یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۴

انتقاددبیر انجمن صنفی کارخانه های قندوشکر از مناسبات دولت وبخش خصوصی

بی‌حرمتی به تولیدکننده مانع رونق تولید است

دانادانا

ساعت 24 - تولید انواع کالا ها و خدمات در درون سرزمین ملی از دیرباز تا امروز یک راهبرد غیرقابل انکار در میان جامعه ‌های گوناگون بوده و هست. تولید داخلی علاوه بر اینکه ارزش افزوده را در درون سرزمین نگه می‌دارد و راه رشد سرمایه ‌گذاری را باز می‌کند به رشد اشتغال منجر شده و نرخ بیکاری را کاهش می‌دهد. علاوه بر همه مزیت‌ های یاد شده برای رونق تولید داخلی، یک مزیت استراتژیک نیز خود ‌اتکایی معقول و دور شدن از حلقه تنگ وابستگی به اقتصاد خارجی و سرزمین‌ های دیگر است.

دلایل یادشده موجب شده است دولت های جهان با هر گرایش سیاسی، رشد تولید داخلی را در ردیف مهم ترین ارکان و اهداف خود قرار داده و در این مسیر برنامهریزی کنند. در ایران نیز این مقوله از دهه 1340 به بعد در مرکز توجه سیاستگذاران اقتصادی بوده است.توجه اکید، عمیق و همه سویه و گسترده به تولید داخلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 اما به یک راهبرد غیرقابل تغییر تبدیل شده و دستکم همه مدیران اقتصادی کشور در حرف به این راهبرد وفادار بوده اند. با این همه شاهد بوده و هستیم که در برخی از مقاطع و در برخی سال ها تولیدات داخلی به هر دلیل از رونق میافتند.به طور مثال و بر اساس آمار های ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران، رشد تولیدات صنعتی ایران در سال 1397 با سقوط مواجه شده و به مرز منفی 10 درصد بسیار نزدیک شده است.

 دلایل بیرونقی

چرا نرخ رشد صنعت در سال 1397 سقوط کرد؟ بدون تردید یکی از دلایل آن تحریم همه جانبه و دشمنی آمریکا با ایران بوده است. اما کارشنا سان و فعالان اقتصادی علاوه بر آن به چند مقوله دیگر اشاره کرده و آنها را از موانع رونق معرفی کردهاند که به دو دسته تقسیم می شوند. یک دسته از عوامل و موانع رونق تولید به درون بخش صنعت برمی گردد که به طور مثال نبود استراتژی توسعه صنعتی یکی از آنهاست. یک مشکل دیگر در رونق تولید داخل فقدان توانایی برای صادرات کالا های صنعتی است که آنها را به بازار کوچک داخلی متکی کرده است. اما یکی از تنگنا های تولید داخلی در بخش صنعت بیتردید ضعف نهاد حقوق مالکیت است. این ضعف در سالهای اخیر و به موازات رشد تحریم ها و سخت تر شدن زندگی اقتصادی دولت تشدید شده و احساس امنیت سرمایه گذاری کاهش یافته است. در بیرون از مرزهای صنعت نیز مسائل مهمی مثل چگونگی تامین مالی بنگاه ها که عمدتا از طرف بانک ها ایجاد میشود، کوچک بودن بازار سرمایه، نظام بیمهای ایران، نظام مالیاتی، نامساعد بودن محیط
کسبوکار، بیثباتی در بازار ارز و ناکارآمدی نظام گمرکی بر بخش صنعت اثرات منفی بر جای گذاشتهاند.

 مهمترین دلیل بیرونفی

با وجودی که نکات و عوامل یاد شده در بالا برای نشان دادن بی رمقی تولید را نمی توان انکار کرد اما اکثریت قریب به اتفاق فعالان اقتصاد و صنعت، کارشناسان و اقتصاد دانان و حتی شهروندان آگاه باور دارند که بی حرمتی به تولید کننده ایرانی یکی از دلایل اصلی بیرونقی تولید است. تجربه نشان داده است دولتهای ایران هرگاه با وفور درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت خام مواجه شده اند با اتکا به این درآمد تولیدکنندگان را نادیده گرفته اند. از طرف دیگر و در شرایط تنگنا های ارزی حاصل از صادرات نفت خام نیز دولتها تولیدکنندگان را تحت فشار قرار میدهند که از حقوق اولیه و اثبات شده خود دست بردارند و تابعی بیچون وچرا از تصمیم های دولت شوند. این دو دیدگاه و رفتار سرمرزی و افراط و تفریط در برخورد با مدیران و صاحبان بنگاه های تولیدی یک اصل شده است و متاسفانه هر دولتی که بر سر کار میآید این راهبرد را آموخته و تمام و کمال اجرا میکند.

