رشد بالاي اعتياد زنان و تحصيلكردگان
۳۷ درصد معتادان تهرانی تحصیلات عالیه دارند
ساعت ۲۴- تولید ادبیات، اطلاعات و آمار مرتبط با پدیده «اعتیاد» در ایران به دلایل گوناگون در دهههای سپری شده اندک بوده و تزیع آن بین افکار عمومی با احتیاط انجام شده است. آمار این پدیده برای ایرانیان اما تا اندازه قابل توجهی سخت و دشوار است، اما اکثریت شهروندان ایرانی بر زبان میآورند که اعتیاد در ایران بسیار ترسناک و گسترده است. با این همه برخی از مراکز پژوهشی در لابهلای فصلنامهها و پژوهشهای انجام شده خود اطلاعات مرتبط با نتایج پژوهشهای انجام شده را منتشر میکنند.
علي قنبري، استاديار جامعهشناسي دانشگاه اصفهان و كامران ربيعي استاديار جامعهشناسي گروه علوم اجتماعي به تازگي پژوهشي با عنوان «سببشناسي تغييرات الگوي مصرف مواد مخدر در ميان شهروندان جمهوري اسلامي ايران» انجام داده و نتايج آن را در فصلنامه اجتماعي فرهنگي مركز تحقيقات استراتژيك منتشر كردهاند. در اين تحقيق كه در همين روزهاي سپري شده بر روي سايت مركز تحقيقات قرار گرفته است آمار ترسناكي وجود دارد كه ميطلبد مسوولان توجهب يشتري به آن كنند. خلاصه و نتيجهگيري اين پژوهش را ميخوانيم:
بر اساس آنچه مرور شد و با توجه به تحليلهاي ارايه شده ميتوان گفت: جامعه ايراني طي دو دهه گذشته شاهد تغييرات عمدهاي در الگوي مصرف مواد مخدر بوده است. در يك جمعبندي و نتيجهگيري مهمترين روندها را ميتوان در موارد زير دستهبندي كرد:
* روند تغيير الگوي مصرف حاكي از تغيير ماده مصرفي از ترياك به موادي مانند هرويين و حشيش و تغيير روش مواد از روشهاي دشواري همچون تدخين به روشهاي سادهتري همچون خوردن و تزريق بوده است.
* شواهد تجربي و دادههاي مختلف نشاندهنده كاهش سن مصرف مواد مخدر در جامعه ايراني و تغيير الگوي مصرف مواد به ويژه در ميان گروه سني جوانان است. به عبارتي، اگرچه هنوز ترياك بيشتر از ساير انواع مواد مخدر مصرف ميشود و شناختهشدهترين و در دسترسترين مواد مخدر در جامعه ايراني است، مقايسه تطبيقي الگوي مصرف نشان ميدهد: مواد صنعتي جديد به علت ارزان بودن و گرانتر شدن ترياك به تدريج جايگزين مواد مخدر صنعتي ميشود،. شيشه و كراك در بين گروه سني جوانان و شهرهاي بزرگ به تدريج شيوه مسلط مصرف ميگردد. گرايش نسل امروز به مصرف مواد صناعي بسيار شده است، اين در حالي است كه مضرات اين گونه مخدرها به مراتب بيشتر و ناگوارتر از مخدرهاي سنتي است.
