کد خبر: 537255
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۹

ساعتت 24- اسپوتنیک به نقل از مجله آمریکایی فارن پالیسی می نویسد: بیش از دو دهه است که ایالات متحده در خاورمیانه تنها شاهد مبارزات سرسختانه بین نیروهای میانه رو و رادیکال ها، یعنی بین اعراب و ایران بوده است. در چهار سال ریاست جمهوری ترامپ ، آمریکا متوجه ظهور شکاف های عمیق دیگر نشده است.

اکنون همه چیز در حال تغییر است. ایالات متحده به تدریج از تعهدات خود در خاورمیانه شانه خالی می کند. اعراب احساس خطر از جانب قدرت های غیرعربی می کنند. ایران در حال گسترش نفوذ منطقه ای خود است.هنگامی که ایران سال گذشته به دلیل حمله به نفت کش ها و تأسیسات نفتی در عربستان سعودی و امارات مقصر شناخته شد، ابوظبی تهدید ایران را دلیل اصلی توافق صلح تاریخی با اسرائیل عنوان کرد. اما این معامله نه تنها برای محافظت از ایران، بلکه برای دفاع از ترکیه نیز منعقد شده است. با اعتقاد به اینکه این مسیر صلح است، دولت ترامپ اشتباه کرد. در حقیقت، رقابتی بوجود آمده است که می تواند منجر به یک مسابقه خطرناک تسلیحاتی منطقه ای و جنگهایی شود که ایالات متحده نمی خواهد درگیر آنها شود. علاوه بر این، آمریکا توانایی پولی چنین جنگ هایی را ندارد. واشنگتن باید در اینجا به نظریه بازدارندگی پایبند باشد.این واقعیت که ایران در تلاش است از طریق سیاستمداران زیر حمایت خود نفوذ خود را در جهان عرب تقویت کند و با منافع ایالات متحده و اسرائیل مقابله – خبری نیست کند. خبر این است که ترکیه به تدریج به یک قدرت بی ثبات کننده غیرقابل پیش بینی نه تنها در منطقه خاورمیانه، بلکه فراتر از آن تبدیل می شود. ترکیه دیگر روی آینده خود در غرب حساب نمی کند ، بلکه با نادیده گرفتن مرزهای ترسیم شده در صد سال پیش، قاطعانه به گذشته اسلامی خود روی می آورد.امروز، جاه طلبی ترکیه به نیرویی قابل حساب تبدیل شده است. ترکیه بخشی از سوریه را اشغال کرده، عملیات نظامی علیه کردها در عراق را تشدید می کند، ایران را به پناه دادن به بدترین دشمن خود - حزب کارگران کردستان متهم می کند و با نفوذ ایران در دمشق و بغداد مخالف است. ترکیه اخیراً در درگیری های قره باغ  فعالانه شرکت کرده و خواستار حق رأی در سیاست های عربی است.

