پنجشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۹ - ۱۰:۵۱

قیمت همه کالاها درحال پرش ، جز دستمزد و حقوق که به کف چسبیده اند

آوار بورس بر سرمزدبگیران

معدن

ساعت 24 - آخرین اطلاعی که در باره کسری بودجه امسال ارایه شده از سوی عباس آخوندی وزیر سابق مسکن و راه سازسی است که می گوید کسری بودجه دولت در صورت ادامه وضعیت موجود 240 هزار میلیارد تومان است. دولت و در راس آن وزارت اقتصاد به ریاست فرهاد دژپسند به عنوان وزیر درآمد باید از هرراهی که شده است این رقم را تامین کند تا دولت در نیمه دوم سال بتواند مزد و حقوق میلیون ها کارمند و هزینه های مربوط به امنیت را پرداخت کند.

دولت اما کدام گزینه ها را برای تامین نقدینگی ریالی دارد؟ یک راه فروش دارایی های دولت مثل کارخانه ها و شرکتهای تولیدی است که می تواند از مسیر مزایده یا عرضه سهام در بورس بفروشد. یک راه دیگر فروش اوراق قرضه است که باید برای فروش آن دربازار نرخ سودی به مراتب بالاتر و جذاب تر از نرخ بهره بانکی باشد . را ه دیگر فروش دلار و سکه به قیمت های بالاتر در بازار است که نقد شونده ترین راه است. اما وزارت اقتصاد راه تازه ای را نتخاب کرده و آن دمیدن سود در تنور بازار سهام است که هیچ کنترلی برآن دیده نمی شود. به این ترتیب است که این بازار روزانه تا 5 درصد و در کف آن روزانه 3درصد به طور میانگین رشد را تجربه می کند.

روزی 5درصد رشد

رشد دیوانه وار شاخص کل قیمت سهام در بورس تهران  در این بازار منحصر نشده و  به یک تقاضای مؤثر در کل کشور و در اغلب حوزه‌ها مثل طلا، ارز، سکه و مسکن به وجود آمده است و احتمالاً این موج جدید تورمی به سایر بازارها هم سرریز می‌شود. آقای کامران ندری درروزنامه ایران می نویسد : مهم‌ترین عامل افزایش قیمت‌های اخیر را می‌توان در رشد افسارگسیخته قیمت سهام در چند ماه گذشته جست و جو کرد که از قضا غیر واقعی و بدون پشتوانه است و هیچ تأثیری برتولید ندارد. در واقع مگر تولید کشور چقدر رشد داشته که سهام آن باید روزانه 5 درصد رشد کند. این نوع جدید نقدینگی که قبلاً از درجه نقدپذیری کمتری برخوردار بود و کمتر هم مورد توجه قرار می‌گرفت امروزه با تشویق‌ها وحمایت‌ها تعداد زیادی به این بازار وارد شدند که زمینه رشد شدید و بالا رفتن نقد شوندگی آن در اقتصاد به وجود آمد. دارایی که روزانه 5 درصد رشد می‌کند و به شدت نقد شونده است. تا جایی که اکنون ارزش دارایی‌های بازار سرمایه بسیار بیشتر از دارایی‌های ایجاد شده در نظام بانکی است. این موضوع به شدت نگرانی ایجاد می‌کند. نباید وعده‌های مسئولان به گونه‌ای باشد که این تصور در مردم به وجود بیاید که نقدینگی ایجاد شده بی‌خطر است و آن را مشابه سپرده‌های بانکی تلقی کنند. در چنین شرایطی است که شاید بتوان امیدوار بود موج تورمی که ایجاد شده طی چند ماه آینده تا حدودی کاهش یابد. خانم ایلناز ابراهیمی عضو هیئت علمی پژوهشکده پولی و بانکی نیز در ایبنا  در باره وضعیت بازار سهام نوشته است: اتفاقی که در ماه‌های گذشته در اقتصاد ایران افتاده است، نشان می‌دهد که برای محاسبه عایدی در این بازار، میانگین حسابی وزنی کمابیش جای خود را به میانگین حسابی ساده داده است. احتمال عایدی منفی صفر در نظر گرفته می‌شود، توقع بر این است که شاخص کل در هر روز بیش از دو درصد رشد کند و در صورت افت شاخص در بازار، شرکت‌های حقوقی حمایت کرده و جلوی آن را سد کنند و در نتیجه از دیدگاه یک فرد عادی، نقدینگی که وارد این بازار می‌کند با احتساب رشد قطعی دو تا سه درصد در روز (بسته به درجه خوش‌بینی فرد و اعتماد وی به قدرت بازارساز) در پایان ماه رشدی به مراتب بیش از نرخ سود بانکی یا هر فعالیت تولیدی دیگری خواهد داشت، بدون این که وی نیاز به کار کردن، ریسک کردن و درگیر شدن با موانع مختلف کار در محیط تولیدی داشته باشد. به این ترتیب، کسی که به جای فکر کردن به احتمال زیان و ضرر ناشی از فعالیت در بورس و در نتیجه توجه به میانگین انتظاری، از روی عادت این روزها در فضای اقتصادی کشور، از بازده مثبت سبد خود در بورس مطمئن است، هر چه بیشتر تشویق به فعالیت در این بازار می‌شود چرا که انتظارات وی (که در آن بیم و امید مستتر است) تبدیل به عادت کسب بازدهی مثبت‌ (بدون توجه به احتمال ضرر و از دست رفتن سرمایه) شده است.

فقط مزدها به کف چسبیده اند

در حالی که بازار سکه ، طلا ، دلار ، سهام خودرو ، در سه ماه بهار امسال به سوی آسمان پرواز کرده و شاهد رشدهای حیرت انگیز انها بوده ایم  این افزایش قیمت به طور نسبی و این بار با شتاب بیشتر قیمت هرکالیی که مورد نیاز ضروری شهروندان است را نیز با همان شتاب بالا می برد. آقای ندری می نویسد : به نظر می‌رسد این روزها همه مقوله‌ها مشمول افزایش قیمت شده‌اند جز حقوق و دستمزد کارگران و کارمندان.شرایطی که الان حاکم شده بهشدت به زیان بخش عمده‌ای از جمعیت کشور است که حقوق بگیرند و دستمزد ثابت دارند.

مزد وحقوق بگیران علاوه براینکه  حسرت می خورند چرا پس اندازی برای حضور دربازارهای سود آورندارند باید آوار تورم شتابان رانیز بر دوش ضغیف خود تحمل کنند. آوار بورس در نهایت بر سر مزد وحقوق بگیران فرو می ریزد؟

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s