طبیبیان

ساعت 24 - مهمترین ابزار اطلاع رسانی به مردم در مورد برنامه های نامزد ها همین معدود مناظره ها بود که نامزد ها در مقابل تلویزیون ظاهر شده و برنامه های خود را مطرح و بعضاً با یکدیگر به چالش پرداختند. بالاخره چند هفته دیگر نیز یکی از این افراد به عنوان رئیس جمهور معرفی خواهد شد.اما رخداد های این چند هفته نیز بسیار قابل تامل بوده است. اینجانب بدون توجه به وجوه سیاسی قضایا فقط از دید پدیدارشناسی برخی رخداد ها را قابل توجه یافتم:

 یکم- درجه بی اطلاعی اکثر کاندیداها نسبت به شرایط کشور و نداشتن برنامه منسجم و اصولاً نداشتن یک دیدمان فراگیر که بتوانند مشکلات را در چارچوب آن پیکربندی و از دل آن راه حل هایی را ارایه کنند. در جه عدم آمادگی این افراد برای شغل خطیری که مدعی اشغال آن هستند نگران کننده بود.

دوم- این عدم آمادگی نشان از دور بودن ذهنیت اکثر نامزد ها از مشکلاتی بود که جامعه با آن روبرو است. با این که همگی ده ها سال در مشاغل مهم مشغول بوده اند، این انفکاک بین ذهنیت آقایان و حقایق دنیای بیرون و سطح جامعه، نکته ای را نشان می دهد. به نظر می رسد افرادی که به دنبال شغل سیاسی هستند مستغنی از آموختن، بی نیاز از درس گرفتن از تجربه خود و دیگران، بی نیاز از سواد و تخصص های امروزی، بی نیاز از مطالعه پیگیر و کسب دانش روز آمد بوده اند، احیاناً فقط برایشان یک عنوان دکترا یا لیسانس کافی بوده است. این امر نشان می دهد که ساز و کار واگذاری مسئولیت ها، دوام آوری در مشاغل و ترقی در سیستم سیاسی مستقل و بی نیاز از شایستگی، ارزیابی مداوم عملکرد، نقادی فرد و بهبود مستمر افراد و رقابت سازنده بوده است. علاوه بر این برای ناظران  بیرونی نظر می رسد این افراد از جهان دیگری بیرون آمده اند که با جهانی که مردم متعارف در آن به سر می برند متفاوت است، در آن جهان تحریم ها بی اثر است اگر هم باشد نعمت است، کالا ها وجود دارند، زندگی به روال مطلوب در جریان است، کمبود دارو و دسترسی به خدمات درمانی موجود نیست، برای جوانان شغل و آینده وجود دارد، ازدواج و تشکیل خانواده امکان پذیر است فقط چند صد میلیون پول برای خرید یخچال و تلویزیون و مبلمان لازم دارد، حل مشکلات در حیطه های اداری و مقرراتی و سایر زمینه ها آسان است، فقط لازم است سایر دوستان هم در مشاغل کلیدی باشند…. به طور کلی شاید این انفکاک  ماحصل آموزه وارداتی از سیستم کمونیستی تقابل تعهد و تخصص بوده است، واین که تا مادام که فردی تعهد را نشان دهد مشکلی در شغل و مقام موجود نیست. به همین دلیل برای اینگونه افراد بی خبری کاملاً خوش خبری است.

سوم- به عنوان نمونه بی اطلاعی عمیق برخی نامزدها می توان به این نکته توجه کرد که اکثراً تنها برنامه مشخصشان توزیع پول است. خواه به عنوان یارانه بیشتر، وام مسکن بیشتر، وام ازدواج…

ضروری است توجه کنیم برای این که نانی خورده شود باید نان بر سر سفره موجود باشد. ابتدا باید اقتصاد کشور از مسیر کاهنده موجود بیرون کشیده شود از رشد بر خوردار شود تولید ملی افزایش یابد… تا بعداً بتوان برای توزیع بهتر آن تصمیم گرفت. پول پاشی فقط تورم بیشتری ایجاد می کند و لاغیر.تغییر مسیر اقتصاد به طرف رشد و افزایش تولید هم نیازمند صدها اقدام داخلی و بین المللی است که به نظر می رسد اکثر نامزدها یا از آن بی اطلاع یا مخالف تصمیم های صحیح در این ارتباط هستند..

