یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۵

تحلیل طبیبیان از عدم کاندیداتوری لاریجانی و انتقاد از رفتار دانشجویان ایران

دانشجویان بهتر است در حزب فعالیت سیاسی کنند

دکتر محمد طبیبیان

ساعت 24 -دکتر محمد طبیبیان اقتصاددان ایرانی که در سالهای دهه 1360 و نیمه اول دهه 1370 معاون اقتصادکلان سازمان برنامه و بودجه بود و در یک دهه اخیر وپس از بازنشسته شدن زودهنگام از سوی دولت احمدی نژاد هیچ منصب دولتی نداشته است همچنان با نگرانی و بیم و امید مسایل اقتصادی و سیاسی ایران را دنبال می کند. طبیبیان برخلاف برخی از همکاران و اقتصاددانان قدیمی و دوست و همکار خود حضور فعال تری دردنیای مجازی دارد ودر صفحه تلگرامی خود حرفهایش را می زند. تازه ترین نوشته طبیبیان درباره رفتار دانشجویان ایران است که بهانه ان نیز شیرینی در دانشگاه تبریز به مناسبت خبر کاندیدا نشدن علی لاریجانی در مجلس وتوزیع شیرینی در یک دانشگاه به مناسبت کاندید انشدن علی لاریجانی برای انتخابات دوره اینده مجلس است .

طبیبیان نوشته است  "  به بهانه اینکه عزیزی عکس ها ی یی را به اشتراک گذاشته که در ان دانشجویان در حال خوردن شیرینی هستند از فرصت استفاده کنم به عنوان کسی که در سال های بحرانی قبل از انقلاب به عنوان دانشجو و بعد به عنوان هیات علمی شریک و یا ناظر فعالیت های دانشجویی بوده ام  نکاتی را مطرح کنم :"  

فعال سیاسی مقدس نداریم

 بر اساس تجربه یاداور می شوم  به نظر من این دانشجویان گرانقدر هم دچار همان گرفتاری تاریخی طولانی بسیاری از روشنفکران ایرانی هستند . یعنی مشکل ضعف قضاوت منطقی و ضعف واقع گرائی و ضعف بینش دور  از احساسات و عدم به کار گیری فیلتر های لازم ذهنی دارند و به همین دلیل  تحت تاثیر تبلیغات آشکار و پوشیده قرار گرفته اند. بر اساس تجربه سال های اخیر علی لاریجانی کسی است که علیرغم خط سیاسی او که ممکن است با آن موافق یا مخالف باشیم نماینده  مجلس و  رییس مجلس خوبی بوده و در پیشبرد لوایح مفید و تصمیمات لازم مانند برجام کمک کرده و با اطلاعات موجود در گیر در فساد هم نبوده است  .چرا که در این وانفسا مخالف یا موافق مطلبی در این مورد در مورد وی ذکر نکرده و حساب خودش را هم از نظر روش و منش از برادرانش جدا کرده است. از علی لاریجانی سابقه دروغ گویی و عوام فریبی لفاظانه هم موجود نیست چنانکه از بسیاری دیگر موجود است. این ویژگی هایی است که این جانب از دور می بینم و البته خوشحال می شوم اگر کسی شواهد غیر آن را به من نشان دهد. به همین دلایل  باید قدر این ویژگی ها را در یک فرد سیاسی دانست. همچنین به خاطر  داشته باشیم در سیاست و میدان قدرت دنبال قدیس نگردیم زیرا  هر کس عیوبی دارد و باید به  نسبیت  توجه کنیم.

