رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 663790

نیروی زمینی آمریکا از کجا وارد خاک ایران خواهد شد؟

ساعت 24 - در تمام گزارش‌هایی که طی پنج ماه گذشته درباره احتمال ورود نیرو‌های آمریکایی به ایران منتشر شده، یک نکته مشترک به چشم می‌خورد؛ تقریباً هیچ‌کس از اشغال کامل ایران سخن نمی‌گوید. اما اگر قرار باشد چنین عملیاتی اجرا شود، سوال اصلی این است که هدف کجاست؟ چه خواهد شد؟

نیروی زمینی آمریکا از کجا وارد خاک ایران خواهد شد؟

رویداد۲۴ نوشت: بررسی گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد تقریباً همه تحلیلگران روی چهار نقطه جغرافیایی و چهار نوع ماموریت اتفاق نظر نسبی دارند.

سناریوی نخست؛ جزیره خارک

اگر یک نقطه بیش از همه در گزارش‌های غربی تکرار شده باشد، آن نقطه جزیره خارک است. تقریباً همه از خارک به‌عنوان محتمل‌ترین محل عملیات زمینی نام برده‌اند. دلیل این موضوع روشن است. خارک قلب صادرات نفت ایران است. بخش عمده نفت خام ایران از پایانه‌های این جزیره صادر می‌شود و هرگونه اختلال در فعالیت آن می‌تواند درآمد ارزی ایران را به شدت کاهش دهد.

به همین دلیل، برخی از برنامه‌ریزان آمریکایی معتقدند تصرف موقت خارک می‌تواند فشار اقتصادی شدیدی بر تهران وارد کند. گاردین در گزارشی نوشته حمله به خارک را یکی از گزینه‌هایی معرفی می‌کند که می‌تواند پایین‌تر از اشغال کامل ایران قرار گیرد؛ یعنی گزینه‌ای میان جنگ هوایی و تهاجم گسترده. اما تقریباً همزمان، همان گزارش دیدگاه مخالف را نیز منتشر می‌کند.

ژنرال بازنشسته جوزف ووتل، فرمانده پیشین سنتکام، می‌گوید تصرف خارک فایده محدودی خواهد داشت و به‌تنهایی قادر نیست ایران را وادار به عقب‌نشینی کند. به اعتقاد او، راهبرد موثر باید ترکیبی از فشار نظامی و دیپلماسی باشد، نه صرفاً تصرف یک جزیره.

اما چرا خارک؟

اهمیت خارک فقط به صادرات نفت محدود نمی‌شود. از نگاه برخی برنامه‌ریزان آمریکایی، کنترل این جزیره سه پیامد همزمان دارد: قطع یا کاهش صادرات نفت ایران، افزایش فشار اقتصادی بر حکومت ایران و ایجاد یک اهرم چانه‌زنی در مذاکرات. اما همین ویژگی، خارک را به یکی از سخت‌ترین اهداف نیز تبدیل می‌کند. جزیره در برد مستقیم موشک‌ها، پهپاد‌ها و قایق‌های تندروی ایران قرار دارد. نیرویی که وارد خارک شود، باید دائماً از دریا، هوا و خشکی پشتیبانی شود. همین مسئله باعث شده بسیاری از تحلیلگران نظامی این گزینه را بسیار پرریسک بدانند.

سناریوی دوم؛ سواحل تنگه هرمز

دومین منطقه‌ای که تقریباً در تمام گزارش‌ها تکرار می‌شود، سواحل مشرف به تنگه هرمز است. هدف این عملیات نه اشغال شهرها، بلکه ایجاد امنیت برای عبور کشتی‌ها عنوان می‌شود. برنامه‌ریزان آمریکایی از مدت‌ها پیش معتقد بوده‌اند که اگر ایران تنگه هرمز را ببندد، تنها بمباران مواضع ساحلی برای باز نگه داشتن این آبراه کافی نخواهد بود.

ایده‌ای که مطرح شده، ایجاد چند سرپل محدود در امتداد ساحل است تا نیرو‌های آمریکایی بتوانند مسیر‌های کشتیرانی را تحت پوشش قرار دهند. اما این دقیقاً همان سناریویی است که‌اندی میلبرن سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی آمریکا و معاون پیشین فرمانده نیرو‌های ویژه این نیرو، با روزنامه تلگراف در گفت‌و‌گو با تلگراف آن را به‌شدت رد می‌کند.

او می‌گوید: حتی اگر تمام ساحل ایران را اشغال کنید، باز هم ایران می‌تواند از صد‌ها کیلومتر دورتر موشک شلیک کند. برای هدف قرار دادن کشتی‌ها، نیازی نیست پرتابگر‌های موشکی در کنار ساحل مستقر باشند. پرتابگر‌های متحرک ایران را می‌توان در سراسر کشور مخفی کرد و هر زمان لازم بود به کار گرفت. به همین دلیل، اشغال ساحل الزاماً به معنای باز شدن دائمی تنگه هرمز نیست.

سناریوی سوم؛ قشم و بندرعباس

اگرچه رسانه‌ها کمتر درباره آن صحبت کرده‌اند، اما قشم و بندرعباس نیز بار‌ها در تحلیل‌ها مطرح شده‌اند. دلیل این موضوع موقعیت جغرافیایی این دو منطقه است. هر دو در قلب سامانه دفاعی ایران در تنگه هرمز قرار دارند. از نظر نظامی، استقرار نیرو در این مناطق می‌تواند امکان نظارت بیشتر بر عبور و مرور دریایی را فراهم کند. اما همین موقعیت، آن‌ها را به یکی از خطرناک‌ترین میدان‌های نبرد نیز تبدیل می‌کند. میلبرن به تلگراف می‌گوید: اگر نیرو‌های آمریکایی در چنین مناطقی مستقر شوند، عملاً در برد همه موشک‌ها، پهپاد‌ها و توپخانه ایران قرار خواهند گرفت. به گفته او، در چنین شرایطی نیرو‌های آمریکایی به جای شکارچی، خودشان به هدف تبدیل می‌شوند.

سناریوی چهارم؛ تاسیسات هسته‌ای و ذخایر اورانیوم

اما شاید مهم‌ترین سناریو، اصلاً به هرمز مربوط نباشد. CNN و واشنگتن‌پست هر دو گزارش داده‌اند که یکی از طرح‌های واقعی پنتاگون، ورود نیرو‌های آمریکایی برای تصرف ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران بوده است. این عملیات تفاوت مهمی با سناریو‌های دیگر داشت. هدف آن اشغال سرزمین نبود. هدف، برداشتن مواد هسته‌ای و خروج آن‌ها از ایران بود.

براساس گزارش واشنگتن‌پست، حتی ماشین‌آلات حفاری، تجهیزات سنگین و ساخت باند فرود برای هواپیما‌های باری نیز در این طرح پیش‌بینی شده بود. این جزئیات نشان می‌دهد برنامه‌ریزان آمریکایی انتظار نداشتند عملیات ظرف چند ساعت پایان یابد. چنین ماموریتی مستلزم حضور چندروزه یا حتی چندهفته‌ای نیرو‌های آمریکایی در داخل ایران بود. همین مسئله باعث شد این طرح به یکی از بحث‌برانگیزترین گزینه‌های پنتاگون تبدیل شود.

سناریوی پنجم؛ جزایر سه گانه

ترامپ همچنین درباره ایده تصرف دیگر جزایر در امتداد تنگه هرمز برای کمک به بازگشایی مسیر کشتیرانی و نابودی مناطق به‌شدت نظامی‌شده گفت‌و‌گو کرده است. وال استریت ژورنال نوشته تحلیلگران، جزایر ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک را از محتمل‌ترین اهداف احتمالی می‌دانند. با این حال کارشناسان نظامی می‌گویند تصرف جزایر نزدیک ساحل ایران مستلزم اجرای عملیات آبی- خاکی در ساحلی است که ایران کاملاً برای دفاع از آن آماده است؛ برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران از قبل منطقه را با مین‌های ضدتانک و ضدنفر مین‌گذاری کرده است. این جزایر نیز بسیار به سرزمین اصلی نزدیک هستند؛ بنابراین ایران می‌تواند به‌راحتی از داخل خاک خود با توپخانه و پهپاد‌ها به نیرو‌های آمریکایی حمله کند. این نیرو‌ها عملاً به اهدافی ثابت برای آتش توپخانه و پهپاد‌ها تبدیل خواهند شد. از سوی دیگر این سه جزیره اهمیت راهبردی چندانی ندارند و تصرف آن‌ها تنها یک پیام سیاسی است که به هزینه‌های آن نمی‌صرفد.

ع

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها