دلمان خواست 25 درصد کمتر سود بدهیم
نگارنده 5 اردیبهشت 1387 در سرمقاله دنیای اقتصاد با تیتر "چرا نرخ سود بانکی را صفر نکنیم" ؟ نوشتم " استدلال رییسجمهور این است که کاهش نرخ سود بانکی ضد تورم است و موجب گسترش عدالت میشود. اگر این استدلال مبنای کارشناسی دارد پرسش این است که چرا رییسجمهور محترم نرخ سود بانکی را صفر نمیکند؟ اگر میتوان با اراده و دستور، نرخ سود بانکی را ۲ درصد کاهش داد، چرا در این حد متوقف میمانیم؟"
باهوش تر وتکرار ستم
دولت دوازدهم اما تجربه های تلخ دولت نهم در کاهش دستوری نرخ سود بانکی و مجادله های آن دوره را دیده و از ان درس گرفته است و به همین دلیل با هوشمندی کامل ابتدا در شروع زمستان پارسال البته وبا اجرای عملیات بازار باز توسط بانک مرکزی دست بانکها را جهت دسترسی به منابع بازکردتا بتوانند بدون جنجال نرخ بهره بانکی را کاهش دهند. بانک مرکزی نرخ بازار بین بانکی نیز به کمتر از ۱۸.۵ درصد در سه ماه پایانی سال گذشته رسانده بود و در ماه ابتدایی امسال نیز این رقم به ۱۶ درصد و حتی صحبت از رسیدن آن به ارقام پایینتر نیز در روزهای اخیر بوده است. بنابراین بانکها که منابعی ارزانتر یافته اند دیگر چندان تمایلی ندارند که پساندازها را با نرخی بیش از آنچه هست دریافت کنند، بنابراین به صورت جمعی تصمیم به کاهش نرخ سود گرفتند. به این ترتیب بود وهست که نرخ سود بانکی پرداختی به سپرده گذاران بلند مدت 25 در صد کاهش یافت. این اقدام بانکها با استناد به قانون 1395 انجام شد. نکته عجیب آن است که در سال 1395 نرخ تورم بسیار کمتر از نرخ تورم 41 درصدی اعلام شده از سوی بانک مرکزی برای سال قبل است. است.باتوجه به تفاوت نرخ تورم پارسال و نرخ بهره بانکی 15 درصدی اکنون هرکس از بانک وام و اعتبار دریافت کند بدون هیچ کاری سود 25 درصدی به دست آورده است.
بی پناهی خرده پس انداز کنندگان
بانک مرکزی ایران از دیر باز تا امروز علاقه چندانی نداشته و ندارد ترکیب سپرده گذاران را از نظر میانگین میزان پس انداز هرفرد حقیقی و حقوقی و سهم پس اندازهای کوچک را نسبت به کل پس اندازها اعلام کند. اما می توان حدس زد شمار قابل اعتنایی از خانوارهای با درآمد های کم پس انداز های کوچک خود را برای دریافت سودبه بانکها می سپارند و شمار آنها به ویژه درشهرهای کوچک قابل اعتناست. به این ترتیب بانکهای ایران بدون اینکه به خود زحمت بدهند و از میلیونها سپرده گذار خرده پا نظر خواهی کنند ناگهان قیمت پول انها را 25 درصد کاهش دادند.
درمسیر اراده های بالاتر
به نظر می رسد این کاهش نرخ بهره بانکی ناگهانی با هدف کوچ دادن پس اندازها از بانک ها به بازار سرمایه اتخاذ شده است. در این کوچ اجباری بدون تردید سپرده گذاران بزرگ زیان نکردند چون منابع خود را با شتاب به سوی بازار سرمایه بردند . در این وضعیت عجیب هرفرد و سازمان و بنگاه ونهادی که بتواند از بانکها اعتبار و وام بگیرد برنده است و بانکها نیز برنده اند و تنها بازندگان این داستان تلخ سپرده گذاران خردو کوچکی اند که راه بورس را نمی شناسند و دستشان از بازار دلار و سکه نیز کوتاه است. این است راه و رسم فقیرتر کردن بیشتر فقرا.