طبق نظريه هويت فرهنگي روندهاي يادشده را ميتوان بر اساس هويتيابي افراد در خردهفرهنگهاي مصرف جديد جستوجو كرد. شواهد موجود نشان ميدهد كه جوانان و نوجوانان بيش از پيش در مهمانيهاي مختلف خانگي كه گروه همالان و حلقههاي دوستي آن را برپا داشتهاند و هر دو جنس در آن حضور دارند مشاركت ميكنند. از همين روط خرده فرهنگ مصرف موادمخدر در چنين محيطهايي شكل ميگيرد و افراد براي كسب تجربه متفاوت از با ديگران بودن ويا به دست آوردن شور و هيجان و لذت، اقدام به مصرف مواد مكنند. علاوه بر اين، درميان طبقات پايين خرده فرهنگ بيرون رفتن با دوستان و ورق بازي كردن و قليان كشيدن در باغ و پارك و فضاهاي عمومي شهر وجود دارد كه اين محافل و حلقههاي دورهمي در طبقات بالاتر بيشتر صورت خانگي به خود ميگيرد. تمام اين حلقههاي دوستي در شرايط نبود امكانات تفريح و فراغت كه نيروي فيزيكي افراد را مصروف كند و اجازه دهد تا جوانان در محيط شهري سبكهاي زندگي مورد علاقه خود را دنبال كنند، ميتواند زمينه گرايش افراد به مواد مخدر را فراهم سازد و آنان را آسيبپذير ميكند.
يافتهها نشان ميدهد كه الگوي مصرف مواد مخدر زنان نيز دگرگون شده و گرايش آنان از مصرف مواد سنتي به مواد مخدر صنعتي تغيير يافته است. همچنين اگر چه در مقايسه با ساير كشور اكثر شواهد حكايت از شيوع كمتر سوءمصرف مواد در بين زنان ايراني دارد، تحقيقات ۱۵ سال اخير نشان ميدهد: ميزان گرايش زنان به اعتياد تقريبا دو برابر شده است. اين در حالي است كه در اوايل دهه ۱۳۸۰ حداكثر ۴ تا ۵ درصد مصرفكنندگان مواد مخدر را زنان تشكيل ميدادندن و در پژوهش ۱۳۹۱ جهاد دانشگاهي به حدود ۱۰ درصد كل مصرفكنندگان رسيده است. چنين روندي ميتواند زنگ خطري براي استحكام بنيانهاي نهاد خانواده و برخورداري از جامعهاي سالم باشد. تحقيقات ديگر هم نشان ميدهد كه مصرف مواد مخدر در زنان در سالهاي اخير تغيير كرده، به گونهاي كه ميزان مصرف مواد دانشجويان دختر در حد دانشجويان پسر افزايش يافته است.
بخشي از تغييرات ياد شده را ميتوان در تغييرات هويتي زنان و درك آنان از كيستي خود و بازتعريف نقشهاي زنانه و دخترانه جستوجو كرد. زنان ايراني نسبت به گذشته بيشتر در محيطهاي شهري حضور دارد و در محيطهاي غريبگي با مردانب يگانه بيشتر از زنان قديمي در ارتباطند. بالا رفتن تحصيلات و اشتغال آنان در كنار دگرگونيها و تحولات ارزشي جامعه ايراني، بر فردگرايي آنان افزوده و گاه آنان را در برخي رفتارها و اعمال به مردان نزديك ساخته است. افزايش مصرف مواد مخدر، زنان را با نگاه تغييرات هويت فرهنگي ميتوان در قالب تغيير نقشهاي زنانه و دگرگوني ارزشهاي مردانه مسلط و نيز در تغيير موقعيت و سبك زندگي زنان در جامعه فهم كرد. علاوه بر فراهمتر شدن فضاها و محيطهاي تجربه و تغيير در اجتماعات كوچك و چند نفره دخترانه و در دسترستر شدن مواد مخدر براي دختران، حضور زنان در دورهميهاي مختلف كه در آن مواد مصرف ميشود، نيز عامل ديگري بر افزايش مصرف مواد نزد زنان است. يكي ديگر از عوامل مهمي كه به هيچ وجه نميتوان از آن چشمپوشي كرد، اعتيار شوهران است كه مستقيم يا غيرمستقيم ميتواند بر مصرف مواد مخدر زنان و درغلتيدن آنان به دام اعتياد و آسيبهيا بعدي اثرگذار باشد.
