شکست به تفکرات برانکو
ساعت24- پرسپولیس، صدرنشین لیگ است اما نه با اقتدار.
پرسپولیس خوب بازی میکند اما نه به درخشانی فصل قبل. پرسپولیس گل میزند نه به تعداد پارسال. آنها تنها امسال خوب گل نمیخورند و همین کلید صدرنشینی شاگردان برانکوست اما با این روند آیا ضمانتی دال بر حضورشان در صدر و سرانجام قهرمانی هست؟ شاید قهرمان شوند شاید هم نه. به نظر میرسد تا روز آخر در کورس باشند اما بعید است زور فرار و فاصله انداختن با رقبا را داشته باشند. اصولا با اولین شکست آن هم در هفته چهاردهم همه بنیاد یک تیم که از قضا هنوز در صدر جدول است را زیر سوال نمیبرند اما سلسله اتفاقاتی در پرسپولیس رخ داده و میدهد که شاید ادامه تکرارش، منجر به از دست رفتن قهرمانی شود. اگر فصل قبل برانکو تیم را دوم کرد به واسطه شروع ناامید کننده آنها در ابتدای لیگ، کسی چندان ناراحت نشد اما اگر در انتهای این فصل باز هم بخواهد همان عنوان دومی را کسب کند آن وقت میگویند این تیم 10 فصل است قهرمان نشده. پس موضوع مهم این است که اگر برانکو تیم را قهرمان کند، میگویند طلسم را شکسته اما هرچیزی غیر از آن به این معناست که تقریبا هیچ کاری نکرده است.
دلایل شکست به ذوبآهن میتواند هزار و یک چیز باشد. از دومین بازی سخت خارج از خانه در فاصله کمتر از 7 روز، تا خستگی فکری و جسمی بعضی از بازیکنان اما بدون تردید همانطور که برانکو نقش اول بیداری پرسپولیس بعد از چندین سال است، میبایست در شکست هم نقش او را بسیار پر رنگتر از باقی دید. دلیل باخت پرسپولیس جای دیگری بود. تفکر خطرناکی که موجب شده تنها 12 الی 13 بازیکن شانس حضور در میدان را داشته باشند و مابقی تقریبا میدانند خبری از بازی نیست. ثمره این نوع از مدیریت فنی این شده که حالا نصف بازیکنان تیم از حضور ثابتشان تا پایان لیگ مطمئن هستند و نصف دیگر اگر دستشان باز باشد، همانند نورالهی و عالیشاه برگه سربازی میگیرند و به تبریز پناهنده میشوند.
دقیقه 91 بازی با ذوبآهن یک اتفاق در گوشه زمین رخ داد که اگر یک نفر از همه این دیدار، همان یک صحنه را دیده باشد متوجه دلیل باخت تیم برانکو میشود؛ وحید امیری که کلا به بازی در پست مهاجم عادت ندارد به صورت غریضی به عقبتر آمد، توپ را به دو قدمیاش لب خط فرستاد، جایی که محسن ربیع خواه بدون هیچ مزاحمی منتظر دریافتش بود. همه قرمزها منتظر بودند که این توپ تبدیل به یکی از آخرین موقعیتها شود اما پدیده این فصل برانکو، نمیتواند توپ ساده را مهار کند؛
هول میشود و قبل از استپ سعی در حمل توپ دارد و نتیجه این تایمینگ اشتباه منجر به خلق یک صحنه مضحک میشود؛ توپ به راحتی به پشت پای ربیع خواه خورده و بیرون میرود. همین صحنه به اندازه تمام بازی، حرف درون خودش داشت. از امثال ربیع خواه انتظاری نیست. او حدش دقیقا همین است و هرگز همانند محمد انصاری نمیتواند یک پدیده باشد. 14 هفته زمان داشت اما نشان داد استعداد اکتسابی نیست اما مشکل دقیقا به جایی مربوط میشود که مرتبط به برانکوست. یادآوری این صحنه از بازی میتوانست آینه تمام قدی باشد از وضعیت فنی قرمزها در فولادشهر.