هر یک از سه کشور غیرعربی چنین تجاوزهایی را با منافع امنیتی توجیه می کنند. اما این امر دلایل اقتصادی نیز دارد. برای ایران، این دسترسی به بازار عراق است و برای اسرائیل و ترکیه، توسعه میدان های غنی گاز در کف دریای مدیترانه است.توسعه طلبی ترکیه کاملاً مخالف منافع ایران است. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه اخیراً در بازدید  پیروزمندانه از باکو شعری را با تاسف از تقسیم آذربایجان تاریخی خواند که قسمت جنوبی آن امروز متعلق به ایران است. این امر باعث سرزنش های شدید رهبری ایران شد. و این نوعی نظارت اشتباه آمیز نبود. اردوغان مدت ها استدلال می کند که مصطفی کمال آتاتورک در ترک سرزمین های عربی عثمانی تا موصل اشتباه کرده است. او روشن می کند که در حال جدایی از میراث کمالیستی است.در قفقاز، مانند سوریه، منافع ترکیه و ایران با منافع روسیه بسیار گره خورده است. کرملین نه تنها در جریان درگیری ها در لیبی، سوریه و قره باغ بلکه در صحنه دیپلماسی از اوپک تا افغانستان نیز علاقه روزافزونی به خاورمیانه نشان می دهد. روسیه روابط نزدیکی با همه بازیگران اصلی منطقه برقرار کرده و اولویت یا مزیت را به یکی یا دیگری می دهد. و با کمرنگ شدن توجه آمریکا به خاورمیانه، مسکو با تأثیرگذاری بر آینده، نقش فزاینده ای در منطقه بازی خواهد کرد.اسرائیل در حال گسترش حضور خود در جهان عرب است. در سال 2019، ترامپ ادعاهای نیم قرن اسرائیل در مورد بلندی های جولان را تأیید کرد. اکنون رهبران اسرائیل در شرف پیوستن رسمی بخشهایی از کرانه باختری هستند. در همان زمان ، توافق بین اسرائیل، امارات متحده عربی و ایالات متحده  نشان می دهد که اعراب تصمیم گرفته اند گذشته را فراموش کنند و قصد دارند با اتحاد با اسرائیل منافع کمرنگ آمریکا در خاورمیانه را جبران کنند  که علیه ایران و ترکیه هدایت خواهد شد. آمها اسرائیل را بعنوان اصلی ترین تکیه در بازی  برای نفوذ در منطقه می بینند.

تهران در جهان عرب هر چه عمیق تر نفوذ می کند. ایران و اسرائیل در سوریه و فضای مجازی در حال جنگ فرسایشی هستند. اسرائیل برنامه موشکی هسته ای ایران را هدف قرار داده است و اخیراً اسرائیل به کشتن دانشمند برجسته هسته ای ایران متهم شد.اما مبارزه برای خاورمیانه فقط مربوط به ایران نیست. اکنون 10 سال است که روابط ترکیه با اسرائیل، عربستان سعودی، امارات و مصر رو به وخامت است. ایران از حماس که با اسرائیل می جنگد حمایت می کند. ترکیه نیز با حمایت از اخوان المسلمین(ممنوع شده در روسیه) این کار را انجام داد. برنامه های ترکیه شامل نفوذ به عراق، لبنان، سوریه و شاخ آفریقا و همچنین محافظت از قطر و دولت طرابلس در جنگ داخلی لیبی است. این کار مغایر آشکار سیاست های عربستان سعودی، امارات و مصر است.امروزه، نیروی محرکه اصلی در خاورمیانه دیگر ایدئولوژی یا دین نیست، بلکه سیاست واقعی خوب قدیمی است. اگر اسرائیل مواضع سعودی ها و امارات را تقویت کند، در این صورت قطر و عمان از ایران و ترکیه کمک می خواهند. اما گرچه رویکرد اسرائیل و اعراب به ایران و ترکیه زمینه های اتحاد برای یک هدف مشترک را می دهد، اما با این حال ترکیه کمک نظامی به آذربایجان کرده است. اسرائیل نیز همین کار را کرد. ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نگران عواقب اقدامات موفقیت آمیز ترکیه در جریان درگیری قره باغ هستند.چنین تناقضاتی به حد زیاد در منطقه وجود دارد و رقابت و پیکره بندی پیمان های تاکتیکی به طور فزاینده ای غیرقابل پیش بینی خواهد شد. این به نوبه خود، ممکن است به مداخله روسیه منجر شود، که قبلا ثابت کرده است که توانایی استفاده از اختلافات منطقه ای را دارد. چین ممکن است از این الگو پیروی کند. صحبت در مورد مشارکت استراتژیک چین با ایران و توافق هسته ای آن با عربستان را می توان یک گام آزمایشی در این راستا دانست. ایالات متحده ، وقتی به چین فکر می کند، منطورش اقیانوس آرام است. اما پکن از طریق مرز خود با خاورمیانه قصد دارد طرح ایجاد منطقه نفوذ اوراسیا را اجرا کند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

خط داغ

تازه ترین خبرها

مطالب خواندنی