* افزايش ميزان شيوع در گروههاي تحصيلكرده جامعه يكي ديگر از تغييرات مهم مصرف مواد مخدر در جامعه ايراني است، به نحوي كه هماكنون با پديده معتادان تحصيلكرده مواجه هستيم. روندها نشان ميدهد كه در سالهاي آتي اين موضوع حادتر هم ميگردد. با توجه به پيشرسي سن مصرف در بين جوانان، الگوي مصرف نيز در بين جوانان تغيير كرده و ضمن كاهش روش مصرف تدخين، گرايش به مواد مخدر سنگين بيشتر شده است. بر اساس گزارشهاي ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال ۱۳۸۴ فقط ۸ درصد معتادان داراي تحصيلات بالاي ديپلم بودهاند و در سال ۱۳۸۶ اين ميزان به ۱۲.۷ درصد رسيد. در پژوهش جهاد دانشگاهي كه در سال ۱۳۹۱ انجام شد، اين رقم به ۲۵ درصد رسيده است. در تحقيقات جديدي كه ستاد مبارزه با مواد مخدر و سازمان بهزيستي در مناطق ۲۲ گانه تهران انجام داد، مشخص شد ۳۷ درصد معتادان تحصيلات بالاي فوق ديپلم و عاليه دارند و ۵۸ درصد مصرفكنندگان شيشه، ۲۰ تا ۳۰ ساله هستندو البته ۷۵ درصد آنان تحصيلات ديپلم، فوق ديپلم و كارشناسي دارند (ستاد مبارزه با مواد مخدر، ۱۳۹۲).
يكي از علل بالا رفتن تعداد معتادان تحصيلكرده را ميتوان در نوسانات اقتصادي و ركود تورمي به ويژه دهه اخير جست وجو كرد كه فشارهاي آن بيش از همه بر دوش تحصيلكردهها و طبقه متوسط بوده است. بر اساس رويكرد روانشناختي، گرايش به اعتياد براي اين افراد ميتواند وسيله فراري از فشارهاي موجود و راهي براي كسب آرامش، ولو موقتي و تسلي خاطر باشد. نرخ بالاي بيكاري و افزايش سهم تحصيلكردهها از آن را نميتوان از بالا رفتن تعداد معتادين و مصرفكنندگان تحصيلكرده مواد مخدر جدا دانست. ورود اشكال جديدي از مواد مخدر به بازار مصرف كه خرده فرهنگ مصرفي جديدي را ميطلبد و تغيير درك افراد تحصيلكرده از خود و مصرف مواد نيز بر گرايش اين افراد به مواد مخدر غيرسنتي تاثيرگذار بوده است.
در ارتباط با افراد تحصيلكرده تحقيقات نشان ميدهد كه بيش از نيمي از دانشجويان دانشگاههاي دولتي در مورد مواد مخدر اطلاعات كافي ندارند. در حالي كه فقر اطلاعات، پيش زمينه ابتلا به مواد مخدر است و آگاهسازي جوانان بايد به صورت جديد در دستور كار سياستگذاران و مجريان قرار گيرد.
بر اساس آنچه مرور شد و با توجه به تحليلهاي ارايه شده ميتوان گفت: جامعه ايراني طي دو دهه گذشته شاهد تغييرات عمدهاي در الگوي مصرف مواد مخدر بوده است. در يك جمعبندي و نتيجهگيري مهمترين روندها را ميتوان در موارد زير دستهبندي كرد:
* روند تغيير الگوي مصرف حاكي از تغيير ماده مصرفي از ترياك به موادي مانند هرويين و حشيش و تغيير روش مواد از روشهاي دشواري همچون تدخين به روشهاي سادهتري همچون خوردن و تزريق بوده است.
* شواهد تجربي و دادههاي مختلف نشاندهنده كاهش سن مصرف مواد مخدر در جامعه ايراني و تغيير الگوي مصرف مواد به ويژه در ميان گروه سني جوانان است. به عبارتي، اگرچه هنوز ترياك بيشتر از ساير انواع مواد مخدر مصرف ميشود و شناختهشدهترين و در دسترسترين مواد مخدر در جامعه ايراني است، مقايسه تطبيقي الگوي مصرف نشان ميدهد: مواد صنعتي جديد به علت ارزان بودن و گرانتر شدن ترياك به تدريج جايگزين مواد مخدر صنعتي ميشود،. شيشه و كراك در بين گروه سني جوانان و شهرهاي بزرگ به تدريج شيوه مسلط مصرف ميگردد. گرايش نسل امروز به مصرف مواد صناعي بسيار شده است، اين در حالي است كه مضرات اين گونه مخدرها به مراتب بيشتر و ناگوارتر از مخدرهاي سنتي است.
