داستان میلیونها مجردبالای 30 سال درایران
کنش بشری در پویش تاریخ شناختهشده و در دسترس نشان میدهد اندیشهای که باور دارد باید آدمی مانایی و پایداری خود و خانوادهاش را پاسبانی کند بر دیگر آرمانها استیلا یافته، زیرا با نهاد و ذات آدمی سازگار است. تاریخ سدههای نزدیک به دورهای که در آن ایستادهایم نیز نشان میدهد خودپسندی نکوهش ندارد و دنبال کردن خوشبختی مادی از سوی آدمیان به خوشبختی همگانی میرسد. کشورهای اروپای غربی و آمریکا به مثابه پرچمداران اندیشه در بالا نوشتهشده به آرامی به آدمی یاد داده است میتواند و باید روش زندگیاش را خودش برگزیند و نباید از آموزههای عمومی بدون چون و چرا پیروی کند. یکی از این روشهای زندگی در دوره تازه و نیز اکنون بشر به برپا کردن نهاد خانواده یا زندگی به صورت تنها برمیگردد. روشهای دوگانه و چندگانه برای برپایی نهاد خانواده به صورت رسمی و قانونی یا به شکلهای دیگر در کشورهای با اندیشههایی که غرب بر آنها پافشاری دارد در دنیایی که این اندیشه را با شتاب برق و باد به دیگر کشورها میرساند با کاربرد اینترنت و شبکههای اجتماعی به دیگر کشورها میرسد. ایران نیز از این گردباد جهانی در امان نمانده و آمارهای ارائهشده نیز نشان میدهد اکنون نزدیک به ۵ میلیون دختر و پسر ایرانی بیش از ۳۰ سال سن به هر دلیل خانواده تشکیل ندادهاند و تنها زندگی میکنند. این پدیده در روزگاری رخ داده که آموزههای دینی و نیز پافشاری انبوه رسانههای حکومتی بر تشکیل خانواده در سن کمتر را در دستور کار دارند و حتی پاداش مادی در نظر گرفتهاند. این پدیده نشان میدهد شهروندان ایرانی راه خود را میروند و نهادهای مسوول نیز سخن خود را بازتاب میدهند و بر آنها پای میفشارند و نهادهای ادارهکننده جامعه کاری از پیش نمیبرند. این تنها مسالهای نیست که شهروندان راه خود را میروند و نهادهای مسوول نیز کار خود را میکنند. انتخاب آزاد روش زندگی چیزی نیست که آدمی با زور و فشار برای همیشه زیر بار آن برود. هوشیاری شرط استواری هر پدیده انسانی است.