چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۸:۴۳

چینی ها نمی خواهند ایران از انزوا خارج شود

کاپیتولاسیون چینی و پارادوکس الماس و آب

رووحانی

پارادوکس الماس وآب اندیشمندان اقتصادی از دیرباز این سوال را مطرح کرده بودند که چرا الماس از آب گرانتر است؟ بر اساس تحلیل‌ اقتصاددانان مارژینالسیم، ارزش یک کالا به وسیله «مطلوبیت نهایی» آن کالا سنجیده می‌شود. ارزش آب‌های موجود در جهان را آخرین قطره آب آشامیدنی که در جهان باقی خواهد ماند تعیین می‌کند و از آنجا که هنوز فاصله زیادی تا آن آخرین قطره وجود دارد، آب‌های موجود ارزان هستند.

در مقابل، از آنجا که میزان الماس‌های موجود در جهان کم است و فاصله زیادی تا آخرین دانه الماس وجود ندارد، قمیت این کالا بالاست.حال در بحث روابط بین‌الملل هم می‌توان از همین پارادوکس الماس و آب استفاده کرد. چرا رابطه با چین برای ما اینچنین گرانبهاست؟ چون رابطه با این کشور یکی از آخرین حقله‌های ارتباط ما با جامعه بین‌الملل است. ما در یک انزوای خودکرده جهانی قرار گرفته ایم و چین می‌داند نیاز ما به حمایتش‌، مثل نیاز تشنه‌لبان بیابان به آب است و از همین روست که به این ارزانی‌ها حمایت‌هایش را نخواهد فروخت و ما را وادار به باج‌دهی بیشتر خواهد کرد. همین منطق در خصوص رابطه ما با روسیه هم صادق است.در شرایطی که ما خود را در انزوای سیاسی و اقتصادی قرار داده‌ایم، چین با همه دنیا روابط تنگاتنگ اقتصادی دارد و در منطقه هم شرکای اقتصادی مهمتری از ما دارد. یک سال پیش بود که وزیر امور اقتصادی و دارایی کشورمان از ظرفیت‌های ایران برای سرمایه‌گذاری چینی‌ها و امکان ایجاد خط اعتباری سخن گفت وزیر امور خارجه کشورمان هم در سفرش به چین، از پیشنهاد نقشه‌ راه 25 ساله برای شراکت جامع راهبردی دو کشور خبر داد. در حالی که اکثر این طرح ها اجرایی نشده، شاهد بودیم که دولت پکن در کریدور اقتصادی چین- پاکستان، 60 میلیارد دلار سرمایه گذاری کرد.

چین یکی از شرکای اصلی تجاری ما است و ارتباط با این کشور برای ما بسیار حیاتی است. تعامل سازنده با چین اما، مستلزم آنست که ما به شریکی برابر با این کشور تبدیل شویم. در پی افزایش فشارهای بین المللی علیه ایران، ما به شرق پناه بردیم تا از انزوا خارج شویم، ولی در واقع روند باید معکوس باشد. به این معنی که ما بجای اینکه به چین پناه ببریم تا از انزوا خارج شویم، باید ابتدا از انزوا خارج شویم تا بتوانیم با چین روابطی سازنده داشته باشیم. برای این منظور، ما باید با مذاکره و تعامل سازنده با جامعه بین الملل، به متنوع سازی شرکای تجاری و سیاسی خود بپردازیم.

در شرایط کنونی، ما به چین باج می‌دهیم، به امید اینکه علیه تحریم‌های ایران کاری بکند. این در حالی است که چینی‌ها می‌دانند اگر ایران از انزوا خارج شود، دیگر از این باج‌ها خبری نخواهد بود و بر این اساس، انگیزه چندانی برای رفع تحریم‌های ایران نخواهند داشت.عصبانیتی که در افکار عمومی هموطنانمان نسب به چین وجود دارد، در همین متن قابل توضیح است. تنها چند روز قبل از رسانه ای شدن بحران کرونا، سفیر چین در ایران تاکید کرده بود که نباید محدودیتهای بیش از حد نیاز علیه مسافران چینی اعمال شود. مردم اما سوال می کنند چرا پروازهای ایران و چین به محض اطلاع رسانیِ چینی‌ها، متوقف نشد و چرا هواپیمایی ماهان ، بعد از دستور توقف پروازها، دستکم 9 پرواز به چین انجام داد؟ آیا این امر جز این بوده که ما به علت نیازمان به چین، چاره ای جز این نداشته ایم که از مشکل بزرگی همچون کرونا اغماض کنیم؟ مردم سوال می‌کنند که آیا این روند، تحمیل یک نوع کاپیتولاسیون شرقی نیست؟

منبع – تاجران

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s