کد خبر 720521
۱۴۰۵/۰۷/۱۴ ۲۰:۵۱

معیریان: عرصه‌ای از سینمای ایران به تولید فیلم‌های کودکانه اختصاص یافته نه آثار مختص کودک

ساعت 24 - اصفهان- کارگردان سینما بیان کرد: فاصله‌گیری سازندگان فیلم از دنیای فکری کودکان موجب می‌شود تا اثر بیشتر به نمایش توانایی‌های کارگردان تبدیل شده و کمتر به روایت واقعی زندگی کودکان پرداخته شود.
معیریان: بخشی از سینمای ایران فیلم کودکانه می‌سازد نه فیلم کودک

براساس گزارش خبرنگار مهر، آرش معیریان در سومین جلسه تخصصی سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان که در شب سه‌شنبه در خانه جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان برگزار شد، بر تفاوت‌های اساسی بین کارگردانی برای بزرگسالان و کودکان تأکید کرد. وی توضیح داد: کارگردان سینمای کودک با یک مخاطب روبروست که طبق سن، تجربیات زندگی، دانش نسبت به دنیا، جنسیت، قوم و ملیت، زبان و آشنایی با سینما، تنوع زیادی دارد و نمی‌توان با همان پیش‌فرض‌هایی که برای سینمای بزرگسال وجود دارد، به سراغ او رفت.

وی در ادامه بر اهمیت شناخت مخاطبان در فرآیند ساخت فیلم تأکید کرد و گفت: اولین موضوع در کارگردانی، احترام به سلیقه بیننده است. باید بین نپسندیدن یک فیلم و بد بودن آن تفاوت قائل شد؛ چرا که در هنگام بحث درباره کیفیت یک اثر، باید معیارها و الگوهای مشخصی از منظر تخصصی داشته باشیم.

این کارگردان سینما ادامه داد: نقد و ارزیابی آثار کودک نیازمند آشنایی با قواعد و اصول تخصصی این حیطه است و نمی‌توان صرفاً بر اساس احساسات، تجربیات شخصی یا سلیقه‌های فردی به قضاوت درباره یک فیلم پرداخت.

سینمای کودک مستلزم شناخت کودک است پیش از filmmaking

معیریان در شرح تفاوت‌های میان بزرگسالان و کودکان، خاطرنشان کرد: در سینمای بزرگسال، فیلم‌ساز با مخاطبی سر و کار دارد که سال‌ها را در تعامل با جهان و سینما سپری کرده و بخش قابل توجهی از مفاهیم و قواعد دیداری و روایی را از طریق تجربه فراگرفته است؛ اما این باور در مورد کودک صدق نمی‌کند.

وی ادامه داد: یک کودک ممکن است از سنین یک یا دو سالگی در معرض آثار بصری قرار گیرد و تا سن ۱۵ سالگی در حال کشف نشانه‌ها، مفاهیم و روابط موجود در آن‌ها باشد؛ از این رو، کارگردان نمی‌تواند اطلاعات و تجارب طولانی‌مدت خود را به‌طور بدیهی در اختیار کودک قرار دهد.

این کارگردان و تدوینگر سینما، درک زبان کودک و روان‌شناسی ذهنی او را مهم‌ترین مرحله در فرآیند ساخت فیلم کودک به‌شمار آورد و گفت: پیش از هر چیز باید کودک را شناخت. اگر کارگردان نتواند دنیای کودک را درک کند، نمی‌تواند روایتی صحیح و موثر برای این گروه سنی ارائه کند.

معیریان به ناکامی‌هایی که به دلیل عدم توجه به سطح دانش و تجربه کودک در برخی آثار سینمایی به وجود می‌آید، انتقاد کرد و گفت: گاهی کارگردان به گونه‌ای روایت را آغاز و دکوپاژ می‌کند که کودک هشت‌ساله هنوز دانش لازم برای درک آن اطلاعات را تجربه نکرده و کارگردان به سادگی از این مرحله می‌گذرد.

نشانه‌شناسی؛ حلقه مغفول در روایت کودک

وی در ادامه به اهمیت نشانه‌شناسی در سینمای کودک اشاره کرد و گفت: کارگردان فیلم کودک باید آگاه باشد که مخاطبش هنوز بسیاری از نشانه‌ها، نمادها و قراردادهای فرهنگی را کشف نکرده است؛ بنابراین کاربرد نمادها، استعاره‌ها و کنایه‌ها باید متناسب با سطح شناخت و تجربه کودک باشد.

معیریان افزود: در نشانه‌شناسی، مفاهیمی نظیر نماد، نمایه و انواع نشانه‌ها مطرح می‌شود و این ها در سینمای حرفه‌ای کودک اهمیت ویژه‌ای دارند. زمانی که کارگردان از یک نماد بهره می‌برد، باید اطمینان حاصل کند که کودک استعداد و آگاهی لازم برای رمزگشایی از آن را دارد یا اینکه خود فیلم بستر لازم برای درک آن نشانه را فراهم کرده است.

وی تاکید کرد: اگر نشانه‌ای هنوز در دنیای فکری کودک شکل نگرفته باشد، استفاده مستقیم و بدون زمینه‌سازی از آن الزماً به درک درست مخاطب منجر نخواهد شد؛ لذا کارگردان باید میان دانسته‌های خود و آگاهی کودک تمایز قائل شود.

