یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۶:۱۴

سهم سیف و سیاستهای ارزی در حل بحران ارزی

جنان صفت

محمد صادق جنان صفت


ایرانیان به ویژه بازیگردانان و بازیگران سیاست این استعداد را دارند هررخدادی در هر حوزه را با ریزه کاری ها و ترفندهایی عجیب به میدان بازی سیاسی بکشانند و در این مسیر است که رفتار ، دیدگاه و ابزار  کارشناسی  تعطیل و همه حرکا ت  در چارچوب سیاست تعریف می شود . این روزها داستان دگرگونی های شگرف و شگفت در سیاستهای ارزی مصداق ونمونه قابل اعتنایی برای نشان دادن مفهوم یاد شده است. بگذارید برای اجتناب از طولانی شدن متن از اینجا شروع کنیم که اسحاق جهانگیری معاون اول ریاست جمهوری کلیات یک تصمیم ارزی دولت را ابلاغ کرد و در همین باره نکاتی را نیز با شهروندان در میان گذاشت. فردای ان روز شماری از اصلاح طلبان و  روزنامه های منتسب به این جناح سیاسی اصل داستان را فراموش کردند و از سکان داری دوباره معاون اول رییس جمهور در حوزه اقتصاد گفتند  و نوشتند که موتور اسحاق روشن شد و تیتر زدند که موتور اسحاق روشن شد و تاکید کردند که چنین شده و چنان خواهد شد و روزنامه ها و رسانه های رقیب نیز یادشان افتاد که جهانگیری در آن سال و امسال چه کرد وچه تقصیرهایی داشت. شاید به همین دلیل بود و باشد که این داستان جمع شد و همه داستان ادامه دار سیاستهای ارز ی به زمین بانک مرکزی و ولی الله سیف رییس کل این نهاد بسیار با اهمیت افتاده است. شاید اگر قرار براین باشد که سیاستهای ارز ی رهبری و برتری بر سایر سیاستها را درچنگ داشته باشد تفویض اختیارات به نهادی که ریاست آن در اختیار رییس بانک مرکزی است  توجیه داشته باشد. اما این اتفاق فوق العاده حساس و مناقشه برانگیزی است که بازار پول ، بازار سرمایه ، بازارکالا ، بازار تولید صنعتی و سایر بازارها را در ذیل بازار ارز ببینیم و همه اختیارات را در چنگ کسانی قرار دهیم که تنها هدفشان این است که تقاضای ارز را کنترل کنند. صدور پی در پی بخشنامه های صادرشده از سوی بانک مرکزی از ذهن و اندیشه هر فرد و نهادی زاد و رشد کرده باشد نشان می دهد این صدور بخشنامه به دلیل وابستگی بازارهاب به هم واثر پذیری سیاستهای اقتصادی از یک دیگربه این زودی متوقف نخواهد شد. داستان صدور دهها بخشنامه از سوی وزارت بازرگانی ،صنعت و معدن در دور قبلی بحران ارزی یادمان باشد و از تکرار آن روش اجتناب کنیم. سیف نباید جای غضنفری دردولت دهم باشد و همه اموررا به دامان اوبیندازیم. حفظ و نگهداری مقوله اعتماد به بانک مرکزی به مثابه نهادی موثر در زندگی اقتصادی ایران امروز و ایران فردا به ما فرمان می دهد جانب احتیاط را نگه داشته و به جای اینکه رییس کل بانک مرکزی را تنها و بی یار و رفیق به میدان بفرستیم توصیه می شود هر بخشنامه ای که قرار است از این پس صادر شود با مهر ستاد اقتصادی دولت باشد تا شهروندان بدانند بانک مرکزی تنها نهاد تصمیم گیرنده نیست و رییس کل بانک مرکزی نیز تنها نفر اصلی در اتخاذ سیاستهای ارزی وابسته به سیاستهای تجاری ، صنعتی نیست. این کار به نفع بلند مدت بانک مرکزی ایران خواهد بود و به شفاف شدن روزگار و دنیای تصمیم سازی و تصمیم گیری و آشکارشدن نقش سایر نهادها کمک می کند. معنا ندرد که رییس سازمان برنامه و بودجه ، وزیر اقتصاد ، وزیر صنعت و تجارت ووزیر جهاد کشاورزی و به ویژه نقش شخص رییس جمهور درراهبردهای انقلاب ارزی برای مردم آشکار نشود. سیاست ارز ینمی تواند همه اقتصاد ایران را در چنگ داشته باشد و باید همزیستس مسالمت آمیزبا سیاستهای تجاری ،|پولی و بانکی و صنعتی داشته باشد تا این بحران درکوتاهترین زمان برطرف شود.


