رشیدیکوچی: افراطیها با احمدینژاد به صحنه سیاسی پا گذاشتند؛ هاشمی رفسنجانی، لاریجانی و قالیباف را به حاشیه راندند
طبق اطلاعات کسبشده از آوش، جلال رشیدی کوچی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی به انتقادات مطرحشده در خصوص تفاهمنامه ایران و آمریکا واکنش نشان داد و تصریح کرد: طرف مقابل آمریکایی در دورههای مختلف عدماعتماد خود را به اثبات رسانده و نشان داده که نمیتوان به آنها اعتماد کرد. آنها توافقهایی که خود امضا کردهاند، مانند برجام، را اجرا نکردهاند. در حالی که ما به تعهدات خود به طور صادقانه عمل کردیم، آنها بعد از آنکه ما نقد رفتار کردیم، به وعدههای خود پشت پا زدند.
او به این نکته اشاره کرد: ما یک تضمین بزرگ در اختیار داریم که همان تنگه هرمز است. مذاکرهکنندگان ما بارها اعلام کردهاند که در این مورد جدی هستند و هیچ شوخی با آمریکا ندارند. اگر آمریکا به تعهداتش عمل نکند، ما هم هیچ ضمانتی برای پایبندی به تعهدات خود نخواهیم داشت. به عنوان مثال، در روزهای اخیر، ما تنگه هرمز را در چند نوبت محدود کرده یا به طور موقت باز و بسته کردیم و نذاشتیم که چیزی از کنترلمان خارج شود. به عقیده من، مهمترین تضمین همین تنگه هرمز است.
رشیدی کوچی تأکید کرد: اینکه عدهای دائما فقط از یک جنبه به این موضوع توجه کرده و بهطور تکبعدی به آن نگاه میکنند، حتماً به قدرت تیم مذاکرهکننده آسیب میزند و منجر به ایجاد شک و تردید در میان مردم میشود. زمانی که بحث تفاهمنامه مطرح شد، برخی به مخالفت برخاستند و جالب اینجاست که همیشه به آنها فضا داده میشود؛ از صداوسیما گرفته تا معابر عمومی و رسانههای مختلف. در مقابل، افرادی که حامی تفاهمنامه هستند و به آن استدلال منطقی دارند، نه در صداوسیما جایگاهی پیدا میکنند و نه در خیابانها میتوانند صحبت کنند و نه حتی رسانههای مستقل چندان به آنها توجهی میکنند. شاید دلیل اصلی این موضوع ترس همگان از این گروه باشد. متأسفانه رفتارهای تند آنها باعث مسدود شدن رواق خیابان کشور دوست که جزو دارایی تمام مردم است، شده است.
این نماینده سابق مجلس گفت: بدون شک، این نوع رفتار تند و یکسویه نگری به یک موضوع، آسیبزا است. این رویکرد هم به تیم مذاکرهکننده آسیب میزند و موجب تضعیف آنها میشود و همچنین به انسجام مردم لطمه میزند و بالاتر از همه، موجب احساس بدبینی در جامعه خواهد شد. گروه تندرو هیچ کسی را نمیپذیرد؛ آنها از رؤسای قوا، شورای عالی امنیت ملی و مجلس نیز عبور کرده و فقط نظرات خود را بیان میکنند. حتی نسبت به افرادی چون آقای علی باقری و آقای حدادعادل که اکنون در متن مذاکرات هستند نیز موضعگیری میکنند. این واقعاً خطرناک است.
رشیدی کوچی در پاسخ به این پرسش که چرا در زمان برجام به آقای ظریف و آقای روحانی به عنوان اصلاحطلبان اشاره میشد، در حالی که اکنون آقای قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاکرهکننده نقشآفرینی میکند و حتی به او نیز حمله میشود، گفت: در آن زمان، اصلاحطلبی صرفاً بهانهای بود.این گروه از سال ۸۴ که به قدرت رسیدند، با روشی خاص، هر فردی که میتوانست برایشان مشکلساز باشد را به حاشیه راندند؛ از مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی گرفته تا امروز که به آقای لاریجانی و آقای قالیباف رسیدهاند. این جریان همیشه به همین صورت عمل کرده است. زمانی بهانهشان اصلاحطلبان بودند، اکنون که دیگر آنها در صحنه نیستند، آقای قالیباف هدف آن ها شده است و اگر او هم نباشد، آقای حدادعادل خواهد بود. من خوشحالم که سالها فریاد زدم که اینان انسانهای درستی نیستند و امروز حاکمیت به این نتیجه رسیده که این جماعت جز خودشان کسی را نمیپذیرند.
او همچنین تصریح کرد: این گروه به اصلاحطلبی و اصولگرایی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود نگاه میکنند و در تمامی این سالها، همه را ضدانقلاب، ضد ولایت فقیه و حتی مخالف اسلام معرفی کردهاند. به اعتقاد من، حاکمیت باید در برابر اینها ایستادگی کند و امیدوارم که چنین اتفاقی بیفتد.
رشیدی کوچی در واکنش به این پرسش که آیا ریشه این افراد تندرو را در تفکر آقای احمدینژاد میدانید، گفت: خیر، مقصود من این است که این افراد با احمدینژاد قدرت گرفتند. اگرچه قبل از او نیز وجود داشتند، اما نمیتوانیم همه چیز را به یک شخص نسبت دهیم. سالها قدرت آنها ضعیف بود و در برخی مقاطع قدرت بیشتری یافتند و در بسیاری از جاها به شدت عمل کردند، اما در برخی مقاطع نتوانستند. دیدگاه من این است که اینها در دو دوره بسیار قوی شدند؛ یکی در دوره آقای احمدینژاد که به قدرت وارد شدند و دیگری در دولت سیزدهم که متأسفانه موفق شدند خود را احیا کنند.