دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۱۱

ایران ؛ فرصت پرش بلند و الزامهای آن

رحیمی نژاد

ساعت 24 - سابقه تاریخی و فرهنگی ایران، بیدار شدن جامعه ایران پس از چند صد سال سکون و عقب افتادگی، موقعیت بی بدیل ژئوپولتیک ایران در جاده ابریشم تاریخی و احیاء جاده ابریشم بخصوص به صورت ریلی، تولد دنیای الکترونیک، پایان دوران یکه تازی امریکا به عنوان قدرت واحد با (پول ملی یک کشور اما برای دنیا)، تبدیل چین به قدرت اول اقتصادی، ظهور کوید-19 و توقف جهانی ساختارهای صنعتی و ... در کنار هم فرصت یک جهش بزرگ و تاریخی برای ایران است.

ایرانی که هیچ بدهی بزرگ به جا مانده از تمدن صنعتی ندارد. ایرانی جوان و پر از منابع و فرصت ها که باید به سرعت و همه جانبه الکترونیک شود. و کوید-19 با تخریب و ورشکستگی ساختارهای صنعتی این نیاز را به اجبار تبدیل می کند. ما از این پس هر روز بیش از روز قبل با ایجاد و توسعه ساختارهای جدید الکترونیک مواجه می شویم. بسیاری از فرآیند ها و قوانین اجرایی (باید) باطل       (نه اصلاح) شوند و به جای آن قوانینی جدید تدوین شود. یا حتی هیچ قانونی تصویب نشود. همه چیز (باید) به نفع ساختارهای جدید تغییر کنند. همه چیز به نفع سرعت وسهولت کار. با اولویت کم کردن (هزینه تمام شده) برای امکان (رقابت جهانی). هر پیچیدگی اداری، هر قانون دست و پاگیر، هر رفتار هزینه ساز یا اتلاف کننده، عامل و ابزار عقب افتادگی خواهند بود. همه چیز باید سریع، سهل و شفاف شود. مدیران و مسئولینی که مقاومت کنند از صحنه محو خواهند شد. به شکلی باور نکردنی. این جبر تاریخی است.

  در حوزه خارجی ایران پیگیر موقعیت ژئوپلوتیک خود در میانه جاده ابریشم خواهد شد. با قدرت گرفتن موقعیت ژئوپلوتیک، نیاز به قدرت ایدئولوژیک کاهش پیدا می کند. و این موضوع ساختار فرهنگی ایران را از درون تغییر می دهد. این جبر تاریخی است. ایران به کشوری در مرکزیت تولید و تجارت رقابتی تبدیل می شود. دیر یا زود. با قدرت گرفتن جاده ابریشم، تجارت خشکی در حوزه (اورآسیا) به مرور پررنگ می شود. و تجارت دریایی (حوزه اقیانوس های اطلس و آزاد) را کم رنگ می کند. و این اتفاق مجموعه کشورهای گروه انگلیس را از تنها (محور تجارت جهانی بودن) بیرون  می برد. پس مایه خشم و (واکنش) آنها خواهد بود. این موضوع در افزایش تعارضات دریایی ایران و گروه انگلیس به خوبی مشهود است. از توقیف نفتکش ایرانی در تنگه جبل الطارق و تلافی آن در تنگه هرمز گرفته تا ارسال نفت با نفتکشهای کوچک برای ونزوئلا. تعارضات دریایی ادامه پیدا خواهد کرد. حتی احتمالاً تعارض های هوایی هم دیده شود. تکمیل دو کوریدور (ترکیبی) جنوب به شمال و کوریدور (ریلی) شرق به غرب ایران را به مرکزیت تجارت و ترانزیت بین سه قاره تبدیل می کند.            

