قتل همخوابگاهی در انتقام کور
صبح دیروز، در ابتدای جلسه محاکمه، اولیای دم تقاضای قصاص کردند. سپس رحیم گفت: «در دوران راهنمایی در خوابگاه مدرسهمان زندگی میکردم. سعید هم آنجا بود. یک شب وقتی خواب بودم، سعید سراغم آمد و به من تجاوز کرد. او این ماجرا را برای همه تعریف کرده بود. افسرده شده بودم تا اینکه چند سال بعد، یکی از دوستان مشترکمان در تلگرام، شماره سعید را برایم فرستاد. میخواستم مطمئن شوم تجاوز کار خود سعید بوده اما اگر خودم را معرفی میکردم، جواب نمیداد برای همین خودم را یکی از دوستان قدیمیاش جا زدم و قرار ملاقات گذاشتم. سعید سر قرار آمد و وقتی مرا دید، شک کرد. پرسید چقدر قیافهات عوض شده؟ من هم گفتم تصادف کردهام.»
متهم درباره قتل نیز گفت: «سعید در صحبتهایش گفت در دوران مدرسه به یکی از بچهها تجاوز کرده است. آنموقع چیزی نگفتم اما ناگهان نام مرا هم برد. گفت رحیم یادت هست؟ به او هم تجاوز کردهام. اشک در چشمانم جمع شد. این بار از دهان خودش ماجرا را شنیدم. میخواستم همانجا خودم را معرفی کنم اما منصرف شدم. روز بعد دوباره در کارگاه قرار گذاشتم. وقتی آمد گفتم من همان رحیم هستم. شوکه شد. میخواست با چاقو مرا بزند که میلهای برداشتم و به سرش کوبیدم و فرار کردم. چند دقیقه بعد متوجه شدم تلفن همراه و کیفم را جا گذاشتهام. برگشتم و از روی عقده، دو تا عکس هم در آن وضعیت از او گرفتم.»
اظهارات متهم در حالی است که پیش از این چند نفر از همکاران او به پلیس گفتهاند: «دو سه روز قبل از حادثه، رحیم گفته بود میخواهد سعید نامی را به کارگاه بیاورد و به او تجاوز کند.» رحیم این موضوع را رد کرد و گفت: «من هیچ حرفی در این مورد به کسی نزدم. شاید اختلاف مالیام با یکی از همکاران باعث این حرفها شده باشد.» سپس وکیل متهم خواستار تشکیل پرونده شخصیت برای موکل خود شد. رحیم نیز در آخرین دفاعیاتش گفت: «من قصد قتل نداشتم. از اولیای دم تقاضای بخشش دارم.» قضات برای صدور رای وارد شور شدند.
جامجم