راهنمایان گردشگری در سایه رکود یکساله صنعت گردشگری کشور، از بیکاری و تغییر شغل میگویند
صنعتی با بحران مداوم برای ۱۴ هزار نفر
ساعت 24- صنعت گردشگری را صنعتی ترسو میخوانند؛ صنعتی که با هر خطر و احتمال وقوع هر خطر، تحتتاثیر قرار میگیرد و مثل آهویی که از وجود خطر در کمین آگاه است، میگریزد. ترس و گریز برای یکبار شاید احتمال بازگشت آهو را به عرصه تقویت کند، اما ترس و واهمه یکساله و خطر همیشگی و پابرجا، نه تنها آن آهوی گردشگری را فراری میدهد، بلکه احتمال بازگشت آن حیوان چابک ترسو را به محل بسیار کمتر میکند.
راهنمای گردشگری به عنوان شغل دوم
بیکاری، طلاق، باغبانی، تدریس زبان، رانندگی تاکسی، اینها تنها گوشهای از اشتغالات فعلی راهنمایان گردشگری کشور هستند. بدنه محوری گردشگری کشور که به گفته «مجتبی نورمحمدی»، راهنمای گردشگری، که بهرغم سالها تحصیل و کسب تجربه و سرمایهگذاری در این رشته، حالا به اجبار به هر فرصت شغلی پیش پای خود آری میگویند. مجتبی نورمحمدی از سال ۱۳۸۱ راهنمای گردشگری را در رشته راهنمای کوهستان آغاز کرد و حالا ۱۴ سال میشود که راهنمای فرهنگی هم هست. او گردشگری را در ایران از صنعتهایی میبیند که در سالهای گذشته «خیر ندیده است و آینده روشنی نیز در انتظار آن نیست.» او که خود حالا در سایه رکود یکساله گردشگری در کشور، مربی رشتههای مختلف در کوهنوردی را جایگزین راهنمای گردشگری کرده است، از همصنفهای خود میگوید که ماهها بیکاری را تحمل کردهاند، حساب پساندازهای خود را به صفر رساندهاند و وقتی با شروع تابستان، آمار شیوع کرونا در کشور برخلاف پیشبینیها پایین نیامد، به این نتیجه رسیدهاند که باید با این رشته خداحافظی کنند، او احتمال بازگشت مجدد این راهنمایان گردشگری را به صنعت گردشگری بسیار کم میداند، زیرا: «در هر رشته نخبهها و استعدادهایی داریم، وقتی نخبهها و استعدادهای خاص مجبور شوند که زمینه اشتغال حرفهای خود را رها کنند و به شغل دیگری بپردازند، احتمال بازگشت مجدد آنها کم است، با وضعیت فعلی، به نظر نمیرسد پس از پایان همهگیری کرونا وضعیت گردشگری در کشور شروعی قوی داشته باشد و با توجه به دشواریهای فراوان این صنعت در ایران و جای خالی حمایت دولت، طبیعی است آنها که به اجبار این عرصه را رها کردهاند، دیگر بازنگردند.»