  در ماه ها و سالهای آینده شاهد ایجاد روابط اقصادی جدید در شاهراه جاده ابریشم (چین-ایران-اروپای مرکزی) خواهیم بود. و همینطور در زیر شاخه ها جاده ابریشم (روسیه، شمال آفریقا، جنوب    خاورمیانه و ...) روابط به شدت گسترش خواهد یافت. اشکال جدید روابط تجاری، لوله های نفت و گاز بین المللی، شبکه های برق، بنادر و راه های ریلی مشترک، شرکت های هواپیمایی و بانک های مشترک، قوانین هماهنگ گمرکی و ترانزیت، همکاری های نظامی و امنیتی جمعی و چند جانبه به سرعت گسترش پیدا می کنند. و بسیاری از این روابط به شکل همکاری های گسترده استراتژیک عملیاتی خواهند شد. ژئوپلوتیک ایران در کلیدی ترین بخش این مسیر بسیار فرصت ساز و البته حساسیت برانگیز است.

 اروپای مرکزی با تغییر شرایط به مرور از نگاه به غرب خود (تجارت در حوزه دریا) به شرق خود (تجارت در حوزه اورآسیا) می چرخد. مثلاً با کاهش نیروهای امریکایی در آلمان. و این باز فرصت ایران است. اما مجموعه دولت های (گروه انگلیس) سخت مخالف این تغییر خواهند بود و انواع روشهای ممکن از شایعه سازی تا حک سیستمی، تخریب و ترور را برای ممانعت از این کارانجام خواهند داد. اما این یک مسیر و جبری تاریخی است که جلوگیری از آن ممکن نیست. فقط میزان سرعت و      هزینه های آن بستگی به میزان آمادگی و آگاهی ملت ها و مسئولین دارد.

 در دوران رونق جاده ابریشم، ایران قدرت تولید و تجارت بود. اما آن قدرت با خرد شدن کشورها، با ایجاد ناامنی، با تنوع عوارض، با محدود شدن اختیارات و امنیت سرمایه گذاران از بین رفت. این نکته نشان می دهد که چرا گروه انگلیس تا این حد بر علیه امنیت منطقه ای و توسعه اقتصادی ایران تلاش می کنند. از نظر آنها لازم است همان روال گذشته ادامه پیدا کند. ممکن است رنگ و لباس آن تغییر کند اما روند، تلاش برای تکرار همان داستان است.

 سالها تحریم به بهانه های مختلف، ایجاد شرایط جنگی، ایجاد حس ناامنی، گزینه هایی که همواره روی میز است، مصادره یا توقیف اموال ایرانی ها و ... تماماً برای جلوگیری از امنیت سرمایه گذاران و ثبات اقتصادی ایران است. و این نکته دقیقاً دستور کار مسئولین و اندیشمندان آگاه و وطن پرست را برای افزایش قدرت ایران نشان می دهد. نفوذ سیاسی و نظامی ایران گسترده است. اما برای تثبیت و تقویت آن ضلع سوم هنوز بسیار ضعیف است. قدرت اقتصادی. و اساس قدرت اقتصادی در اقتصاد خصوصی است. تمام قدرت های اقتصادی با حمایت همه جانبه از بخش خصوصی قدرت شده اند. حتی چین که ظاهراً همچنان با نظام کمونیستی اداره می شود، در واقعیت، قدرت اقتصادیش را با حمایت همه جانبه از بخش خصوصی خودش بدست آورده است. نماد کوچک اما موثر منطقه ای ما دوبی است.        سرزمینی بدون هیچ چیز که فقط با آزادی اقتصادی و حمایت از بخش خصوصی مطرح شده.         حتی حمایت از بخش خصوصی و سرمایه گذار خارجی. بیایید تیتروار دستور کار تبدیل شدن به قدرت اقتصادی را مشخص کنیم:

یکم-  هر قانونی، روشی، یا عملکردی که به امنیت (سرمایه گذار خصوصی) صدمه بزند باید حذف شود. ما به فراوانی این مشکل را در ایران داریم. حتی نهادهایی که ظاهراً برای حمایت از تولید کنندگان وجود دارند، عملاً فقط  کار را پیچیده و پرهزینه می کنند. بزرگترین حمایت از بخش خصوصی، عدم مزاحمت و رقابت بخشهای حکومتی و خصولتی با آنها است. (نگاه کنید به    مقاله {فقط رونق اقتصادی} در روزنامه آسیا مورخ 17/6/92)