  بدترین دیدگاه

اما این تکبر و غروری که دولت نسبت به تولیدکنندگان دارد از کجا به دست آمده است؟ مدیران دولت در بخش اقتصادی معلوم نیست با اتکا به کدام اعتماد به نفس عجیب و غیر قابل باور به این نتیجه میرسند که عقل معاش آنها بالاتر و برتر از عقل معاش تولیدکنندگان و کارآفرینان است. این اعتماد به نفس کاذب اما از مرکز دولت به مدیریت های میانی و حتی سطح پایین هدایت میشود و شرایط را بسیار تاسف بار کرده است. آیا مدیران، مشاوران و معاونان یک وزارتخانه که به دلیل آشنایی با مدیر بالاتر و ناگهان با تغییر یک وزیر منصب و مقامی گرفته اند ناگهان دانای کل میشوند؟ آیا نباید به این مدیران آموزش برخورد محترمانه با مدیران تولیدی داده شود؟ آیا همین افرادی که تا 3-2سال پیش افرادی عادی و در بهترین حالت یک مدیر و معاون در یک اداره بوده اند توجه ندارند که باید برای بزرگتر و پختهتر شدن به تجربه و تخصص مدیران احترام بگذارند؟

 یک نمونه

ایرانیان بسیار اندکی هستند که حتی در خارج از مرزهای ایرانی با یکی از کالاهایی که آرم و نشانه «کاله» دارند را نشناسند. میلیون ها ایرانی هر روز با یکی از محصولات این واحد بزرگ صنعتی ایران برخورد کرده و خریداری و مصرف میکنند. آمار های ارائه شده رسمی و غیررسمی نشان می دهد که نزدیک به 14 هزار نفر در واحد های پرشمار گروه کاله فعالیت دارند که در میان آنها مدیران تراز نخست صنعتی، مالی و بازرگانی با داشتن دانش و تخصص و تجربه وجود دارند که در مقایسه با شمار قابل اعتنایی از مدیران دولتی در موقعیت ممتازی قرار دارند. آیا تجربه و تخصص سرمایه گذاری مثل صاحب گروه کاله را در تعامل ها و تقابل های میان مدیران و تولید کننده باید نادیده گرفت؟ آیا مدیری جوان که باید سال ها کار کند و تجربه بیندوزد تا شناخت دقیقی از فعالیت صنعتی و کشاورزی پیدا کند در نشستها و گفتوگو های کارشناسی نباید احترام به چنین افرادی را در ذهن و عمل خود جای دهند؟ چگونه است که مدیرانی از جنس کار و تخصص با دهها سال تجربه و فعالیت و دیدن رخداد های بزرگ و کوچک مصلحت خود و کشور را تشخیص نمیدهند اما یک مدیر و یا کارشناس تازه از راه رسیده این موارد را تشخیص میدهد؟

  احترام و اعتماد

این یک تصور غیرواقعی و دور از منطق است که بخواهیم تولید رونق پیداکند اما به تولید کننده بیاحترامی کنیم و حرمت او را در لابهلای چرخ های بیرحم دیوانسالاری و ذهنیت های ناپخته خرد کنیم. در هیچ آیین و آداب و ملک داری چنین اتفاقی نمی افتد که دست اندرکاران و افراد واقعی یک امر بسیار بااهمیت مثل تولید را تنها به این دلیل که موقعیت سیاسی بر موقعیت اقتصادی غلبه یافته است را از صحنه تصمیمسازی و تصمیمگیری دور کرده و کار را به دست مدیرانی کم تجربه ومدیرانی با ذهنیت های خام بدهیم. این وضعیت را باید دگرگون کرد و در شرایط مناسب قرار داد تا رونق تولید به معنای واقعی اتفاق بیفتد. دوستانی از جنس کار و فعالیتهای تولیدی نقل میکنند که در نشست های پرشماری که این روزها میان دولتیها و تولیدکنندگان برگزار میشود مدیران و حتی کارشناسان تازه وارد به جرگه کار دولتی در بالای میز نشسته و خود را حاکم بلامنازع جلسه می پندارند و مدیران و کارآفرینان قدیمی و کاربلد صنایع را در دونترین محل سالن جلسات می نشانند. جبهه بندی سالن جلسات به دو بخش صدرنشینی برای مدیران و کارشناسان دولتی و قعرنشینی صاحبان صنایع از نشانه های برتریجوئی دولتی ها بر تولیدکنندگان است و در شأن نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست. حرمت گذاشتن به مدیران بخش خصوصی، نخستین گام از الفبای رونق تولید است. این شاید در ذهن برخی یک مساله کوچک باشد اما استمرار آن و فلسفه پشت آن نشان از بیاحترامی به تولیدکنندگان دارد. نقل میشود که در نشست ها یک مدیر دولتی به هر میزان دقیقهای که ضروری میداند صحبت میکند و وقتی نوبت به تولیدکننده میرسد دقیقهشماری میشود و اجازه طرح مسائل داده نمیشود. اگر خوا ستار رونق تولید هستیم که هستیم باید اصول و الزام های آن را شناخته و به آن عمل کنیم. در صدر و در پله اول این اصول و آیین، احترام به تجربه، تخصص، کاربلدی و دلسوزی تولیدکنندگان است. بر اساس هیچ معیار ذهنی و نظری نمیتوان اثبات کرد که دلسوزی و تعهد تولیدکنندگان نسبت به میهن و کشور کمتر از مدیران دولتی است و در تصمیمگیری های خود این عنصر را نادیده میگیرند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
(function(i,s,o,g,r,a,m){i['GoogleAnalyticsObject']=r;i[r]=i[r]||function(){ (i[r].q=i[r].q||[]).push(arguments)},i[r].l=1*new Date();a=s.createElement(o), m=s.getElementsByTagName(o)[0];a.async=1;a.src=g;m.parentNode.insertBefore(a,m) })(window,document,'script','https://www.google-analytics.com/analytics.js','ga'); ga('create', 'UA-53492516-1', 'auto'); ga('send', 'pageview'); s