این کارگردان سینما بر این نکته تأکید کرد که بسیاری از کارگردانان بزرگسال در هنگامی که به عرصه سینمای کودک قدم می‌گذارند، همچنان با پیش‌فرض‌های بزرگسالانه کار می‌کنند. به دلیل فاصله‌ای که از دنیای کودکانه داریم، گاهی به طور ناخودآگاه نمادها، رنگ‌ها، لباس‌ها، میزانسن و عناصر بصری را بر اساس تجارب بزرگسالی خود انتخاب می‌کنیم، در حالی که کودک هنوز به بسیاری از این مفاهیم نرسیده است.

تفاوت فیلم کودکانه با سینمای کودک

معیریان در تفکیک این دو مفهوم گفت: یکی از مشکلات سینمای کودک این است که ما به جای تولید فیلم برای کودک، به ساخت فیلم کودکانه می‌پردازیم؛ در حالی که این دو مفهوم کاملاً متفاوت هستند.

وی ادامه داد: کارگردان بزرگسال باید هنگام ورود به عرصه سینمای کودک، به کودک درون خود نیز ارادت داشته باشد و به تجارب زیستی خود در دوران کودکی اجازه دهد تا در فرآیند خلاقیتش حضور پیدا کند؛ زیرا این تجربیات می‌توانند در ارائه دنیای کودک از منظر واقعی‌تری کمک شایانی کنند.

این کارگردان با بیان تجربه شخصی خود از اولین ملاقات با یک شخصیت کودک در دوران کودکی، گفت: وقتی که می‌خواهم برای کودکان فیلم بسازم، باید بتوانم به یادآوری تجربیات آن دوران بپردازم و بررسی کنم که چه شخصیت‌ها، تصاویر و موقعیت‌هایی در آن زمان برای من جذاب و ماندگار بوده‌اند. این شناسایی به طراحی شخصیت‌ها و دکوپاژ نیز تأثیرگذار است.

ریتم و اکت؛ جایی که فیلم کودک از مسیر خود منحرف می‌شود

معیریان همچنین به نقش ریتم، زمان‌بندی، اکت و دکوپاژ به‌عنوان عناصر کلیدی در برقراری ارتباط فیلم با کودک اشاره کرد و گفت: ممکن است یک کارگردان برای شروع داستان از یک ایده یا موقعیتی استفاده کند که دغدغه‌های مستقیم کودک نیست، ولی باید در ادامه روایت و در مدیریت زمان، ریتم، و دکوپاژ به دنیای کودک بازگردد.

وی خاطرنشان کرد: اگر فیلم در همان نقطه شروع متوقف شود و از دنیای ذهنی کودک فاصله بگیرد، امکان دارد که نتیجه، فیلمی باشد که بیشتر به نمایش مهارت‌های کارگردانی متمایل باشد تا نمایانگر جهان کودک.

این کارگردان سینما به اهمیت واکنش کودک نسبت به فیلم در زمان نمایش آن اشاره کرد و افزود: در هنگام تماشای فیلم کودک، باید به واکنش‌هایی نظیر پیگیری روایت، خنده و همراهی کودک با اثر توجه کرد و در صورتی که ارتباط او با فیلم گسسته شود، باید دلایل این اتفاق را در ساختار روایت، ریتم و اکت جستجو کرد.

معیریان در بخشی دیگر از این کارگاه ضعف فیلمنامه را یکی از چالش‌های عمده تولید فیلم دانست و بر لزوم بازنویسی حرفه‌ای فیلمنامه قبل از ورود به مرحله تولید تأکید کرد.

وی به تجربیات خود در بررسی فیلمنامه‌ها اشاره کرد و گفت: گاهی فیلمنامه‌ای به دست کارگردان می‌رسد که از نظر ساختاری و محتواییش نیاز به بازنگری وافری دارد، اما پیشینه نویسنده، ارتباطات تهیه‌کننده یا شرایط تولید موجب می‌شود که اصلاحات لازم به سادگی اجرا نشود.

این کارگردان افزود: در سینمای کودک، زمان و ریتم نقش حیاتی دارند و نمی‌توان با منطق سینمای بزرگسال، سکانس‌های طولانی و محتوای دیالوگ‌محور را به کودکان ارائه داد. کودک به تناسب سطح ادراکی و هوش خود می‌تواند اطلاعات را در کسری از ثانیه دریافت کند و اگر روایت نتواند با این سرعت ادراکی همراه شود، ارتباط کودک با فیلم قطع خواهد شد.

وی در پایان بر اهمیت اکت در فیلم کودک تأکید کرد و گفت: یکی از چالش‌های برخی آثار ناموفق سینمای کودک، فقدان اکت جذاب و متناسب با زمان و ویژگی مخاطب است؛ در حالی که کارگردان باید از مراحل اولیه طراحی فیلمنامه و میزانسن به این نکته توجه داشته باشد.

معیریان در پایان گفت: کارگردانی برای سینمای کودک یک تخصص مستقل به حساب می‌آید و نمی‌توان صرفاً بر اساس موفقیت در سینمای بزرگسال به این حوزه ورود کرد. یک کارگردان کودک باید زبان، روان‌شناسی، تجربیات زندگی، توانایی شناخت، نشانه‌شناسی، ریتم و شیوه دریافت مخاطب خود را بشناسد و تمام عناصر فیلم را با توجه به این شناخت طراحی کند.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.