تاثیر تحولات خاورمیانه بر نقش چین در این منطقه
چین باید تصمیمهای دشواری در خاورمیانه بگیرد
ساعت 24 - در سالهای اخیر، حضور چین در خاورمیانه با تعمیق پیوندهای اقتصادی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. چین اکنون دومین شریک بزرگ تجاری کشورهای عرب است.
رقم صادرات چین به کشورهای خاورمیانه در سال ۲۰۱۳ به ۲۳۸.۹ میلیارد دلار رسید. این رقم یک دهه قبل ۲۵.۵ میلیارد دلار بود. راهبرد بیاعتنایی به ایدئولوژی سیاسی به چین کمک کرده است با کشورهای خاورمیانه رابطه برقرار کند، اما نشانههای بیثباتی میتواند پکن را مجبور کند در رویکرد خود تجدید نظر کند.
به گزارش گلوبال ریسک اینسایتس، چین میتواند از ۴ تریلیون دلار ذخیره ارزی استفاده کند و کشورهای خاورمیانه به دلیل آنچه بیطرفی پکن توصیف میکنند، اجازه دسترسی آن را به منابع انرژی خود دادهاند. حضور نظامی قابل چشمپوشی در منطقه، نبود تاریخچه استعماری جدید و توجه ظاهرا زیاد به حاکمیت ملی به حضور فزاینده چین کمک کرده است. این عوامل به خصوص در ایجاد روابط با کشورهایی که از نظر ایدئولوژیک با هم مخالف هستند، موثر است. به نظر میرسد کشورهای خاورمیانه از حضور چین به عنوان عاملی برای تنوع بخشیدن به نفوذ آمریکا استقبال میکنند. تمایل چین برای فروش اسلحه و تجارت دو جانبه با کشورهایی که با آمریکا دشمن هستند، عامل موازن سیطره آمریکاست. البته دسترسی به انرژی هدف اصلی چین است. در سال ۲۰۱۳، حدود ۶۰ درصد از واردات نفت چین یعنی ۲.۹ میلیون بشکه در روز از چین میآمد. به علاوه، این کشور پیوندهای خود را با این ناحیه ازجهان از طریق ابزارهایی همچون وامهای به پشتوانه انرژی و طرحهای مشترک شامل سرمایهگذاری در پالایشگاهها، اکتشاف و خطوط لوله افزایش داده است.
حضور فزاینده چین در خاورمیانه با کاهش حضور آمریکا همزمان شده است. با وجودی که شاید این امر با توجه رونق نفتی در آمریکا موضوعی برای آن نباشد، باید به یاد داشت که ۳۰ درصد نفتی که در آمریکا مصرف میشود، از طریق واردات تامین میشود که ۳۰ درصد آن از خلیج فارس میآید. به علاوه به طور کلی برآوردها حاکی از آن است که آمریکا هنوز چندین دهه با استقلال در زمینه انرژی فاصله دارد. با این حال، چین هنوز از توانایی گسترش نفوذ در خاورمیانه و برقرار رابطه با واشنگتن برخوردار است. ظرفیت آن برای وارد کردن نفت از چندین منبع که از نظر ایدئولوژیک متفاوت هستند، سبب شده است که پکن در صورتی که بخواهد، رابطهای تجاریاش را با هر کشوری که رابطهاش به شدت با آمریکا تیره شود، به حال تعلیق درآورد.
چین به رغم نداشتن سیاست روشن، به نظر میرسد وضعیتی بهینه در خاورمیانه به دست آورده باشد، اما اکنون به نظر میرسد این وضع ممکن است تغییر کند. ماهیت شکننده برخی از این حکومتها ممکن است باعث دردسر برای پکن شود. بیمیلی برای مداخله کردن در اوضاع سیاسی منطقه باعث نمیشود که از آن انتقاد نشود. پس از برکناری قذافی در لیبی، هیئت حاکمه جدید گفته است به دلیل آنکه پکن از مشارکت ناتو در جنگ با نیروهای قذافی در سال ۲۰۱۱ حمایت نکرد، برای همکاری با چین مشکل دارد.