دوم - هر روند اجرایی و اداری که زمان بر باشد، (هزینه تمام شده) تولید و تجارت را بالا می برد و قدرت رقابت را کاهش می دهد. ما در استانداردهای سهولت کسب کار جزو بدترین کشورها در دنیا هستیم. کشورهایی که دارای سهولت کسب و کار مطلوبی هستند، همگی قدرتهای اقتصادی شده اند. حتی با وجود نداشتن کمترین امکانات طبیعی. نگاه کنید به سنگاپور، ژاپن، سوئد، دوبی، فنلاند و ... همانطور که در فوتبال و والیبال با مربیان مطرح خارجی نتایج خاص گرفتیم، برای اقتصاد نیز نیاز به مربیان و مشاورین خاص (حتی خارجی) داریم.( نگاه کنید به   مقاله {درسهای فوتبالی} در روزنامه آسیا مورخ 9/5/93)

سوم - هر قانونی که قابل تغییر و یا غیر شفاف باشد مانع توسعه است و نهاد های حکومتی را تبدیل به (عامل ناامنی) می کند. ما حتی صادرات بادمجان و گوجه فرنگی را بهانه کنترل بازار داخلی کنترل می کنیم. این به خریدار خارجی کالای ما پیغام می دهد که روی امنیت خرید از ایران نمی تواند حساب کند. یعنی اقتصاد ما توسعه محور و صادرات محور نیست. در اقتصاد جهانی، ناامن کردن خریدار خارجی یعنی ناامن کردن اشتغال داخلی. یعنی بی ثبات و غیر قابل اطمینان بودن. یعنی اقتصاد ضعیف، یعنی توسعه ناپایدار. یعنی مسئولین و مردم ما هنوز حضور در اقتصاد جهانی را نمی فهمند. این مشکل باید به سرعت اصلاح شود.

چهارم -  هر سازمان یا نهاد غیر خصوصی که امکان رقابت با بخش خصوصی درایران را داشته     باشد عامل ناپایداری و دشمن قدرت اقتصادی ایران است. نهادها و سازمانهای غیر          دولتی فقط باید در خدمت بخش خصوصی باشند. و به هیچ عنوان وارد رقابت با بخش خصوصی نشوند. (نگاه کنید به مقاله {بسیجی} در روزنامه آسیا مورخ 5/6/92). هنوز حتی در مناطق آزادمان نظام و تفکر دولتی حاکم است. به همین دلیل هنوز حتی کیش به معنای واقعی منطقه آزاد نیست. و حتی هنوز قادر به رقابت با دوبی نیست. چه برسد  به مناطق آزاد دیگرمان.  (نگاه کنید به مقاله {جمهوری کیش} در روزنامه آسیا مورخ 18/4/93)

پنجم - هم زمان با تکمیل شبکه ریلی کشور باید از تکمیل شبکه ریلی همسایگان حمایت کنیم و با اتصال آنها، مسیر ریلی را در جاده قدیمی ابریشم را بازسازی کنیم. (نگاه کنید به مقاله: {آقای رئیس جمهور، قدرت مشارکت} در روزنامه آسیا مورخ 8/8/92).این اتصال با وابستگی جهانی که ایجاد می کند عملاً عامل صلح، امنیت، رونق و ثروت برای منطقه خواهد بود. کشورهای اروپایی سخت ترین جنگهای تاریخ معاصر را بین خودشان داشته اند. اما با اتصال اقتصادی و حمایت متقابل، امنیت و رونق خودشان را گسترش دادند. در جاده ابریشم ریلی ایران درست در نقطه اتصال است. البته اگر سرعت عمل داشته باشیم. زیرا یک مسیر ریلی رقیب هم بین چین و اروپا اما از شمال دریای خزر در جریان است.