طبق نظريه هويت فرهنگي روندهاي يادشده را ميتوان بر اساس هويتيابي افراد در خردهفرهنگهاي مصرف جديد جستوجو كرد. شواهد موجود نشان ميدهد كه جوانان و نوجوانان بيش از پيش در مهمانيهاي مختلف خانگي كه گروه همالان و حلقههاي دوستي آن را برپا داشتهاند و هر دو جنس در آن حضور دارند مشاركت ميكنند. از همين روط خرده فرهنگ مصرف موادمخدر در چنين محيطهايي شكل ميگيرد و افراد براي كسب تجربه متفاوت از با ديگران بودن ويا به دست آوردن شور و هيجان و لذت، اقدام به مصرف مواد مكنند. علاوه بر اين، درميان طبقات پايين خرده فرهنگ بيرون رفتن با دوستان و ورق بازي كردن و قليان كشيدن در باغ و پارك و فضاهاي عمومي شهر وجود دارد كه اين محافل و حلقههاي دورهمي در طبقات بالاتر بيشتر صورت خانگي به خود ميگيرد. تمام اين حلقههاي دوستي در شرايط نبود امكانات تفريح و فراغت كه نيروي فيزيكي افراد را مصروف كند و اجازه دهد تا جوانان در محيط شهري سبكهاي زندگي مورد علاقه خود را دنبال كنند، ميتواند زمينه گرايش افراد به مواد مخدر را فراهم سازد و آنان را آسيبپذير ميكند.
يافتهها نشان ميدهد كه الگوي مصرف مواد مخدر زنان نيز دگرگون شده و گرايش آنان از مصرف مواد سنتي به مواد مخدر صنعتي تغيير يافته است. همچنين اگر چه در مقايسه با ساير كشور اكثر شواهد حكايت از شيوع كمتر سوءمصرف مواد در بين زنان ايراني دارد، تحقيقات ۱۵ سال اخير نشان ميدهد: ميزان گرايش زنان به اعتياد تقريبا دو برابر شده است. اين در حالي است كه در اوايل دهه ۱۳۸۰ حداكثر ۴ تا ۵ درصد مصرفكنندگان مواد مخدر را زنان تشكيل ميدادندن و در پژوهش ۱۳۹۱ جهاد دانشگاهي به حدود ۱۰ درصد كل مصرفكنندگان رسيده است. چنين روندي ميتواند زنگ خطري براي استحكام بنيانهاي نهاد خانواده و برخورداري از جامعهاي سالم باشد. تحقيقات ديگر هم نشان ميدهد كه مصرف مواد مخدر در زنان در سالهاي اخير تغيير كرده، به گونهاي كه ميزان مصرف مواد دانشجويان دختر در حد دانشجويان پسر افزايش يافته است.