 رفتار سیاسی درداخل حزب

بر خلاف بسیاری ا طی مشاهده و تجربه شخصی و مشارکت بیش از نیم قرن در محیط دانشگاهی امروزه با نگاه به گذشته  نظر خوبی به آنچه جنبش دانشجویی  نامیده می شود ندارم. اگر از وجه احساسی مطلب بگذریم نکته مفیدی برای کشور در این پدیده نمی یابم. قبل از انقلاب به نوعی بعد از انقلاب به نوعی دیگر. یک خاطره بگویم در این باب و بحث را ادامه بدهم. سال ۱۳۶۰-۶۱ بود دوره نخست وزیری مهندس میر حسین موسوی و تلاش ایشان و تیم دولت برای باز گردان نظم به سیستم مدیریتی کشور و پا بر جا کردن دوباره گردش امور اداره کشور. سازمان برنامه قرار بود سمیناری از مدیران جدید و قدیم بر گذار کند و در آن برنامه های دولت و شیوه های اجرایی و ایجاد ذهنیت مدیریت سازنده در سطوح مختلف از شهرستان، استان،  وزارتخانه ها و سازمان های دولتی را به بحث و در واقع آموزش بگذارد خصوصا برای مدیران انقلابی جدید. چون سالن بزرگ در حد لازم در سازمان برنامه نبود دکتر بانکی رییس وقت سازمان، یادشان گرامی، به من پیشنهاد کرد که به دانشگاه تهران بروم و با رییس دانشگاه یا هر کس که مصدر کار است صحبت کنم و از یکی از سالن ها برای برگزاری این دوره استفاده کنیم. وقتی به محل دبیر خانه رفتم معلوم شد که رییسی در کار نیست و گفتند چند دانشجو اوضاع را در دست گرفته اند و در باغ دانشگاه مشغول گزینش استاد ها هستند. به آنجا رفتم در محوطه پشت میزی چند دانشجو نشسته بودن و در مقابل صف اساتید، که به نظرم اکثرا جدید بودند، تک تک به جلو می آمدند و مورد پرس و جو قرار می گرفتند. چند لحظه در سر صف درنگ کردم نوبت استاد جوانی بود که دکترای مدیریت داشت و با اوقات تلخ و نا امیدانه در ضرورت مدیریت برای کشور صحبت می کرد و آن دانشجویان هم به سادگی می گفتند این مدیریت غربی بدرد ما نمی خورد! من که حافظه خوبی ندارم و اسامی بیادم نمی آید هنوز نام آن دانشجوی پشت میز را بعد از سی و هفت سال به یاد دارم. با آن ها صحبتی نکردم به سازمان برگشتم و به دکتر بانکی گفتم دانشگاهی در کار نیست من دیگر بدنبال این کار نخواهم رفت. این جنبش دانشجویی داستان بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا و حوادث عمیق، وسیع و ماندگار آن را در کارنامه دارد، هر وقت کسانی از دیوار سفارتی بالا می روند می گویند دانشجو بودند، تبریک می گویم به این منزلت. کاش دانشجویان ما از فکر کار سیاسی به عنوان دانشجو منصرف می شدند به درسشان مشغول می شدند و کار سیاسی را در چارچوب احزاب معقول، خرد ورز دور از اسباب دست شدن و بازی خوردن مکرر از قدرت مداران و قدرت جویان، دور از احساساتی که گریبان را به دست آنان می دهد، پی می گرفتند. کاش این عزیزان، علیرغم رشته تخصصی خود،  تلاش بیشتری مبذول می داشتند برای درک بهتر از مبانی خرد ورزی جمعی یعنی علوم اجتماعی ( اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی، حقوق). کاش فیلتر های ذهنی مناسب را نصب می کردند از خرد ورزی، دوری جستن از احساسات، و اندیشیدن عمیق در امور و تحلیل هزینه فایده هر فکر و عمل بر اساس ضابطه ای که منافع ملی خوانده می شود.آنگاه شاید  راهی از این ماز نا مطلوب و رنج آور به بیرون پیدا می شد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
(function(i,s,o,g,r,a,m){i['GoogleAnalyticsObject']=r;i[r]=i[r]||function(){ (i[r].q=i[r].q||[]).push(arguments)},i[r].l=1*new Date();a=s.createElement(o), m=s.getElementsByTagName(o)[0];a.async=1;a.src=g;m.parentNode.insertBefore(a,m) })(window,document,'script','https://www.google-analytics.com/analytics.js','ga'); ga('create', 'UA-53492516-1', 'auto'); ga('send', 'pageview'); s