کد خبر 715070
۱۴۰۵/۰۷/۰۹ ۰۹:۵۵

«دوتوک» و افرادی که هنوز به سنت‌های خود پایبندند؛ مأموریت مستندساز سکوت نیست

ساعت 24 - کارگردان مستند «دوتوک» در واکنش به نحوه حمایت نهادهای مسئول از مستندسازان اظهار داشت که در برابر یک واقعه تلخ نمی‌توان فقط به نظاره نشسته و سکوت کرد.
«دوتوک» و مردمی که هنوز سنت‌شان را حفظ کردند؛ رسالت مستندساز سکوت نیست

هادی ثابت، کارگردان مستند «دوتوک»، در گفتگویی با خبرنگار مهر به تبیین موضوع این مستند پرداخت و این‌گونه مطرح کرد: این اثر ظاهراً به عروسک‌های دست‌ساز و کهن زنان بلوچ در روستای تاجمیره اشاره دارد، با این حال برای من موضوع فیلم به مراتب فراتر از خود عروسک‌هاست. دوتوک به عنوان بخشی از یک فرهنگ و شیوه زندگی محسوب می‌شود که تحقق آن به وسیله نسل‌ها انتقال یافته و امروزه به تدریج به سوی فراموشی پیش می‌رود.

فرهنگی که به آرامی در حال ناپدید شدن است

وی ابراز داشت: آنچه مرا به سمت ساخت این فیلم سوق داد، همین تضاد موجود بود. از یک سو، مردمی را مشاهده می‌کنیم که هنوز بخش‌هایی از سنت‌ها و باورهایشان را حفظ کرده‌اند و از سوی دیگر، عواملی چون خشکسالی، گرد و غبار، کمبود منابع شغلی و مهاجرت به تدریج این شیوه زندگی را متحول می‌سازند. این شرایط ممکن است به حدی برسد که دیگر فرصتی برای انتقال این میراث به نسل‌های آینده باقی نماند. از نظر من، دوتوک فقط یک عروسک نیست، بلکه به نوعی نماد یک زندگی و فرهنگ است که به آرامی در حال نابودی است. در فیلم تلاش کردم به جای تکیه بر توضیحات درباره دوتوک، توجه بیننده را به افراد و محیط زندگی‌شان جلب کرده و بگذارم خود مخاطب از طریق این تصاویر و وقایع، فرآیند تغییر و حس از دست رفتن را دریابد.

این کارگردان درباره چالش‌های مالی در مسیر تولید مستند ابراز کرد: فرآیند ساخت «دوتوک» از آغاز، برای من ساده و بی‌چالش نبود. این فیلم نتیجه همکاری با شورای پیچینگ انجمن سینمای جوانان ایران است و ما در مرحله پیچینگ به مبلغ مشخصی برای تولید توافق کردیم، اما در نهایت مبلغی که در قرارداد منعقد شد، تفاوت چشمگیری با توافق اولیه داشت.

انتقاد از نهادهای حمایتی از مستندسازان

وی افزود: در آن زمان عملاً در یک دوراهی قرار داشتم. اگر منتظر می‌ماندم تا مسائل مالی حل شود، فصل مناسب فیلمبرداری را از دست می‌دادم. بخش substantial از فیلم باید در تابستان و در شرایط طوفان‌های ۱۲۰ روزه سیستان ضبط می‌شد که این وضعیت برای فضای فیلم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم منتظر نمانم و با وجود محدودیت بودجه، تولید را آغاز کنم و بخش زیادی از هزینه‌ها را خودم تأمین کنم. در ادامه، مشخص شد که از بودجه تولید فیلم‌ها، مقادیری کسر شده است تا امکان اضافه شدن یک فیلم دیگر به تولیدات دفتر حاصل شود. این وضعیت عملاً فشار مالی زیادی به پروژه ما وارد کرد و ما را مجبور به کار با بودجه‌ای بسیار کمتر از آنچه برنامه‌ریزی کرده بودیم کرد.

ثابت گفت: یکی از تلخ‌ترین وقایع در همین شرایط رخ داد. به علت محدودیت‌های مالی، قادر به بیمه تجهیزات نبودیم و در روز پایانی فیلمبرداری، ماشین ما دچار حادثه و واژگونی شد. این حادثه هزینه سنگینی به گروه تحمیل کرد و متأسفانه هیچ سازمان یا نهادی مسئولیت این بخش از خسارت را نپذیرفت. برای من واقعاً سؤال این است که چرا وقتی یک فیلمساز با حداقل امکانات برای ساخت یک فیلم فرهنگی به منطقه‌ای محروم سفر می‌کند و در حین تولید دچار حادثه می‌شود، نباید هیچ سازوکار حمایتی وجود داشته باشد؟ حداقل انتظار این است که نهادی که به حمایت از تولیدات فرهنگی پرداخته، در چنین موقعیتی هم‌نوا با فیلمساز باشد.