انتظار برای تغییر وضعیت، انتظاری بدون آینده روشن است، مجتبی نورمحمدی که در موسسات گردشگری نیز تدریس میکند، میگوید: «من این موضوع را همیشه سر کلاسهای خودم به دانشجوهایم و به تمام افرادی که از من سوال میکنند، میگویم؛ وقتی از من میپرسند که آیا این رشته ارزش زمانگذاشتن، دانشگاه رفتن و سرمایهگذاری را دارد، میگویم که روی این صنعت به عنوان شغل اول حساب نکنید، میگویم که این صنعت در ایران آینده مشخصی ندارد و با توجه به فرازونشیبهای فراوان آن، بهتر است به آن به عنوان شغل دوم نگاه کنید.» فرازونشیب در صنعت گردشگری ایران، از چهار سال گذشته به سقوط و بحران مداوم بدل شده است، نیمه دوم سال گذشته اوج بحران و شروع قرنطینه جهانی به گفته نورمحمدی «تیرخلاصی در گردشگری ایران» بود، از اسفند ماه سال ۱۳۹۸ با کنسلشدن تورهای رزروشده برای سال جدید شمسی، تعداد تورهای ورودی به ایران به صفر رسید و متعاقب نوسانات شدید ارزی، تورهای داخلی نیز به صفر رسیدند. نتیجه ادامه این وضعیت، بحران شغلی برای راهنمایان گردشگری بود، نورمحمدی خود از قبل تدریس میکرد و این پیشه را به عنوان راه فراری برای این بحران بیپاسخ درنظر گرفت، اما بسیاری از همقطاران او در عرصه راهنمای گردشگری چنین فرصتی نداشتند: «هفته پیش با یکی از دوستان گفتوگو میکردم، در این مدت تمام پسانداز خود را خرج کرده بود، مقروض شده بود و برای تامین هزینههای همسر و فرزندش دشواریهای فراوانی کشیده بود، یکی دیگر از راهنمایان گردشگری، حالا به باغبانی روی آورده است، دیگری مغازه اجاره کرده است و جنس میفروشد، دیگری به دلیل بیکاری اختلاف شدیدی با همسرش پیدا کرد و طلاق گرفت، آن یکی در آژانس تاکسی کار میکند و دیگری راننده تاکسی اینترنتی شده است و مسافر جابهجا میکند.»
وضعیت گردشگری در ایران به زعم این فعال گردشگری بسیار «حساس و شکننده» است، زیرا این صنعت در ایران رابطه مستقیم با تصمیم رییسجمهورهای وقت در قبال دیپلماسی دارد، کوچکترین رخداد سیاسی، تغییر قیمت ارز، تغییر سیاستگذاری و تغییر مدیریت به سرعت این صنعت را تحتتاثیر قرار میدهد. این درحالی است که به عقیده او و بسیاری دیگر از راهنمایان گردشگری در ایران، اگر روزی آخرین قطره چاههای نفت ایران به پایان برسد و ایران هیچ صادراتی به کشورهای دیگر نداشته باشد، تنها و تنها با اتکا به پتانسیلهای بالای گردشگری در کشور، میتوان تمام هزینهها یا بخش بسیار عظیمی از این هزینهها را از قبل گردشگری جبران کرد، ظرفیت فراوان و متمایز ایران در حوزههای فرهنگی و طبیعی در کنار این حقیقت که اشتغالزایی در حوزه گردشگری به سرمایهگذاری اندکی نسبت به سایر صنایع نیاز دارد، این اندیشه را تقویت میکند که گردشگری «میتواند» عنصر اصلی درآمدزایی کشور باشد، آن طور که این راهنمای گردشگری تاکید میکند، به شرط آنکه از سوی دولتمداران با «اراده کافی» دنبال شود.
سوپرمارکت، مسافرکشی، املاک و بورس
«احمد خلیلی»، ۲۳ سال سابقه فعالیت در حوزه راهنمای گردشگری دارد، لیسانس ادبیات ژاپنی دارد و حوزه تخصصی او گردشگری ورودی از ژاپن است، پیش از این نیز ۴ سال عضو هیاتمدیره جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی بود و حالا و در سال رکود گردشگری، در شهر مادری خود کاشمر به تجارت کشمش و پسته مشغول است. احمد خلیلی که در زمان مدیریت خود، برای بیش از ۴۰۰ راهنما بیمه تامین اجتماعی رد کرده بود، از حال و روز امروز همین راهنمایان گردشگری میگوید: «راهنمایانی که بیش از ۱۵ سال در این رشته فعالیت کردهاند، به ثبات مالی رسیدهاند، خانه و پسانداز دارند، در این مدت با اتکا به پساندازهایشان مشغول فعالیتهای فرهنگی مستقل بودند، اما تعداد چنین راهنماها بسیار اندک است و فشار اصلی برگردن آنهایی است که بیش از ۵ سال از ورودشان به عرصه نگذشته است.» یکی از دوستان احمدخلیلی، حالا تدریس زبان انگلیسی میکند و با پروژههای ترجمه زندگی را میگذراند. به گفته او، بسیاری از راهنمایان گردشگری به زبان دوم مسلط هستند و حالا در این بحران، به تدریس آن زبان یا ترجمه مشغول هستند، البته اگر این راهنمایان سرپرست خانوار باشند، به اجبار به شغلهای دیگر روی میآورند، مثل اجاره مغازه، شرکت در کسبوکار خانوادگی یا مسافرکشی و ورود به معاملات بورس و املاک.