بخشي از تغييرات ياد شده را ميتوان در تغييرات هويتي زنان و درك آنان از كيستي خود و بازتعريف نقشهاي زنانه و دخترانه جستوجو كرد. زنان ايراني نسبت به گذشته بيشتر در محيطهاي شهري حضور دارد و در محيطهاي غريبگي با مردانب يگانه بيشتر از زنان قديمي در ارتباطند. بالا رفتن تحصيلات و اشتغال آنان در كنار دگرگونيها و تحولات ارزشي جامعه ايراني، بر فردگرايي آنان افزوده و گاه آنان را در برخي رفتارها و اعمال به مردان نزديك ساخته است. افزايش مصرف مواد مخدر، زنان را با نگاه تغييرات هويت فرهنگي ميتوان در قالب تغيير نقشهاي زنانه و دگرگوني ارزشهاي مردانه مسلط و نيز در تغيير موقعيت و سبك زندگي زنان در جامعه فهم كرد. علاوه بر فراهمتر شدن فضاها و محيطهاي تجربه و تغيير در اجتماعات كوچك و چند نفره دخترانه و در دسترستر شدن مواد مخدر براي دختران، حضور زنان در دورهميهاي مختلف كه در آن مواد مصرف ميشود، نيز عامل ديگري بر افزايش مصرف مواد نزد زنان است. يكي ديگر از عوامل مهمي كه به هيچ وجه نميتوان از آن چشمپوشي كرد، اعتيار شوهران است كه مستقيم يا غيرمستقيم ميتواند بر مصرف مواد مخدر زنان و درغلتيدن آنان به دام اعتياد و آسيبهيا بعدي اثرگذار باشد.
* افزايش ميزان شيوع در گروههاي تحصيلكرده جامعه يكي ديگر از تغييرات مهم مصرف مواد مخدر در جامعه ايراني است، به نحوي كه هماكنون با پديده معتادان تحصيلكرده مواجه هستيم. روندها نشان ميدهد كه در سالهاي آتي اين موضوع حادتر هم ميگردد. با توجه به پيشرسي سن مصرف در بين جوانان، الگوي مصرف نيز در بين جوانان تغيير كرده و ضمن كاهش روش مصرف تدخين، گرايش به مواد مخدر سنگين بيشتر شده است. بر اساس گزارشهاي ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال ۱۳۸۴ فقط ۸ درصد معتادان داراي تحصيلات بالاي ديپلم بودهاند و در سال ۱۳۸۶ اين ميزان به ۱۲.۷ درصد رسيد. در پژوهش جهاد دانشگاهي كه در سال ۱۳۹۱ انجام شد، اين رقم به ۲۵ درصد رسيده است. در تحقيقات جديدي كه ستاد مبارزه با مواد مخدر و سازمان بهزيستي در مناطق ۲۲ گانه تهران انجام داد، مشخص شد ۳۷ درصد معتادان تحصيلات بالاي فوق ديپلم و عاليه دارند و ۵۸ درصد مصرفكنندگان شيشه، ۲۰ تا ۳۰ ساله هستندو البته ۷۵ درصد آنان تحصيلات ديپلم، فوق ديپلم و كارشناسي دارند (ستاد مبارزه با مواد مخدر، ۱۳۹۲).
يكي از علل بالا رفتن تعداد معتادان تحصيلكرده را ميتوان در نوسانات اقتصادي و ركود تورمي به ويژه دهه اخير جست وجو كرد كه فشارهاي آن بيش از همه بر دوش تحصيلكردهها و طبقه متوسط بوده است. بر اساس رويكرد روانشناختي، گرايش به اعتياد براي اين افراد ميتواند وسيله فراري از فشارهاي موجود و راهي براي كسب آرامش، ولو موقتي و تسلي خاطر باشد. نرخ بالاي بيكاري و افزايش سهم تحصيلكردهها از آن را نميتوان از بالا رفتن تعداد معتادين و مصرفكنندگان تحصيلكرده مواد مخدر جدا دانست. ورود اشكال جديدي از مواد مخدر به بازار مصرف كه خرده فرهنگ مصرفي جديدي را ميطلبد و تغيير درك افراد تحصيلكرده از خود و مصرف مواد نيز بر گرايش اين افراد به مواد مخدر غيرسنتي تاثيرگذار بوده است.
در ارتباط با افراد تحصيلكرده تحقيقات نشان ميدهد كه بيش از نيمي از دانشجويان دانشگاههاي دولتي در مورد مواد مخدر اطلاعات كافي ندارند. در حالي كه فقر اطلاعات، پيش زمينه ابتلا به مواد مخدر است و آگاهسازي جوانان بايد به صورت جديد در دستور كار سياستگذاران و مجريان قرار گيرد.