افزون بر این، ممکن است چین مجبور شود در برابر خیزش اسلامگرایی واکنش نشان دهد. این کشور هم اکنون از جانب اسلامگرایی تندرو در استان سینکیانگ با تهدیدهایی مواجه است و مایل به گسترش نفوذ داعش به سوی مرزهای خود نیست. روابط غرب با خاورمیانه بر پایه موازنهکاری چالشبرانگیز بین آرمانهای سیاسی و واقعگرایی در زمینه نیاز به انرژی بوده است. چین تا کنون به موضوع دوم توجه کرده و بهره آن را برده است. اما تغییرات در این منطقه متلاطم شاید پکن را مجبور کند تصمیمهای سختی بگیرد که وجهه آن را به عنوان دشمن آمریکای مداخلهگر به مخاطره بیندازد.
به گزارش گلوبال ریسک اینسایتس، چین میتواند از ۴ تریلیون دلار ذخیره ارزی استفاده کند و کشورهای خاورمیانه به دلیل آنچه بیطرفی پکن توصیف میکنند، اجازه دسترسی آن را به منابع انرژی خود دادهاند. حضور نظامی قابل چشمپوشی در منطقه، نبود تاریخچه استعماری جدید و توجه ظاهرا زیاد به حاکمیت ملی به حضور فزاینده چین کمک کرده است. این عوامل به خصوص در ایجاد روابط با کشورهایی که از نظر ایدئولوژیک با هم مخالف هستند، موثر است. به نظر میرسد کشورهای خاورمیانه از حضور چین به عنوان عاملی برای تنوع بخشیدن به نفوذ آمریکا استقبال میکنند. تمایل چین برای فروش اسلحه و تجارت دو جانبه با کشورهایی که با آمریکا دشمن هستند، عامل موازن سیطره آمریکاست. البته دسترسی به انرژی هدف اصلی چین است. در سال ۲۰۱۳، حدود ۶۰ درصد از واردات نفت چین یعنی ۲.۹ میلیون بشکه در روز از چین میآمد. به علاوه، این کشور پیوندهای خود را با این ناحیه ازجهان از طریق ابزارهایی همچون وامهای به پشتوانه انرژی و طرحهای مشترک شامل سرمایهگذاری در پالایشگاهها، اکتشاف و خطوط لوله افزایش داده است.
حضور فزاینده چین در خاورمیانه با کاهش حضور آمریکا همزمان شده است. با وجودی که شاید این امر با توجه رونق نفتی در آمریکا موضوعی برای آن نباشد، باید به یاد داشت که ۳۰ درصد نفتی که در آمریکا مصرف میشود، از طریق واردات تامین میشود که ۳۰ درصد آن از خلیج فارس میآید. به علاوه به طور کلی برآوردها حاکی از آن است که آمریکا هنوز چندین دهه با استقلال در زمینه انرژی فاصله دارد. با این حال، چین هنوز از توانایی گسترش نفوذ در خاورمیانه و برقرار رابطه با واشنگتن برخوردار است. ظرفیت آن برای وارد کردن نفت از چندین منبع که از نظر ایدئولوژیک متفاوت هستند، سبب شده است که پکن در صورتی که بخواهد، رابطهای تجاریاش را با هر کشوری که رابطهاش به شدت با آمریکا تیره شود، به حال تعلیق درآورد.
چین به رغم نداشتن سیاست روشن، به نظر میرسد وضعیتی بهینه در خاورمیانه به دست آورده باشد، اما اکنون به نظر میرسد این وضع ممکن است تغییر کند. ماهیت شکننده برخی از این حکومتها ممکن است باعث دردسر برای پکن شود. بیمیلی برای مداخله کردن در اوضاع سیاسی منطقه باعث نمیشود که از آن انتقاد نشود. پس از برکناری قذافی در لیبی، هیئت حاکمه جدید گفته است به دلیل آنکه پکن از مشارکت ناتو در جنگ با نیروهای قذافی در سال ۲۰۱۱ حمایت نکرد، برای همکاری با چین مشکل دارد.
افزون بر این، ممکن است چین مجبور شود در برابر خیزش اسلامگرایی واکنش نشان دهد. این کشور هم اکنون از جانب اسلامگرایی تندرو در استان سینکیانگ با تهدیدهایی مواجه است و مایل به گسترش نفوذ داعش به سوی مرزهای خود نیست. روابط غرب با خاورمیانه بر پایه موازنهکاری چالشبرانگیز بین آرمانهای سیاسی و واقعگرایی در زمینه نیاز به انرژی بوده است. چین تا کنون به موضوع دوم توجه کرده و بهره آن را برده است. اما تغییرات در این منطقه متلاطم شاید پکن را مجبور کند تصمیمهای سختی بگیرد که وجهه آن را به عنوان دشمن آمریکای مداخلهگر به مخاطره بیندازد.