افسردگی همراه با مشکلات بیمه و تعریفنشدن بیمه بیکاری برای راهنمایان گردشگری از عمده معضلات این صنفی است که قرار بود روزی پشتوانه رونق اقتصادی کشور باشند. به گفته خلیلی، محدودیتها در انجام سفر، برای آنهایی که دهها سال را به سفر گذرانده بودند بسیار دشوار است، دشواریهای خانهنشینی اجباری بیش از دیگران گریبان آنهایی را گرفته است که در خانه قرار نداشتند و هر هفته یا هر ماه در سفر بودند و دمی در یک نقطه سکون نداشتند.
از طرفی دیگر، بیمه راهنمایان گردشگری شامل بیمه بیکاری نمیشود و عملا در این دوران رکود برای آنها پشتوانهای برای گذران روزهای دشوار به حساب نمیآید. او میگوید: «ما تصور هم نمیکردیم که روزی به بیمه بیکاری نیاز داشته باشیم. راهنمایان گردشگری نسل قبل ما میگفتند که زمان جنگ هم، ایران گردشگر داشت و تورها نمیخوابیدند، من سال ۷۶ وارد عرصه شدم و همان سال مصادف با حملات تروریستی یازده سپتامبر، مجبور شدم یکی از تورهای ورودی از ژاپن را نیمهکاره به مبدا تحویل دهم، با وجود این، حتی آن روزها هم گردشگران کنجکاو به ایران میآمدند، تور داشتیم و اصلا فکرش را هم نمیکردیم که روزی بیکار شویم و در جستوجوی بیمه بیکاری باشیم.» رکود و بیکاری راهنمایان گردشگری در روزگار همهگیری کرونا برای نخستینبار این قشر را با مفهوم «بیکاری» آشنا کرده است و حالا شاید نخستینباری باشد که این جامعه درصدد درخواست تعریف ردیف بیمه بیکاری برای صنف خود است، امری که پیش از آن برای آنها در حد یک «شوخی» بود.
امیدها به شکست کرونا تا آغاز تابستان عملا به ناامیدی منجر شد، اما خلیلی میگوید که این اسفندماه بود که آب پاکی را به دستان راهنمایان گردشگری ریخت و آنها را مجاب کرد که باید در جستوجوی شغل و پیشه دیگری باشند. به گفته او، بیشتر راهنمایان گردشگری در فاصله اسفند تا اواخر خرداد به این نتیجه رسیدند که انتظار کافی است و باید شغل دیگری برای خود دست و پا کنند. کنسلشدن تورهای داخلی آخرین نقطه کورسوی امیدی بود که تحتتاثیر الزام رعایت پروتکلهای بهداشتی و اجتناب از سفرهای غیرضروری از بین رفت. راهنمایانی که پیش از این حتی فکر نمیکردند که روزی ممکن است بیکار شوند، حالا از نبود بیمه بیکاری رنج میبردند و مجبور بودند خود برای معیشت آستین بالا بزنند و چارهای بجویند.
