مردم کلافه اند
از حکمرانان، هر یک در جایگاه خود انتظار میرود متناسب با نقش خود عمل کنند. بازیگر نقش اول نمیتواند کارگردان باشد و کارگردان هم نمیتواند در سایر نقشها عمل کند. این یعنی رئیسجمهور، رئیس دستگاه اجرا و قاضیالقضات، رئیس دستگاه قضاست. مجری نمیتواند مطالبه گر باشد و نماینده و قاضی نمیتواند به حوزه اجرا ورود کند. مخاطب بایدها اگر جاخالی دهد یا در نقش دیگری ظاهر شود، هجمهها و ضربه ها به فرد یا افرادی که واقعا مستحق شماتت نیستند، میرسد.مقام معظم رهبری، به فراخور وضعیت جامعه، امیدبخشی میکنند و البته در کنار آن به نقاط ضعف و گرفتاریها هم میپردازند. اما اگر ایشان از امید میفرمایند، به این معنا نیست که دولتمردان میتوانند همه چیز را مثبت ببینند و شرایط زندگی مردم را راحت تلقی کنند. مردم تحتفشارند، چند سال است که تورم بیش از ۴۰ درصدی داشتهایم و قیمتها هر روز بالاتر میرود.
نکته مهم دیگر، تشخیص ندادن اولویتهاست. ماههاست که وضعیت دسترسی به اینترنت، مردم را کلافه کرده و حتی بهپیش از ماجراهای اخیر بازمیگردد. در تمام این مدت، صدای درخوری از خانه ملت بلند نشده است و تازه روز گذشته، وزیر ارتباطات را به دلیل مسئلهای در حوزه استخدام ایثارگران توبیخ کرده و به او کارت زرد دادهاند! باید پرسید که آقایان! اصلا در کدام فضا سیر میکنید؟ در چه جامعهای زندگی میکنید و چگونه است که تا این حد از اولویتهای مردم دورید؟اگر یک تیم کوهنوردی، مربی و راهبری دارد که برای حفظ روحیه تیم، مرتب از بهتر شدن اوضاع سخن میگوید و امید میدهد، این نباید باعث شود که عوامل اجرایی و متصدیان تیم، از فعالیتهای احتیاطی و اطمینانبخش بکاهند و آسوده شوند. جاده همچنان بسیار ناهموار، سنگلاخی و پر پیچ و گردنه است. اینها به معنای ناپیمودنی قلمداد کردن این راه نیست؛ راه پیش رو یقینا پیمودنی است؛ اما با اطمینان میگویم بهشرط تغییرات جدی در برخی نگاهها، افراد و روشها.