کارگردان مستند «دوتوک» با انتقاد از نهادهای متولی ادامه داد: از سوی دیگر، انتظار من از سازمان میراث فرهنگی نیز بیشتر بود. موضوع «دوتوک» ارتباط مستقیمی با فرهنگ و میراث مردم آن منطقه دارد، اما در طول پروسه تولید، حمایت‌هایی که انتظار داشتم از سمت این نهاد انجام نشد. حتی مبلغی که به عنوان مشارکت از فرمانداری دریافت کرده بودم، در نهایت در محلی دیگر هزینه شد و عملاً حمایت مؤثری از تولید فیلم انجام نشد. با وجود تمام این مشکلات، فیلمبرداری «دوتوک» در سه فصل مختلف انجام شد. بخش عمده‌ای از فیلم در تابستان و در اوج طوفان‌های سیستان ضبط گردید تا واقعیت‌ها وارد فیلم گردد و سپس در پاییز و زمستان ادامه یافت. این تغییر فصل‌ها چالش‌هایی را برای تولید ایجاد کرد، اما به غنای آثار اضافه کرد.

مسئولیت‌هایی که هیچ‌کس آن را به عهده نمی‌گیرد

وی خاطرنشان کرد: ما با یک گروه کوچک همکاری کردیم، چرا که هم شرایط جغرافیایی منطقه این مسئله را ضروری می‌ساخت و هم بودجه، اجازه یک تولید پرهزینه را نمی‌داد. بخش کلیدی این تجربه برای من این بود که «دوتوک» با وجود تمام این موانع ساخته شد؛ اما اینکه یک فیلمساز مجبور باشد تمام هزینه‌ها و خطرات مرتبط با مراحل تولید را به دوش بکشد، موضوعی است که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت. در نهایت، فیلمساز تنها می‌ماند و یک دوربین، یک منطقه دورافتاده و تمامی مسئولیت‌هایی که هیچ‌کس حاضر نیست آنها را به عهده بگیرد.

ثابت در مورد وضعیت اکران این مستند گفت: نخستین اکران «دوتوک» در سال گذشته در چهل‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران صورت گرفت و خوشبختانه توانست دیپلم افتخار بهترین فیلم مستند جشنواره را کسب کند. پس از آن، فیلم در جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» به نمایش درآمد که واقعا رویدادی مهم بود و کار ما را در فضای جدی سینمای مستند ایران بیشتر نمایان ساخت.

وی ادامه داد: در حال حاضر پخش بین‌المللی فیلم را آغاز کرده‌ایم و تمرکز ما بیشتر بر روی شرکت در جشنواره‌های معتبر خارج از کشور است. خوشبختانه «دوتوک» در سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند جی‌هلاوا در جمهوری چک پذیرفته شده است و قرار است در اروپا نمایش داده شود. برای من این حضور بین‌المللی تنها به معنای اکران فیلم در چند جشنواره نیست؛ بلکه بیشتر می‌خواهم که «دوتوک» بتواند بخشی از فرهنگ و زندگی مردم منطقه را به بینندگان ارائه کند که شاید هیچ آشنایی با این جغرافیا و خود عروسک دوتوک نداشته باشند.

نمی‌توانم تنها یک تماشاگر باشم

این کارگردان مستند درباره پروژه‌های فعلی خود گفت: با توجه به اینکه شرایط کشور عادی نیست و ما روزهای دشوار و بحرانی را تجربه می‌کنیم، احساس می‌کنم وظیفه من به عنوان یک مستندساز این نیست که ساکت بنشینم و منتظر بمانم تا همه چیز روبه‌راه شود و سپس دوباره به سراغ موضوعات مورد علاقه‌ام برگردم. به عقیده من، مستندساز باید در دل این رویدادها حاضر باشد، زیرا بسیاری از مواردی که در بحران‌ها به وقوع می‌پیوندد، بعداً دیگر قابل ثبت و به تصویر کشیدن نیستند.

وی اظهار نمود: در روزهای ابتدایی جنگ، ساخت مستند «طعم باروت» را آغاز کردم. این فیلم درباره یک آشپزخانه در تهران است که برای امدادگران و نیروهای جهادی غذای مورد نیاز را تهیه می‌کند. من به سراغ نبرد نرفتم، بلکه به زندگی افرادی پرداختم که در حاشیه این رویداد کلان، در حال ادامه زندگی خود هستند و درگیر این بحران می‌شوند. دوربین در کنار آنهاست و استرس، نگران‌هایی و تلخی آن روزها را مشاهده می‌کند. پس از «طعم باروت»، نیز ماجرای مدرسه میناب برای من به شدت تلخ و تکان‌دهنده بود. احساس کردم نمی‌توانم نسبت به آن بی‌تفاوت بمانم. به جنوب سفر کردم و به مدت حدود ۲ ماه آنجا بودم و مستند سینمایی اولیه‌ام را فیلمبرداری کردم که در حال حاضر در مرحله تدوین است.

ثابت در انتها گفت: این دو فیلم به نوعی به هم پیوند خورده‌اند. هر دو از دل یک واقعه غم‌انگیز به وجود آمده‌اند و در هر دوی آنها، محور اصلی توجه من به خود انسان‌هاست؛ انسان‌هایی که ممکن است در خبرها تنها نام یا عددی باشند، اما پشت هر یک از آنها زندگی و خانواده‌ای قرار دارد. مستندی که در جنوب ساخته شد، ادامه نگرانی‌های من از فیلم «طعم باروت» است. نقطه شروع هر دو اثر یکی است؛ اینکه وقتی رخدادی مهم و دردناک در اطراف ما پیش می‌آید، من نمی‌توانم تنها نظاره‌گر باشم و بعد از پایان ماجرا به سراغ دوربین بروم.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.