دنیای گردشگری پس از پایان همهگیری کرونا برای این راهنمای گردشگری، معادل یک «سونامی» است: «پس از پایان همهگیری، مردمی که در خانهها محبوس بودند، بهشدت سفر خواهند کرد، البته این سفرها در ابتدا به شکل گردشگری نخواهد بود و در قالب سفرهای شخصی شکل خواهند گرفت، تا ایجاد اعتماد به سرویسهای گردشگری و هتلها فاصله زمانی خواهیم داشت.» اما این سونامی در غیاب راهنمایان گردشگری متخصص تا چه اندازه موفق خواهد بود؟
خلیلی به بازگشت راهنمایان گردشگری به این صنعت پس از پایان دوران رکود خوشبینتر است، به زعم او، راهنمایان گردشگری عاشق شغلشان هستند و با شروع مجدد سفرها، احتمالا دوباره جذب آژانسهای گردشگری نیمه تعطیل و ورشکسته بشوند، گرچه نمیتوان به گفته او با پایان همهگیری منتظر اتفاقهای خارقالعاده در صنعت گردشگری ایران بود، اما شاید اگر این فرصت، به فرصت تولید محتوا برای جذب گردشگر خارجی بدل شود، نتیجه برنامهریزی درست در اشتغالزایی بیش از پیش برای ۱۴ هزار بیکار فعلی فراهم شود. او میگوید: «بسیاری از شرکتها و آژانسهای گردشگری در جهان حالا برنامهریزی میکنند تا با پایان این همهگیری به سرعت مسافر جذب کنند. یک شرکت ژاپنی این دوره را غنیمت شمرده است تا اطلاعات خود را از ایران تکمیل کند و با تولید محتوای به روز، مسافران آینده را به سفر به ایران مشتاق کند، این چاره امروز وضعیت گردشگری ایران است، وگرنه بازگشت به وضعیت عادی مدت زمان بیشتری طول خواهد کشید و فرسودگی راهنمایان گردشگری کشور دوچندان خواهد شد.»
بیکاری، طلاق، باغبانی، تدریس زبان، رانندگی تاکسی، اینها تنها گوشهای از اشتغالات فعلی راهنمایان گردشگری کشور هستند، بدنه محوری گردشگری کشور که به گفته «مجتبی نورمحمدی»، راهنمای گردشگری، که بهرغم سالها تحصیل و کسب تجربه و سرمایهگذاری در این رشته، حالا به اجبار به هر فرصت شغلی پیش پای خود آری میگویند.
افسردگی همراه با مشکلات بیمه و تعریفنشدن بیمه بیکاری برای راهنمایان گردشگری از عمده معضلات این صنفی است که قرار بود روزی پشتوانه رونق اقتصادی کشور باشند. به گفته خلیلی، محدودیتها در انجام سفر، برای آنهایی که دهها سال را به سفر گذرانده بودند بسیار دشوار است، دشواریهای خانهنشینی اجباری بیش از دیگران گریبان آنهایی را گرفته است که در خانه قرار نداشتند و هر هفته یا هر ماه در سفر بودند و دمی در یک نقطه سکون نداشتند.
از طرفی دیگر، بیمه راهنمایان گردشگری شامل بیمه بیکاری نمیشود و عملا در این دوران رکود برای آنها پشتوانهای برای گذران روزهای دشوار به حساب نمیآید.
وضعیت گردشگری در ایران به زعم این فعال گردشگری بسیار «حساس و شکننده» است، زیرا این صنعت در ایران رابطه مستقیم با تصمیم رییسجمهورهای وقت در قبال دیپلماسی دارد، کوچکترین رخداد سیاسی، تغییر قیمت ارز، تغییر سیاستگذاری و تغییر مدیریت به سرعت این صنعت را تحتتاثیر قرار میدهد. این درحالی است که به عقیده او و بسیاری دیگر از راهنمایان گردشگری در ایران، اگر روزی آخرین قطره چاههای نفت ایران به پایان برسد و ایران هیچ صادراتی به کشورهای دیگر نداشته باشد،
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.