کیهان دانشجویان معترض را پادوی ترامپ معرفی کرد
سرمقاله امروز کیهان به بهانه تظاهرات معترضان در دانشگاههای تهران به نکات گوناگنی اشاره کرده ونتیجه گرفته است دانشجویان معترض که اقلیت اندکی اند پادوی ترامپ ونتانیاهو هستند. بخش انتهایی سرمقاله کیهان درزیر آماده است:
نگاهی به فهرست حامیان آشوبهای اخیر، حقایق تکاندهندهای را آشکار میکند. از تروریستهای تکفیری و تجزیهطلبان گرفته تا مفسدان اقتصادی فراری و بانیان جزیره فحشاء همگی در یک نقطه مشترک به تفاهم رسیدهاند و آن توهم نابودی جمهوری اسلامی است. حضور دانشجویی که با هزینه این نظام درس میخواند در این جبهه، چیزی جز انتحار سیاسی و اخلاقی نیست. دانشجو باید از خود بپرسد چگونه است که مطالبات او با مطالبات قاتلان سرداران ملی و دشمنان خونی ایران یکی شده است؟! تاریخ جنبش دانشجویی با خون شهیدان ۱۶ آذر ۳۲ آبیاری شده است؛ همانهایی که علیه سفر نیکسون و دخالت آمریکا جان دادند. چقدر طنزآمیز است که امروز عدهای تحت نام دانشجو، دستبوس همان قدرتهایی شدهاند که عاملان اصلی کودتا علیه ملت ایران بودند.
امام خمینی(ره) حتی در سختترین دوران تبعید، حاضر نشدند از حمایت قدرتهای بیگانه (حتی در حد استفاده از تریبونهای دیپلماتیک دشمنان شاه) استفاده کنند تا لکه ننگ وابستگی بر پیشانی انقلاب ننشیند. این «استقلال مطلق» بود که به مردم اطمینان داد رهبری انقلاب از بطن اراده ملی است، نه مهره شطرنج قدرتها. تجربه فتنه ۸۸ نشان داد که جریان آشوب، تا کجا میتواند سقوط کند. شعار «اوباما یا با اونا یا با ما» و نامهنگاری برخی عناصر داخلی برای اعمال تحریمهای فلجکننده علیه مردم ایران، سند ننگی است که هرگز پاک نخواهد شد. جریانی که امروز در دانشگاهها آتشافروزی میکند، استمرار همان تفکر ذلیلانهای است که رهایی را در «دخالت خارجی» میجوید. این جماعت، مفهوم «وطن» را در قاموس سیاسی خود ندارند و تنها راه رسیدن به قدرت را آویزان شدن از اجنبی میدانند. کسانی که امروز شعار بازگشت رژیم منحوس پهلوی سر میدهند، یا تاریخ نمیدانند یا خود را به خواب زدهاند. رضاخان میرپنج، محصول کودتای انگلیسی ۱۲۹۹ بود و همان اربابان وقتی تاریخ مصرفش تمام شد، او را چون مهرهای سوخته تبعید کردند.
محمدرضا پهلوی نیز با کودتای آمریکایی- انگلیسی ۲۸ مرداد به قدرت بازگشت. میراث پهلوی، میراث «عروسکهای خیمهشببازی» بود که به عنایتی میآمدند و به اشارتی میرفتند. بازگشت به این دوران، بازگشت به عصر حقارت ملی است. در پایان، باید تاکید کرد که اکثریت قاطع بدنه دانشجویی ایران، جوانانی فهیم، بصیر و باایمان هستند که علیرغم انتقادات، مرز میان اعتراض و وطنفروشی را بهخوبی میشناسند. این «اکثریت هوشمند» باید با تبیین و روشنگری، فضا را از اقلیت پرسروصدا بازپس بگیرند.
دانشگاه باید جایگاه نقد باشد، اما نقد ملی، نه نقد نیابتی. کسی که جادهصافکن تحریم و جنگ علیه میهن خود میشود، دیگر دانشجو نیست؛ او تنها بازیگری است که در تئاتر سایههای دشمن، نقش «شعبان بیمخ» و «مزدور دشمن» و «پادوی ترامپ و نتانیاهو» را بازی میکند. برای حفظ ایران، باید دانشگاه را از این ویروس مصون داشت.
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.