چهارم- برخی اقدامات مورد نظر مانند راه اندازی واحد های تعطیل با حکم و یا تزریق پول هم جز ایجاد هزینه ها و نا کامی های بیشتر نتیجه ای به همره ندارد. اقتصاد این طور کار نمی کند.

پنجم - یکی از بزرگواران دست در کار در گذشته فرموده بودند مطلبی با این مضمون که انتخابات حد اقلی هم ایرادی ندارد. به دلائل زیر شاید ایراد داشته باشد:

الف، قوانین و برنامه ها باید در راستای اراده عمومی باشند. اگر چنین نبود مردم در اجرا همکاری نمی کنند و بسیاری از اقدامات هم غیر قابل اجرا باقی می ماند و مردم هم در مقابل قانون قرار می گیرند( بسیار قوانین قابل ذکر است که توسط مردم انکار شده و با همکاری وسیع نقض شده است). کار برد زور هم’چنانکه افتد و دانی’ موثر نبوده است. در ارتباطات بین المللی هم اگر قانون گذار و رئیس قوه مجریه را نماینده عموم تلقی نکنند در امر قرار داد ها و معاهده ها تردید خواهند کرد و یا تضمین های پر هزینه طلب خواهند نمود. برای مثال اگر یک قرارداد بین المللی را یک مجلس حداقلی تصویب کند همیشه عده ای اعتبار آن را زیر سئوال برده و موجه بودن آن توافق را نفی می کنند. طرف خارجی هم با علم به این مطلب نمی تواند به این گونه قرار داد ها تن در دهد.

ب، واژه جمهور یک معنی دارد، یعنی قاطبه مردم. در نظام های دموکراتیک رسم این است که انتخابات آزاد بر گذار می شود در نتیجه کسانی که به یک نامزد رای نداده اند هم پس از انتخابات او را رئیس جمهور می شناسند. آن رئیس می شود رئیس قاطبه مردم و چنین باور می شود. در این مورد هم یک رئیس حد اقلی بعداً با مشکل تائید و همکاری جامعه و پذیرش بین المللی رو برو خواهد بود و ممکن است فعالیت های صادقانه و کار ساز او هم مورد استقبال قرار نگیرد.

ششم -  اما نتیجه. کمی برای رئیس جمهور آتی احساس همدردی دارم. زیرا بدون انتظار، کوهی از مشکلات بر سر او خواهد ریخت. وضع بودجه نگران کننده است، صندوق های مختلف با کسری حجیم روبرو، وضعیت ارزی نا مطمئن، سطح قیمت ها آماده یک خیز جدید، مشکل تولید و تجارت هم سر جای خودش امید ایجاد اشتغال واقعی ضعیف، …پندمی کرونا بیداد می کند، روابط خارجی غیر کارکردی…کمبود و بحران آب، برق و برخی فر آورده ها محتمل… این شرایط با یک ذهن ساده نگر و فر مول های ابتدایی حل مشکلات هم قابل مدیریت نیست. تکنیک قدیمی این که ما هر کاری کردیم یا نکردیم نتایج آن را مردم تحمل کنند و برای توجیه آن سخنرانی و فصاحت و بلاغت به خرج دادن هم کمکی نمی کند. باید مراقب بود که برخی مشکلات در آستانه نقطه بدون باز گشت هستند و دقت و ظرافت بسیار در امور لازم می شود و به کاربردن زور غیرکارساز و بلکه تشدید کننده.

هفتم -  در تنهایی که فکر می کنم، به جز راه انداختن صادرات نفت، به جز تسهیل شرایط پرداخت و بانکداری بین الملل، به جز پیوستن به اف ای تی اف، به جز تلاش برای کاهش یا رفع تحریم ها، در کوتاه و میان مدت راه کار مشکل گشایی وجود ندارد.

.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

خط داغ

تازه ترین خبرها

مطالب خواندنی

موضوعات داغ سیاسی