رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 661662

تحلیل کیهان از نا آرامی‌های این روزها

ساعت ۲۴ - آنچه این روزها در قالب برخی ناآرامی‌ها و صحنه‌سازی‌های خیابانی دیده می‌شود، بیش از آنکه ریشه در یک اعتراض به حق باشد‌، محصول یک تلاش هماهنگ بیرونی برای تزریق حیات مصنوعی به پروژه‌ای شکست‌خورده‌ای است که بارها دشمنان ایران در این سرزمین آزموده‌اند. پروژه‌ای که دشمن پس از ناکامی در میدان سخت و فروپاشی محاسباتش در جنگ ۱۲ روزه، ناچار شد آن را از دل اتاق‌های جنگ روانی و رسانه‌ای خود بیرون بکشد.

در این میان، اظهارات اخیر ترامپ، رئیس‌جمهور متوهّم آمریکا، نه‌تنها یک موضع‌گیری معمول سیاسی نیست، بلکه نقش تنفس مصنوعی برای آشوب‌طلبانی را بازی می‌کند که بدون پشتیبانی رسانه‌ای و روانی خارجی، توان تداوم و بقا ندارند. تجربه سال‌های گذشته به‌روشنی نشان داده است که هرگاه نام ترامپ به‌عنوان حامی یک تحرک داخلی در ایران مطرح شده است، هدف چیزی جز بی‌ثبات‌سازی، فشار حداکثری و فروپاشی انسجام ملی نبوده است.  در حوادث اخیر، شبکه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا، به‌صورت هماهنگ از پوشش تحولات منطقه‌ای و اعترافات تلویحی به شکست رژیم صهیونیستی فاصله گرفتند و خط خبری خود را به «بازنمایی اغراق‌آمیز اعتراضات»، «تولید شبهه درباره انسجام حاکمیتی ایران» و «القای فضای نارضایتی فراگیر» تغییر دادند. داده‌های پایش رسانه‌ای منتشرشده نشان می‌دهد حجم برنامه‌های زنده، محتوای فوری و فراخوان‌های غیرمستقیم این شبکه‌ها در بازه‌ای کمتر از یک هفته، افزایشی کم‌سابقه داشته است؛ افزایشی که بدون دستور کار مشخص سیاسی قابل فهم نیست. همزمان با این تغییر آرایش رسانه‌ای بودکه ترامپ در مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز و سپس در شبکه اجتماعی تروث سوشال، صراحتاً از «حق مردم ایران برای ایستادن در برابر نظام» سخن گفت و مدعی شد اگر حکومت ایران در مقابل معترضان خیابانی بایستد‌، او به کمک آن‌ها خواهد آمد.

این مواضع، دقیقاً همان الگوی شناخته‌شده‌ای است که پیش از فتنه ۸۸، ناآرامی‌های ۹۶، ۹۸ و آشوب‌های سال ۱۴۰۱ نیز تکرار شده بود؛ ابتدا پیام سیاسی از سوی مقامات آمریکایی، سپس موج رسانه‌ای و در نهایت تلاش برای فعال‌سازی هسته‌های آشوب در داخل. این همان شگرد همیشگی آمریکا و رژیم صهیونیستی و برخی دولت‌های اروپایی بوده است واین همزمانی، یک «نشانه خبری» روشن از وجود اتاق فرمان دشمن دارد. در این رابطه نباید از نقش مستقیم بودجه‌های رسمی دولت آمریکا در تغذیه جنگ روانی علیه ملت ایران غافل شد. بر اساس اسناد منتشرشده در کنگره آمریکا و گزارش‌های دوره‌ای وزارت خارجه این کشور، تنها در یک دهه اخیر، صدها میلیون دلار با عنوان «حمایت از آزادی بیان و اینترنت آزاد برای ایرانیان» اختصاص یافته است؛ عبارتی که در عمل، بخش عمده آن صرف تامین مالی رسانه‌های فارسی‌زبان، تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی، و سازمان‌دهی شبکه‌های رباتیک و اکانت‌های هدایت‌شده و فیک بوده است.