این برای چندمین بازی است که محسن مسلمان غیب غیب بازی میکند اما خیالش جمع جمع که برانکو دست به او نمیزند. وحید امیری منهای گلی که در ثانیه آخر به پدیده زد، در دو بازی آخر روند مثبتی در بازی نداشته و شاید تغییر پستش موجب این افت شده است. برخلاف او علیپور در همان دقایق اندک که مقابل پدیده و ذوب به زمین آمد با دوندگی و سماجتش، نوع بازی پرسپولیس را بهتر کرد اما باز هم با این قاعده، امیری جایش ثابت است. اگر برانکو شهامت بیشتری داشت و به نوراللهی بیشتر میدان میداد شاید او اینگونه به پایگاه مهمترین رقیب نمیرفت.
دلایل شکست به ذوبآهن میتواند هزار و یک چیز باشد. از دومین بازی سخت خارج از خانه در فاصله کمتر از 7 روز، تا خستگی فکری و جسمی بعضی از بازیکنان اما بدون تردید همانطور که برانکو نقش اول بیداری پرسپولیس بعد از چندین سال است، میبایست در شکست هم نقش او را بسیار پر رنگتر از باقی دید. دلیل باخت پرسپولیس جای دیگری بود. تفکر خطرناکی که موجب شده تنها 12 الی 13 بازیکن شانس حضور در میدان را داشته باشند و مابقی تقریبا میدانند خبری از بازی نیست. ثمره این نوع از مدیریت فنی این شده که حالا نصف بازیکنان تیم از حضور ثابتشان تا پایان لیگ مطمئن هستند و نصف دیگر اگر دستشان باز باشد، همانند نورالهی و عالیشاه برگه سربازی میگیرند و به تبریز پناهنده میشوند.
دقیقه 91 بازی با ذوبآهن یک اتفاق در گوشه زمین رخ داد که اگر یک نفر از همه این دیدار، همان یک صحنه را دیده باشد متوجه دلیل باخت تیم برانکو میشود؛ وحید امیری که کلا به بازی در پست مهاجم عادت ندارد به صورت غریضی به عقبتر آمد، توپ را به دو قدمیاش لب خط فرستاد، جایی که محسن ربیع خواه بدون هیچ مزاحمی منتظر دریافتش بود. همه قرمزها منتظر بودند که این توپ تبدیل به یکی از آخرین موقعیتها شود اما پدیده این فصل برانکو، نمیتواند توپ ساده را مهار کند؛
هول میشود و قبل از استپ سعی در حمل توپ دارد و نتیجه این تایمینگ اشتباه منجر به خلق یک صحنه مضحک میشود؛ توپ به راحتی به پشت پای ربیع خواه خورده و بیرون میرود. همین صحنه به اندازه تمام بازی، حرف درون خودش داشت. از امثال ربیع خواه انتظاری نیست. او حدش دقیقا همین است و هرگز همانند محمد انصاری نمیتواند یک پدیده باشد. 14 هفته زمان داشت اما نشان داد استعداد اکتسابی نیست اما مشکل دقیقا به جایی مربوط میشود که مرتبط به برانکوست. یادآوری این صحنه از بازی میتوانست آینه تمام قدی باشد از وضعیت فنی قرمزها در فولادشهر.
این برای چندمین بازی است که محسن مسلمان غیب غیب بازی میکند اما خیالش جمع جمع که برانکو دست به او نمیزند. وحید امیری منهای گلی که در ثانیه آخر به پدیده زد، در دو بازی آخر روند مثبتی در بازی نداشته و شاید تغییر پستش موجب این افت شده است. برخلاف او علیپور در همان دقایق اندک که مقابل پدیده و ذوب به زمین آمد با دوندگی و سماجتش، نوع بازی پرسپولیس را بهتر کرد اما باز هم با این قاعده، امیری جایش ثابت است. اگر برانکو شهامت بیشتری داشت و به نوراللهی بیشتر میدان میداد شاید او اینگونه به پایگاه مهمترین رقیب نمیرفت.
ایران ورزشی