مقایسه داعش و گروهک منافقین با افراطیون / داعش کارش به مسلمان کشی رسید؛ منافقین هم بهشتی را شهیر کردند/تندروهای امروز هم مسئولان نظام را می زنند
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: ملتها پس از جنگ، سرنوشت متفاوتی را تجربه کردهاند. حاکمیت و دولتهای هوشمند، توانستند سرنوشتی توام با توسعه و قدرت ملی را برای جامعه خود رقم بزنند. این روزها شاهد ایجاد انحرافاتی توسط گروهی - آگاهانه یا ناآگاهانه، اعتقادی یا غیراعتقادی- تحت تاثیر نمیدانم چه جریانی، که بعدها مشخص خواهد شد! در دستاوردهای بزرگ جنگ هستیم که نمونههای از آن را میتوان در تلاشهایی برای تغییر جهت مبارزه و حمله به سمت داخل - مدیران ومسوولان درگیر در مقاومت- و تحریک افکار عمومی علیه آنها دید.هرچند در حافظه تاریخی ایرانیان، شواهد دیگری از این دست موارد ثبت است.
از این جمله میتوان به تئوری «دشمنِ غریب و بعید داعش اشاره کرد که تنها به مسلمانکشی منجر شد و در خلال آن حتی یک تیر هم به سوی دشمنان از سوی خودشان (از جمله اسراییل) شلیک نشد.» در نمونهای دیگر تئوری سازمان مجاهدین خلق که «بهشتی، دشمن نزدیک و امریکا دشمن دور » منجر به شهادت و از دست رفتن یکی از خاصترین اندیشمندان اسلامی یعنی دکتر بهشتی شد و در نهایت سرنوشت این گروه هم مجاورت در کنار صدام و امریکا شد.
در طی چند دهه اخیر، همواره با حساسیت، تحولات و تغییرات ارزشی جامعه را به وسع خود رصد کردهام.
با آنکه ایران جامعهای متکثر و متنوع با کوهانههای جمعیتی با ارزشهایشان است، معتقدم اکثریت عظیم و قابل توجه ایرانیان همواره با هر گرایشی، به شکلی منسجم در مقابل متجاوزین ایستادهاند. لذا در این میان، باید حرف همه آنهایی که به فراخوانهای همسو با دشمن به خیابان نیامدند، به خصوص آنان که زیر بمبها و موشکهای دشمن در خیابان فریاد همبستگی سر میدادند (که ایران قدردان حضور امیدبخششان است)، را شنید.
اینها نشانههای خطرناکی از تولید شکاف و تضعیف انسجامند. هنوز هم خاطره تلخ «مُهر پراکنی » به سوی شهید لاریجانی در اذهان زنده است. عجیب است که چشمهایشان را به روی این حقیقت واضح میبندند که دشمن چگونه «پزشکیان »، «قالیباف » و... را تا مرز شهادت پیش راندند و تنها لطف خدا بود که با گشوده شدن یک روزنه، از شهادت حتمی نجات یافتند ولی همچنان در معرض ترور و شهادت قرار دارند.
هر صدایی که جامعه را از تمرکز بر تهدیدهای واقعی منحرف کند و به سمت خصومتهای داخلی سوق دهد، عملا به فرسایش وحدت ملی کمک میکند؛ حتی اگر خود را در پوشش خیرخواهی یا حساسیت اجتماعی عرضه کند.
در برهههای حساس، بزرگترین خطا آن است که جامعه در دام سناریوهای تنشزا گرفتار شود و سرمایه اجتماعی خود را در میدان بدگمانی و تسویهحسابهای درونی هدر دهد. امروز، بیش از همیشه، حفظ هوشیاری نسبت به پروژههای شکافآفرین و دفاع از انسجام اجتماعی، یک مسوولیت ملی است.
17302