گزارش‌های اندیشکده‌هایی مانند رَند و بروکینگز نیز صراحتاً بر ضرورت «افزایش فشار جنگ شناختی بر جامعه ایران» پس از ناکامی گزینه نظامی تاکید داشته‌اند. سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهدای اقتدار در 13 رجب مبنی بر صرف میلیاردها دلار برای دروغ‌پردازی و شبهه‌سازی، دقیقاً ناظر به همین اسناد و واقعیت‌های قابل راستی‌آزمایی است.  یکی از اهداف دشمن در تحریک و حمایت از اغتشاشات اخیر تمرکز بر شکستن «اتحاد پس از بحران» است. تجربه امنیتی نشان می‌دهد که مقطع پس از پایان یک رویارویی مستقیم در جنگ نظامی‌، زمانی طلایی برای دشمن جهت القای شکاف داخلی است.

در جنگ ۱۲ روزه، برخلاف محاسبات دشمن، جامعه ایران تصویری کم‌نظیر از همبستگی و حمایت از اصل امنیت ملی به نمایش گذاشت. نظرسنجی‌های متعدد و معتبر داخلی و برخی برآوردهای رسانه‌های غربی اذعان داشتند که سطح اعتماد به توان دفاعی کشور و انسجام اجتماعی، افزایش یافته است. می‌بینیم درست در همین نقطه است که پروژه آشوب‌سازی فعال می‌شود. زیرا دشمن به‌درستی تشخیص داده است که تداوم انسجام ملی، معادلات آینده را به‌طور کامل به ضرر او تغییر می‌دهد.  تمرکز آشکار بر شایعه‌سازی و تحریف اخبار میدانی از اهداف مهم دیگر دشمن در اغتشاشاتی است که از هفته گذشته به بهانه حمایت از بازار و معیشت مردم ایجاد شده است. در حوادث اخیر، مشاهده می‌شود که اخبار جعلی درباره کشته‌سازی، اعتصابات سراسری یا فروپاشی خدمات عمومی، ابتدا در کانال‌ها و حساب‌های وابسته به رسانه‌های خارج‌نشین منتشر می‌شد.

بررسی نمونه‌های مشخص نشان می‌دهد که بسیاری از این شایعات، الگوی مشترکی دارند که تقریبا در همه آن‌ها منبع نامعلوم، تصویر یا ویدئوی قدیمی، تیتر احساسی و انتشار گسترده در بازه زمانی کوتاه از مشخصه‌های این دسته اخبار است. این شیوه، دقیقاً همان الگوی توصیه‌شده در متون آموزشی جنگ روانی است که هدفش نه اطلاع‌رسانی، بلکه «ایجاد تردید، ترس و بی‌اعتمادی» در کوتاه‌ترین زمان ممکن است. 5. بنابراین‌، حوادث اخیر را باید در امتداد همان نبردی دید که سال‌هاست علیه اراده و استقلال ملت ایران جریان دارد؛ نبردی که ابزارهایش تغییر کرده، اما هدفش ثابت مانده است. در این شرایط شاید تنفس مصنوعی مسموم ترامپ و شبکه رسانه‌ای همراهش، شاید بتواند برای مدتی تصویرسازی دروغینی را در ذهن مخاطبین ناآگاه یا منحرف ایجاد کند و صدای ناآرامی را بلندتر از آنچه هست نشان دهد، اما قادر به تغییر معادله اصلی که حقیقت ماجراست نخواهد شد.

چرا که جامعه‌ای که دشمنیِ دشمن را می‌شناسد و تجربه عبور از بحران‌های بزرگ‌تر را دارد، با شایعه و تحریک از پا درنمی‌آید. جنگ نرم، میدان آزمون بصیرت است و تاریخ چهار و نیم دهه گذشته نشان داده که هرگاه مردم ایران با آگاهی و اتحاد وارد این میدان شده‌اند، نتیجه آن چیزی جز ناکامی دشمن و تثبیت امنیت و منافع ملی نبوده است.

حسن رشوند - کیهان 

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها