رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 662037

منابع ارزی کشور در اختیار سیاست خارجی

احمد عزیزی، معاون ارزی پیشین بانک‌مرکزی در میز گردی در دنیای اقتصاد در ابتدا برای بیان اهمیت نرخ ارز در بازار آزاد به مساله «قیمت نهایی یا حاشیه‌ای (Marginal Price)‌» اشاره و تاکید کرد؛ در بازارها، حتی اگر حجم معاملات محدود باشد، همان قیمت حاشیه‌ای است که سیگنال نهایی را می‌دهد.

منابع ارزی کشور در اختیار سیاست خارجی

به اعتقاد او، استدلال کم‌حجم‌بودن معاملات برای نادیده‌گرفتن نرخ بازار، از نظر اقتصادی نادرست است؛ چراکه قیمت، تابع حجم نیست، بلکه نشان‌دهنده نقطه تعادل نهایی عرضه و تقاضاست. او سپس به مساله چندنرخی‌بودن ارز پرداخت و آن را حاصل سرکوب قیمتی و مداخلات گسترده دانست؛ به این معنا که در هر بخش بازار، نرخ متفاوتی شکل می‌گیرد و دامنه اختلاف نرخ‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش ‌یافته‌است. عزیزی تاکید کرد؛ ریشه این وضعیت نه در سازوکار بازار، بلکه در ریسک‌های کلان به‌ویژه ریسک ژئوپلیتیک و نااطمینانی‌های سیاست خارجی است. به باور او، تا زمانی‌که این ریسک‌ها کاهش نیابد، حتی اصلاحات فنی در بازار ارز نیز پایدار نخواهد بود. عزیزی با اشاره به پیشینه سیاست‌های ارزی کشور یادآور می‌شود که بر اساس تبصره‌بودجه سال‌۱۳۵۸ مقرر شد، درآمدهای نفتی در اختیار بانک‌مرکزی قرار گیرد، با این‌حال به‌دلیل مسدود‌شدن حساب‌های بانک‌مرکزی به‌دلیل تحریم، استفاده از راهکارهای جایگزین در دستور کار قرارگرفت که به شکل‌گیری پدیده‌ای موسوم به «کاسبان تحریم» انجامید. به اعتقاد او، در شرایط کنونی سیاستگذاری ارزی از اثربخشی کافی برخوردار نیست، زیرا اولویت‌های تصمیم‌گیری به حوزه‌های دیگری معطوف شده‌است.

او در عین‌حال تاکید می‌کند؛ در شرایط تحریم باید از صرافی‌ها حمایت شود و هم‌زمان نظارت قوی بر عملکرد آن‌ها اعمال شود، چراکه نظارت بر صرافی‌ها به‌مراتب آسان‌تر از نظارت بر شبکه تراستی‌هاست.

با وجود این، به گفته عزیزی، حجم و گستره مشکلات فعلی به‌گونه‌ای است که ناگزیر باید از همه ظرفیت‌ها، از جمله تراستی‌ها، بهره گرفت. این مقام پیشین بانک‌مرکزی با نگاهی کلان‌تر تصریح می‌کند که سیاستگذاری ارزی و ابزارهای فنی این حوزه، در ذات خود وسیله‌ای برای ایجاد فرصت جهت انجام اصلاحات واقعی اقتصادی هستند.

از این‌منظر، تثبیت دستوری نرخ ارز به‌معنای ایجاد سدی در‌برابر اصلاحات است و در چنین شرایطی امکان اصلاح ساختاری از میان می‌رود. به باور او، نرخ ارز و نرخ بهره «فرا نرخ» هستند؛ یعنی در قلب تعادل‌های اقتصاد کلان قرار دارند و در ایران، نرخ ارز عملا به لنگر اقتصاد کلان تبدیل شده‌است.

عزیزی با استناد به مطالعات پژوهشی در حوزه ارز توضیح می‌دهد که تئوری انتظارات نشان می‌دهد چگونه حتی در اروپا، با وجود تعادل متغیرهای کلان، نرخ ارز می‌تواند از مسیر تعادلی خود خارج شود. از نظر او، یکی از مهم‌ترین محرک‌های نرخ ارز، انتظارات است و در شرایط فعلی این انتظارات تحت‌تاثیر سیاست خارجی به‌سختی قابلیت مهار دارند.

او معتقد است سیاست خارجی کشور سال‌ها از منابع ارزی فراوان تغذیه کرده، اما اکنون که دسترسی به آن منابع همچون گذشته فراهم نیست و در عین‌حال تغییری در رویکرد سیاست خارجی رخ نداده، زمینه شکل‌گیری انتظارات و نارضایتی‌ها فراهم شده‌است.

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها