پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۵

ساعت 24بررسی می کند

ریشه های تاریخی مازوت دادن به مردم بی پناه

خبر

ساعت 24 - چهار سال پیش در بهمن ماه بود که مسعود نبلی مشاوروقت اقتصادی رئیس‌جمهوری به اتاق بازرگانی ایران آمد و پس از تشریح وضعیت کلان اقتصادی به ابربحران ها اشاره کرد و گفت : «بحران منابع آب کشور»، «مسائل زیست محیطی»، «صندوق بازنشستگی»، «بودجه دولت»، «نظام بانکی» و «بیکاری» 6 ابرچالش اقتصاد ایران به حساب می ایند که باید برای هر یک استراتژی مشخص و معینی داشت.

به گفته او از این ۶ ابر چالش، سه مورد بحران آبی، محیط زیست و صندوق بازنشستگی ریشه در اقدامات نادرست در  سه دهه گذشته دارد و بذر آن در گذشته کاشته شده است. ریشه چالش‌های بحران بانکی و بودجه نیز در ۱۰ سال گذشته شکل گرفته است. نیلی معتقد است در نیمه دوم دهه ۸۰، با مصرف دیگر دارایی‌ها مانند دارایی‌های نظام بانکی، شروع مشکلات نظام بانکی را کلید زده و همچنین در بودجه، مخارج دولت در سطحی قرار گرفت که به اذعان آمارهای بانک جهانی، قیمت نفت برای بودجه متعادل ۱۰۵ دلار بوده است. در نتیجه با نفت ۵۰ دلار دچار کسری بودجه شدیدی شدیم.حالا 4 سال پس از آن سخنرانی شاهد بحرانی باور نکردنی در آلودگی ابرشهرهای ایران و به ویژه پایتخت ایران هستیم و مدیران اقتصادی و سیاسی نیز بدون رودر بایستی می گویند کاری از دستشان بر نمی آید وبه شهروندان می گویند یا برق وگاز کمتری مصرف کنید  یا باید مازوت به ریه هایتان بفرستید و آلودگی فراتر از خط قرمزها را تحمل کنید و هیچ چشم اندازی هم برای عبور از این وضعیت ارایه نمی شود.

معنای حرف مسعود نیلی از اینکه بحران زیست محیطی ریشه در سه دهه گذشته دارد شاید درآن سخنرانی شکافته نشد اما می توان با کمی دقت به مسالخ نگاهی از سر اشاره داشت. در اواخر دهه 1360 که جنگ طولانی 8 ساله عراق علیه ایران تمام شد باید راه آینده ایران از نظر راهبردی به ویژه تعامل با جهان انتخاب می شد. آیا ایران باید راه آشتی و تعامل با همه جهان از جمله  و به ویژه آمریکا به عنوان کشور نخست جهان را انتخاب می کرد یا اینکه در ستیزه با این کشور و غرب گام بر می داشت. ایران راه دوم را برگزید و هرگز تصور نمی شد این راهبرد سی سال ادامه یابد اما ادامه یافت. ستیزه با غرب وآمریکا  هزینه داشت که ایران باید می داد ومی دهدهنوز. یکی از هزینه های بزرگ که به دلیل پنهان شدگی آن دیده نشد و پیامدهای ان را امروز در مازوت دادن به ایرانیان شاهد هستیم دور نگهداشتن فعالیتهای صنعت ایران به طور اعم به ویژه دور نگهداشتن صنعت نفت و گاز و پالایش ایران از تکنولوژی روز دنیا بود. در 1373 بود که قانون داماتو سرمایه گذاری در بخش نفت وگاز ایران را مشمول تحریم امریکا کرد. اگر چه در سالهایی برخی از شرکتهای غربی به طور استثنایی سرمایه گذاری هایی در ایران انجام دادند اما این استثنا به قاعده تبدیل نشد. این گونه شد که پالایشگاههای ایران از تکنولوژی روز دنیا دور ماندند و به همین دلیل تولید مازوت ابعاد گسترد ه ای در پالایشگاهها پیدا کرده است.

حمید رضا صالحی  رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران در تازه ترین نشست این کمیسیون به همین مساله  اشاره می کند و می گوید: بسیاری از پالایشگاه‌ها باید در برنامه بهینه‌سازی قرار می‌گرفت. بسیاری از سرمایه‌گذاری‌ها که قرار بود به بهینه‌سازی پالایشگاه منجر شود، متوقف شده است. این موضوع نشان می‌دهد وقتی پالایشگاه‌ها به موقع به‌روز و بهینه نشود، افزایش تولید مازوت نیز اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. در واقع، هرچه پالایشگاه پیشرفته‌تر باشد، تولید مازوت آن کمتر بوده و هر چه پالایشگاه قدیمی‌تر باشد، مازوت بیشتری تولید می‌کند. البته باید بگویم که تولید مازوت در پالایشگاه‌ها رو به افزایش است، به این دلیل که ما نتوانسته‌ایم بسیاری از پالایشگاه‌هایمان را به‌روز کنیم. یکی از مهم‌ترین دلایل این عدم به‌روزرسانی نیز تحریم‌هاست به این دلیل که تامین مالی از خارج متوقف شده و نرخ سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی منفی است.

مساله این است که در ایران همه چیز به سادگی و تقلیل گرایی می رسد و کار امروز به فردا می رسد  و هیچ مساله ای حل نمی شود و همه انتظار دارند که مسایل خود به خود حل شود . اما واقعیت ها سرسخت اند و مسایل را اگر حکومت حل نکند خودشان حل نمی شوند. گره کوچکی که بر یک طناب زده می شود و سروقت باز نمی شود به گره بزرگ و بزرگ تر تبدیل شده و دیگر با دست باز نمی شوند و به دارزدن می رسند. اگر راه سرمایه گذاری به صنعت نفت وگاز بسته نمی شد امروزشهروندان بی پناه ایران مجبور به  مازوت خوری و تحمل بدترین آلودگی نمی شدند.  

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.