. پیشنهاد می‌کنم اول نظر سازمان برنامه، بعد لایحه دولت و بعد قانون مجلس را نگاه کنید؛ اینها خیلی با همدیگر فرق می‌کند. بنابراین اصلاً این «سیاست تعدیل» را کنار بگذارید.»

۹. {خطاب به بهمن احمدی‌امویی} «این کتاب، کتاب مصاحبه با آقای نیلی است. باید به مصاحبه با آقای دکتر نیلی وفادار می‌ماندید و نباید آن را تبدیل به مانیفست علیه اقتصاد آزاد می‌کردید. از پس لیبرالیسم هم برنمی‌آیید؛ نه شما و نه دیگران. کسی از پس آن برنیامد، چون یک نیروی تاریخ است.»

۱۰. «هیچ دولتی در ایران بر مبنای اصول خِرَد کار نکرده است. چون اصلاً ما ایرانی‌ها از زمان غزالی به بعد، یعنی ۹۰۰ سال پیش، خِرَد را کنار گذاشتیم. علت اینکه آشفته‌فکری هست همین است. اصول خردورزی در ایران پا نگرفته است.

علت این آشفته‌فکری، آشفته‌ذهنی و بحث‌های آشفته این است که ابتدا آن چارچوب ذهنی را نساخته‌ایم تا بتوانیم موضوعات مختلف را در آن منظم کنیم. به همین دلیل دولت‌هایمان آشفته‌اند، خودمان آشفته‌ایم و روزنامه‌نگار ما هم آشفته فکر می‌کند.»

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.