روحانی و ندیدن دور آزاردهنده مارپیچ تورم – رکود
این تحقیرشدگی و بدبختی شهروندان جدای از پیامدهای اقتصادی به یأس عمومی منجر خواهد شد و کرختی و بیحسی در برابر هر رویدادی را دامن میزند. اینگونه شده است که این روزها مردم به یکدیگر که میرسند میگویند بگذار دلار آمریکا به صد هزار تومان برسد، ما که دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم. و این ضربالمثل قدیم ایرانی که «آب که از سرگذشت چه یک وجب چه صد وجب» به مرور در جامعه ایرانی این روزهای خاص بر سر زبانها افتاده است.بیحسی عمومی اگر در جامعه ایرانی و میان گروههای حقوقبگیر و مزدبگیر جامعه ریشه دوانده و جاگیر شود ذهن و قلب و دل آنها را از درون تهی کرده و نسبت به هر رخدادی در جامعه بی واکنش خواهند شد. وقتی شما نمیتوانی با میزان ثابتی از مزد همان کالایی که تا قبل از خرداد 1397 خریداری میکردی را دوباره خریداری کنی و باید 50 درصد آن را با همان میزان پول خریداری کنی و این برای صدها کالا اتفاق میافتد دیگر از جوشوخروش میافتی و حتی احساس خشم هم نمیکنی و بیتفاوتی را پیشه میکنی منتظر میمانی که اگر فرصتی شد این وضع را تلافی کنی. کاهش قدرت خرید شهروندان به مرور مصرف جامعه را به زیر میکشد و تولید بسیاری از کالاها دیگر با رکود بازار از صرفه اقتصادی خارج میشود و در یک دور باطل و سخت آزاردهنده مارپیچ تورم – رکود گرفتار خواهیم شد. اینگونه که شهروندان قدرت خرید از دست میدهند و تنها میتوانند نیازهای بسیار ضروری خود مثل نان و روغن و پنیر گوشت و مرغ و تخممرغ آنهم در اندازههای پایین را خریداری کنند.باید منتظر باشیم که بسیاری از بنگاههای تولیدکننده کالای غیر از کالای اساسی به سمت تعدیل نیرو پیش رفته و میزان مزد و حقوقبگیران خود را کاهش دهند و اینیک پدیده زیانبار است که موجب میشود گروههای تازهای بر کسانی که زیرخط فقر بودند اضافه شود. کاهش نیروی مزد و حقوقبگیر در سطح کلان بازهم از قدرت خرید جامعه کم میکند و در یک دور باطل دیگر این چرخه را در سطحی بالاتر و با سرعتی بیشتر به حرکت درمیآورد. مارپیچ تورم – رکود حالا میتواند تبدیل به سهگانه بسیار خطرناک تورم – رکود- بیکاری شود و جامعه ایرانی را وارد تونل وحشت سازد. بیتفاوتی و بیحسی شهروندان به مرور آثار و پیامدهای خاص خود را خواهد داشت و بر احساس تحقیر و سرخوردگی میافزاید.
هنوز مردم ایران به ویژه گروههای کمدرآمد جامعه پسانداز قبلی خود رادارند و از سر ناگزیری به آنها رجوع میکنند و از این منبع برخی کاستیها را جبران میکنند، اما واقعیت این است که این پسانداز برای تهیدستان بهاندازهای نیست که آنها را برای یک دوره میانمدت در شرایط امن قرار دهد. ازآنجاییکه همین پساندازهای ریالی شهروندان نیز در برابر نرخ فزاینده تورم آب میرود و ارزشش از دست میرود خود نوعی حسرتبهدلی برایشان به بار خواهد آورد.