یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ - ۰۶:۵۹

پیشنهاد کناره‌گیری روحانی نرفتن به ریشه داستان نیست ؟

روحانی

ساعت 24 - این روزها اقتصاد ایران قفل شده است و قیمت کالاها وخدمات روانی فزاینده را طی می کند و شهروندان به ستوه آمده اند. در چنین فضایی است که حسن روحانی رییس دولت با صراحت می گوید مردم اگر می خواهند کسی را برای وضعیت بد اقتصادی نفرین کنند باید واشنگتن و کاخ سفید و دولت آمریکا را نفرین کنند.

حالا عباس عبدی روزنامه نگار با استناد به این حرف به روحانی پیشنهاد کرده است استعفا دهد و استدلال می کند که : " اگر برای حل مشکلات و گرانی آدرس کاخ سفید داده می‌شود، در این صورت کسی که قادر به گفت‌وگو با آن نیست باید کنار برود و راه را باز کند تا دیگران اقدام کنند. حداقل به خاطر کشور و مردم چنین کنید." به نظر می رسد عباس عبدی شاید نخواسته و یا مصلحت نمی بیند که کمی فراتر از ظاهر حرف روحانی را بازکند و بداند منظور روحانی شاید این است که اگر قفل گفت وگو با آمریکا به طور واقعی باز شود وتحریم ها برداشته شود می توان مسایل اقتصادی رااز گرداب فعلی رها کرد.

عبدی باوردارد:  حالا که اصولگرایان دولت را استیضاح نمی کنند یا از راههای دیگر اورابرکنار نمی کنند بهتر است روحانی خودش کنار برود و استعفا دهد .وی نوشته است : "متاسفانه در ایران استعفا هم به سرنوشت طلاق دچار شده است. هر زوجی که طلاق می‌گیرند، حتما باید با دشمنی و نفرت و کینه‌ورزی و بدگویی حتی زد و خورد و دعوا همراه باشد، در حالی که می‌توان دوستانه هم طلاق گرفت، اگر دو نفر متوجه شدند که به هر علتی نمی‌توانند با یکدیگر زندگی کنند می‌توانند دوستانه و مدنی از یکدیگر جدا شوند. استعفای دیوید کامرون نخست‌وزیر بریتانیا را به یاد بیاوریم؛ هنگامی که رفراندوم برگزیت رای آورد، خیلی راحت و مدنی استعفا داد و خانم ترزا می‌ جانشین او شد. این استعفاها اعتراضی نیست، بلکه راهگشا است.  هر کدام از حالات سه‌گانه‌ای که در انتخابات امریکا رخ دهد، نیازمند مدیریتی سیاسی در ایران است که برای آن برنامه داشته باشد. بدون شک و تردید این مدیریت به روحانی و تیم او سپرده نخواهد شد و با حضور آنان نیز چنین مدیریتی را دیگران نیز نمی‌توانند عهده‌دار شوند. بهتر است که مدنی رفتار شود و برای 10 ماه باقی‌مانده شخص دیگری عهده‌دار حل این مشکل شود. حداقل به خاطر مردم و کشور کاری باید کرد."

به بخش دیگر نوشته عبدی توجه کنید: ده ماه پیش پیشنهاد انتخابات زودرس ریاست‌جمهوری را دادم، اصولگرایان که در خلوت خود از این ایده قند در دل‌شان آب می‌شد، به علت تناقضات فکری و تحلیلی، در خلوت با آن مخالفت کردند و حتی مخالفت شدیدی کردند! و این از عجایب سیاست در ایران است که جناح غالب سیاست در آن نیز به علل روشنی که ناشی از تناقضات فکری و رفتاری آنها است، دوگانه برخورد می‌کند. دوگانگی برخورد برخی منتقدان تا حدی قابل فهم است، چون باید ملاحظه خیلی از خطرات را بنمایند، ولی دوگانگی شدید جناح صاحب قدرت را فقط باید در ایران دید. بگذریم.  با آغاز به کار مجلس جدید، وضعیت روحانی برای آنان مثل استخوانی شده که در گلو گیر کرده، نه می‌توانند آن را قورت دهند و اگر قورت هم دهند نمی‌توانند هضم کنند و نه می‌توانند آن را بالا بیاورند. به همین دلیل مدعی شدند که او را تحمل می‌کنند، ولی این تحمل از روی ناچاری است و نه اختیار. به همین علت در تیر ماه یادداشتی نوشتم که «تحمل لازم نیست استیضاحش کنید»، ولی اجازه این کار را نیز ندارند یا توانش را ندارند. تا اینجا و آنچه که به دعوای جناح حاکم و دولت برمی‌گردد، برای مردم اهمیتی ندارد، ولی مشکل اینجاست که دود این وضعیت به چشم مردم می‌رود. نیازی به توضیح جزییات این ادعا و وضعیت نیست. طی ده ماه گذشته هیچ مشکلی حل نشده که بر مشکلات اضافه هم شده است. در این ده ماه کدام چشم‌اندازی تیره بود که تیره‌تر نشده است. بنابراین عاقلانه نیست که این وضع ادامه یابد. 

منظور از افزایش مشارکت واقعی، به رسمیت شناختن همه نیروهای سیاسی و اجتماعی و احترام گذاشتن به آنان و حق حضورشان در عرصه سیاست است. از میان این دو حالت، به ظاهر اراده‌ای برای تحقق حالت دوم وجود ندارد یا حداقل اینکه بنده نمی‌بینم. البته این بهترین راه است، ولی اگر امیدی به تحقق این راه‌ نیست، تداوم وضعیت و شکاف موجود جز تضعیف بیشتر و از دست دادن فرصت‌های سیاسی برای کاهش مشکلات نتیجه دیگری نخواهد داشت. از این رو حالا که اصولگرایان غالب، قدرت و اراده استیضاح را ندارند، پیشنهاد می‌کنم که روحانی شخصا دست به کار شود. کنار رفتن نه به معنای اعتراض، بلکه به معنای گشودن راه‌ برای حل ماجرا.

به نظر می رسد این افراطی ترین راه حل برای یک وضعیت است که حتما افراطسیون منتقد دولت از آن استقبال می کنند. آیا بهتر نیست به منتقدان یورش برده شود تا اجازه کار به روحانی داده شود؟ این اگر اتفاق بیفتد سنگ روی سنگ بند نمی شود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.