کد خبر 587410
تاریخ انتشار: ۴ تیر ۱۴۰۱ - ۱۳:۱۲
ایران بدون عادی سازی با جهان توسعه نخواهد یافت

ساعت 24- به نظر می رسد این دسته از تحولات جنگ اوکراین، اثرات قابل توجهی بر محاسبات اخیر ایران داشته است. با توجه به اهمیتِ انتقالِ طبیعی قدرت در آینده و اولویت پیدا کردنِ امنیت ملی بر هر امر دیگری در دورۀ انتقال، اهرمِ بازدارندگی هسته ای ایران با توجه به وضعیت اوکراین، ناگهان از وزن به مراتب بیشتری از گذشته برخوردار شد. در شرایط فعلی به نظرمی رسد مادامی که ایران، غرب را در مقابل خود تعریف می کند، اهرم بازدارندگی هسته ای جایگزین دیگری در فرآیند زورآزمایی و مذاکرات با غرب ندارد. تاریخ نشان می دهد در دوره های انتقال قدرت در کشورهای جهان سوم، قدرت های بزرگ مستعدترین فرصت ها را برای امتیازگیری دارند.

اگر محاسبات ایران را واکاوی (Deconstruct) کنیم به نظر می رسد جنگ اوکراین، ظهور نظم جدید جهانی و تعاملات جدید اسرائیل – اعراب، معادلات جدیدی را در ذهنیت ایران فراهم آورد. برجام 2 بدون تایید FATF بی معناست و در بهترین شرایط، ایران می تواند 2 تا 2.5 میلیون بشکه نفت در روز بفروشد. حتی اگر برجام2 امضاء شود، سرمایه گذاری خارجی در ایران حداقل تا نوامبر 2024 (انتخابات ریاست جمهوری آمریکا) امکان پذیر نخواهد بود. کلیدی ترین موضوع برای رشد و توسعه اقتصادی ایران، عادی کردن روابط مالی و بانکی جهانی است. برجام صرفاً نوعی مُسکن برای این موضوع است و هر لحظه می تواند نقض شود. همچنانکه این نویسنده طی 20 سال گذشته بحث کرده و به خصوص قبل از امضای برجام، عدم موفقیت آن را پیش بینی کرد، موضوع هسته ای، اصلِ ماجرای تقابل ایران با غرب نیست. موضوع هسته ای در رتبۀ سوم دسته بندی تقابل ایران با غرب است. اینکه بیست سال است مذاکرات هسته ای ادامه دارد و به اصلِ اختلاف (تقابل با یهودیان آمریکا 80 درصد و اسرائیل 20 درصد) پرداخته نشده، شاید حفظ اختلاف، منافعی را تامین می کند و نوعی به معنای هابزی سیاست یک ضرورت است.

بعضی وقت ها، حفظ اختلاف و بلکه تضاد، منافعی در بر دارد. فقط طی دو ماه گذشته، اروپایی ها 130 جنگندۀ F-35 به آمریکا سفارش داده اند که حدود چهارصد هزار شغل ایجاد می کند ضمن اینکه سفارش های جدید هنوزدر راه است. 43 درصد صادرات اسلحۀ آمریکا در مجموع به خاورمیانه است. معمولاً قدرت‌های بزرگ، اصل پیشرفت های IT و هوش مصنوعی را ابتدا در تولید تسلیحات بکار می گیرند.

اولویت امنیت فعلاً در حکمرانی ایران، یک اصل است. پارادوکس در آنست که حتی کشورهای ردۀ اول نظام بین الملل (روسیه، چین و آمریکا) به بُعدی از امنیت – اقتصاد در حکمرانی و مدیریتِ محیط بیرونی نیازمندند. به عنوان مثال، عربستان نیز اهمیت روسیه را در Opec plus تشخیص می دهد و با مسکو در تعامل است و حکمرانی خود را در ماتریس چند فاکتوری مدیریت می کند. هند به مراتب پیچیده تر از عربستان در این چارچوب عمل کرده و شاید پیچیده تر از همه، حکمرانی چینی است که در معادلۀ امنیت – اقتصاد، روزانه صدها سیگنال همگرا و واگرا از خود صادر می‌کند. حتی برجام 5 هم بدون لحاظ معادلۀ اقتصاد – امنیت نمی تواند منافع و مصالح ملی ایران را تامین کند. وزیر امور خارجه توانمند هند سخت‌ترین انتقادات فکری و سیاست‌گذاری را از آمریکا و انگلستان ارائه می کند و در عین حال هند با هر دو کشور تعاملات استراتژیک دارد. جدی گرفتن یک بخش خصوصی توانمند، مهمترین اهرم هند، مکزیک، ترکیه و کره جنوبی است، متغیری که روسیه فاقد آن است . فرصتِ ایجاد یک بخش خصوصی مقتدر در اقتصادِ ایران ضرورتی در واقعیات نظم سه وجهی جدید جهانی است. هند 9 میلیون نفر از بخش خصوصی خود را در منطقۀ شش کشور عربی خلیج فارس به کار گمارده که سالانه حدود 35 میلیارد دلار درآمد کسب می کنند. مهمترین مزیت بخش خصوصی مقتدر این است که فرآیندهای تصمیم سازی‌های سیاست خارجی را معقول می‌کند، عنصری که روسیه و اوکراین فاقد آن هستند و حکمرانی را در سیاست و امنیت محصور می کنند. برجام یک ایستگاه بین راهی است و نمی تواند مقصد باشد. برجام راه حل نیست و نوعی آرام بخش موقت است. جدی گرفتن معادله امنیت – اقتصاد و فهم علمی – عینی – آماریِ نظمِ جدیدِ جهانیِ نشأت گرفته از جنگ اوکراین، می تواند آینده‌ای مطمئن‌تر از توافق احتمالی برجام2 به ارمغان آورد زیرا که اساسِ حکمرانی در نگاه‌های دراز مدت است.

محمود سریع القلم

کد خبر 587410

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.