راهنمای درک فاشیسم، گذشته و حال اززبان مادلین آلبرایت
چگونه ملتها تن به فاشیسم می دهند
"فاشیسم: یک اخطار"این عنوان کتابی است که اخیرا توسط خانم مادلین آلبرایت تالیف شده و بوسیله مجله اکونومیست این هفته (١٤ آوریل ٢٠١٨)معرفی شده است. خانم آلبرایت از سال ١٩٩٣ سفیر آمریکا در سازمان ملل بود و پس از آن اولین زنی بود که به عنوان وزیر خارجه آمریکا در دولت کلینتون منصوب شد (١٩٩٧-٢٠٠١).  از آن پس هم به عنوان استاد علوم سیاسی مشغول بوده است. کتاب اخیر شاید از آن نظر مهم است که در مورد پدیده ای تدوین شده که خود از نزدیک دیده است. او متولد ١٩٣٧ در چکوسلوواکی بود، در زمان به قدرت رسیدن نازی ها در آلمان و گسترش اندیشه های فاشیستی در اروپا، اکثر کشور های اروپا در زیر رژه سربازان و پلیس تفتیش هیتلر لرزید. کودک یک ساله ای بود که به ناچار همراه خانواده در سال ١٩٣٨ به انگلستان پناهنده شد، و به عنوان آواره جنگی زندگی کرد. دوران جنگ را در انگلستان گذارند و پس از خاتمه جنگ با خانواده به چکسلواکی باز گشتند. اما این بار نوبت رژه کمونیست ها بود و چکسلواکی در سال ١٩٤٨ با کمک نیرو های شوروی تحت حکومت حزب کمونیست قرار گرفت. این هم دوران سرکوب و استبداد جدیدی بود از جانب طرف چپ طیف سیاسی. در این شرایط خانواده او مجدد به عنوان پناهنده راهی آمریکا شد. از این نظر که زندگی او تحت تاثیر شرایط و فلاکت های هر دو طرف طیف یعنی راست گرایی افراطی فاشیست ها و چپ گرایی افراطی کمونیست ها بوده، کتاب او کتابی خواندنی و عبرت آموز است. توجه عمده او به مسئله فاشیسم است و این پرسش که چگونه ملت ها خود را به زیر یوق فاشیسم قرار می دهند  و این که اصولاً ویژگی های متمایز کننده فاشیسم از سایر انواع استبداد کدام است. او به شرایط موجود آمریکا و اروپا نظر می کند و این پرسش را مطرح می کند که آیا نیرو های مدنی در این کشور ها توان مقابله با شعله های جدیداً بر افروخته فاشیسم را دارند؟ او استدلال می کند که جوامعی دچار فاشیسم می شوند که به دلائلی دچار ترس نا امیدی بحران اقتصادی و شرایط سردرگمی جمعی شده باشند. در این شرایط اگر کسانی برای آنان جهت تعیین کنند ایده مشترک بدهند  ترس و نا امیدی آنان را به خشم و تهاجم تبدیل کنند دیگر کار برد عقل را ضروری نمی دانند،وحاضرند آزادی خود و دیگران را فدا کنند. قرار گرفتن در جمع راه پیمایی و رژه های گسترده ،وفریاد خشمگیانه زدن ابراز نفرت از هر چه پیش کسوتان برای نفرت پیشنهاد کنند ... چارچوب رضایت بخشی خواهد بود. مردم در این شرایط آزادی های خود و دیگران را به راحتی تسلیم می کنند تا رهبران در مقابل مشکلات اولیه ای که قبلا آنان را به نا امیدی و یاس و بحران اقتصادی دچار کرده بود را حل کنند. او استدلال می کند که گرچه همه رژیم های فاشیستی استبدادی بوده اند اما همه حکومت های استبدای فاشیست نبوده اند. بسیاری حکومت های سلطنتی از این دست بوده اند. از نظر او ویژگی مهم حکومت های فاشیستی این است که با اجامر و اوباش بهتر کنار می آیند تا دانایان و فرهیختگان، و تفنگ را بدست آنان می سپارند. از نظر او نمونه حکومت فاشیست دنیای امروز کره شمالی است، گرچه ایدئولوژی رسمی آنان کمونیسم است. او حکومت پوتین را هنوز فاشیستی نمی داند زیرا هنوز پوتین ضرورت آن را احساس نکرده. در مورد آمریکا می گوید زمانی که در سال ١٩٤٨ وارد آمریکا شدند پدرش باور نمی کرد که همه چیز در این کشور تا این حد آزاد است. به نظر می رسید جهانی فاصله بین فاشیسم اروپا  و آنچه در آمریکا می دید وجود داشت. اما اکنون در این اندیشه است که دیگر آن احساس وجود ندارد.
منبع : صفحه تلگرامی دکتر محمد طبیبیان

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.