ششم -   تکمیل و راه اندازی شبکه ریلی ایران و همسایگان خیلی مهم است. اما برای موفقیت این شبکه کار مهمتری هم زمان باید انجام شود. تنظیم توافقنامه ها و قراردادهای چند جانبه با کشورهای مسیر. از چین تا اروپای مرکزی. توافقاتی که منجر به همکاری گسترده پولی، بانکی، تولیدی، تجاری و حمل ونقل شود. قراردادهایی برای حفاظت از امنیت و ثبات یکدیگر. نباید هیچ یک از طرفین بتواند با اقدامات خلق السایه ثبات و امنیت همکاری را مختل کند. توافقنامه هایی که سرعت عملِ تولید و تجارت را بالا ببرد. و هم زمان قیمت تمام شده را برای سرمایه گذار و کارآفرین کاهش دهد. پیمانهای چند جانبه اقتصادی، امنیتی و بهداشتی برای یکپارچه کردن اورآسیا و جهان. و در این تعاملات بسیار مهم است که جایگاه خودمان را به عنوان یک قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی نگه داریم. حضور و نظارت نهادهای مستقل مردمی در صحنه تصمیم گیری ها کلید حفظ سلامت این روابط است. بدون این نظارت، خطر زیر سلطه رفتن را خواهیم داشت. در بازی جمعی باید یک بازیگر مستقل باشیم، اگر نه تبدیل به یک نوچه    می شویم. بدترین موانع ما در این راه، غرور کاذب و یا خود کم بینی است. (نگاه کنید به مقاله {اطاق انقلابی} در روزنامه آسیا مورخ 17/12/93)

هفتم- آزادی اقتصادی در ترکیب با (آزادی ترانزیت) کلید رونق، ثبات و امنیت ایران است. هر چیزی، یا هر کسی، یا هر قانون و روالی که این دو آزادی را مختل کند، آگاهانه یا ناآگاهانه در جبهه رقیب است. هر مزاحمتی که دارایی، تامین اجتمایی، شهرداری یا ...  برای تولید و تجارت ایجاد می کند، قدم برداشتن در جهت منافع بدخواه است. کارآفرینی که در راهروهای یک وزارت خانه سرگردان است بخشی از زمان و نیروی کارآفرین بودنش را از دست داده است. فرصت ملی است که هدر می شود. مالیاتی که یک تاجر یا تولید کننده می پردازد بخشی از سرمایه ای است که می تواند در جهت ایجاد رونق و اشتغال بیشتر بکار بگیرد. بسیار بهتر از آن حکومتی که مالیات میگیرد. فراموش نکنیم آنچه در ابتدا رونق جاده ابریشم را تخریب کرد، تغییرات قوانین و تنوع مالیات و عوارض گیرندگان بود.

هشتم- باید سیاست اقتصادی خود را نه بر اساس اقتصاد دفاعی بلکه بر اساس اقتصاد تهاجمی تنظیم کنیم. حتی در جنگ تحمیلی وقتی نگاه از شکل دفاعی به شکل تهاجمی عوض شد، شرایط به نفع ایران تغییر کرد. و در (اقتصاد تهاجمی) به هیچ بهانه ای قدرت (فعالیت) یک فعال اقتصادی مختل نمی شود. مثلاً شهرداری با تعطیل کردن یک پروژه ساختمانی پیگیر چک معوق خود  نمی شود. در اقتصاد تهاجمی تجارت هیچ تاجری به دلیل بدهی مالیاتی ممنوع نمی شود. در اقتصاد تهاجمی تامین اجتمایی اجازه توقیف حساب بانکی هیچ تولید کننده ای را ندارد. (نگاه کنید به مقاله {اقتصاد تهاجمی} در روزنامه آسیا مورخ 22/7/93)

ساده کردن روندها و قوانین، اساس سرعت عمل و رقابتی شدن اقتصاد است. بزرگترین فرصت ایران قرارداشتن در اصلی ترین تقاطع اقتصادی تاریخ است. ما نباید برای جذب همکاری دیگرکشورها، از آنها درخواست کنیم. ما باید منافع مشترک تعریف کنیم. به شکلی که رونق و ثبات جمعی به هم گره بخورد. اگر جسارت و اراده لازم را داشته باشیم مسیر اصلاح امور را در سه کلمه میتوان متمرکز کرد. منطقه آزاد ایران.(نگاه کنید به مقاله {منطقه آزاد ایران} در روزنامه آسیا مورخ 4/8/92)

پیمان رحیمی نژاد  بخشی از مقاله بلند خاورمیانهدر تقاطع ( کرونا و رنسانس )- بهار 1399

                                                                                         

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s