کد خبر 575041
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۴۰۰ - ۱۵:۳۰
در حاشیه یک سفر

ساعت۲۴-سکوت خبری صدا و سیمای کشورمان و یا عدم بازتاب گسترده خبری درباره سفر وزیر خارجه طالبان به ایران یک پیام بیشتر نداشت و آن این بود که طالبان رسمیت ندارد و هنوز آن دولتِ دوست و برادر نیست، اصلا دولت نیست که دوست و برادر باشد! وانگهی، مردم ایران هم از طالبان دل خوشی ندارند و این سفر هم، بنا به مصالح و منافع اقتصادی مردم دو کشور انجام گرفته است و در خبررسانی هم باید به همین اندازه کم بسنده کرد، اگر اندازه اش را بدانیم!

سفر سرپرست وزارت امور خارجه طالبان و هیات همراه در نوزدهم دی ماه جاری به ایران، ابهامات و سوالات زیادی را در جامعه ایران و افغانستان برانگیخت؛ حداقل جامعه ای که با طالبان سر آشتی ندارد از این خبر تا حدی شگفت زده شده است. سکوت خبری صدا و سیمای کشورمان و یا عدم بازتاب گسترده خبری درباره سفر هم یک پیام بیشتر نداشت و آن این بود که طالبان رسمیت ندارد و هنوز آن دولتِ دوست و برادر نیست، اصلا دولت نیست که دوست و برادر باشد! وانگهی، مردم ایران هم از طالبان دل خوشی ندارند و این سفر هم، بنا به مصالح و منافع اقتصادی مردم دو کشور انجام گرفته است و در خبررسانی هم باید به همین اندازه کم بسنده کرد، اگر اندازه اش را بدانیم!

علت سفر از پیش اعلام شده بود:

مذاکره در زمینه های اقتصادی، سیاسی، ترانزیتی، مهاجران و احیانا تقاضا برای به رسمیت شناختن شان در نزد جامعه جهانی. هیچ خبری هم درباره دیدار با رهبران جهادی از پیش اعلام نشده بود! اما، پس از بازگشت هیأت طالبان به کشورشان، خبر دیدار و مذاکره شان با اسماعیل خان، والی سابق هرات و از رهبران جهادی افغانستان و احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت در پنجشیر در رسانه های خارجی به طور گسترده پیچید، که البته دیدارشان با اسماعیل خان و افراد همراه از سوی جبهه مقاومت تایید شده، اما دیدارشان با احمد مسعود با اخبار ضد و نقیض همراه بوده است که خود جای سوال دارد (اگر چه از زبان سرپرست وزارت امور خارجه طالبان این دیدار مطرح شده، ولی برخی رسانه های افغانستانی این ادعا را تایید نمی کنند و جبهه مقاومت فقط حضور اسماعیل خان و همراهان را عنوان کرده است!)، پس منتظر اعلام نظر آقای احمد مسعود در این زمینه خواهیم بود.

اما، نکته های اصلی بحث:

1- طالبان در درون خود و در جامعه افغانستان با چالش های جدی روبه روست. وفاق کاملی میان هیات حاکمه آن وجود ندارد و این مسآله آینده طالبان را تیره و تار نشان می دهد. وانگهی، این گروه با گذشت بیش از چهار ماه هنوز نتوانسته است گام جدی و اساسی در جهت دولت سازی بردارد. در ارتباط با جامعه جهانی با عدم رسمیت روبه روست و جمهوری اسلامی ایران هم مجزا از سایر کشورها در این باره نیست و نمی تواند بدون هماهنگی با نظام بین الملل اقدامی به عمل آورد. نظام بین الملل را اگر آنارشیک هم بدانیم که اغلب ما می دانیم، بازیگران خودش را دارد که دولت ها هستند؛ با همه اشکال آن. رفتارهای بین المللی قانونمندی هایی دارد که دولت ها باید بدان ملزم باشند. بی توجه به مناسبات میان این دولت ها و اجزاء این مناسبات، نمی توان وارد گفت و گو با جهان شد. طالبان نه در مفهوم نظام بین الملل جایگاهی به‌دست آورده و نه الگوی قابل اجماعی در صحنه قدرت و سیاست و حکومت دارد که مورد پذیرش قرار بگیرد.

۲- اگر دیدار دو رهبر جهادی با طالبان را به فرض هم بپذیریم، این سوال پیش خواهد آمد که دوگانه مذاکره – جهاد چگونه قابل تحلیل خواهد بود، آن هم در شرایط فعلی که هیچ اماره ای مبنی بر وفاق و همگرایی و همبستگی سیاسی از سوی مخالفان طالبان به چشم نمی خورد و جملگی بر مقاومت تاکید می کنند و جلسه تهران هم بنا به اظهارات سخنگوی جبهه مقاومت بی نتیجه بوده، چرا که طالبان تغییر نکرده اند و جبهه مقاومت همچنان بر شرایط از پیش اعلام شده مصرّ است. گروه های جهادی هم سلاح را بر زمین نگذاشته اند تا مذاکره معنا یابد. طالبان در این مذاکره ناکام مانده، بنای صلح ندارد و جبهه مقاومت هم برای راستی آزمایی مذاکره کرده است!

۳- نحوه بازتاب خبری صدا و سیمای کشورمان را باید به فال نیک گرفت و در راستای همگامی اش با مردم دانست. صدا و سیمای مردمی که ترجیح می دهد در این خصوص چیزی نگوید تا صدای بی صدای مردم باشد. رسانه ملی در اینجا نشان داد که یک نگاهش به مردم است. هرچند شکاف دولت و ملت را در این خصوص هم گریزی نیست. توجه به احساسات مردم در نوع استقبال از طالبان، حداقل انتظار مردم و نخبگان جامعه از صدا و سیما بود. عقلانیت سیاسی هم این را حکم می کرد.

سوال اما این است که با این کارکرد چرا این روزها بحث درباره طالبان میان آگاهان سیاسی در ایران درنگرفت. کسانی که موضوع را فقط بین الافغانی می دانند و از هر گونه اظهار نظر علنی و نقدی درباره مسائل افغانستان و طالبان خودداری می کنند و تنها در سطح خصوصی مطرح می کنند، باید به فضای علنی بیایند و با ادبیات سیاسی باری از روی دوش دولت بردارند. دولت ها همیشه به پیشبرد دیپلماسی در همه حیطه ها قادر نیستند. بخش خصوصی باید فشار را از رویش بردارد! سیاست بین الملل مقوله سیالی است که به روز به وسیله کارشناسان سیاسی فرهنگی بررسی می شود و به اعتبار دولت می افزاید. قواعد دیپلماسی عمومی بر این امر صحه گذاشته و از وجود خلاء سیاسی و فرهنگی در جامعه جلوگیری می کند.

خلاء ها تبعاتی دارند که وجودشان برای دولت و ملت هزینه بردارند!

دیپلماسی ایرانی

کد خبر 575041

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.