فرار گسترده پول از بورس ؛ مقصد کجاست؟
تصمیم ۱۷ اردیبهشت امسال دولت برای افزایش نرخ گاز مصرفی صنایع گرفت، نمونهٔ روشنی از رانت و فسادی است که سرمایههای بسیاری از سهامداران خرد را از بین برد.نمونهٔ این اتفاق در ۳۱ مرداد ۱۳۹۹ هم افتاده بود؛ زمانی که شاخص بورس تهران با ریزش ۵۱ هزار واحدی سرمایههای بسیاری از سهامداران خرد را از بین برد. این ریزش با خروج سهامداران حقوقی وابسته به دولت از بازار اتفاق افتاد و بعدها مشخص شد که تبلیغات دولت حسن روحانی برای تشویق مردم در جهت سرمایهگذاری در بورس بهقصد جمعآوری نقدینگی برای جبران کسری بودجه دولت بوده است.در پشت صحنهٔ هر تصمیم اقتصادی که بازارها را به هم میریزد، همیشه یک گروه از «یقهسفیدها»ی نوظهور در حال شکل گرفتن هستند؛ درست مثل آنچه اردیبهشت ماه امسال رخ داد و دوشنبه سیاه بورس تهران را رقم زد.
بررسی جریان ورود و خروج پول طی ۵۰ روز گذشته از بورس نشان میدهد که ۳۰ هزار میلیارد تومان پول داغ در ۵۰ روز گذشته از بازار سرمایه خارج شده است؛ پولی که راهی هر بازاری که بشود، میتواند آن را دچار تلاطم کند.هرچند در یک ماه اخیر دلار بهنسبت در مسیر کاهشی قرار داشته و در کانال ۴۸ تا ۵۰ هزار تومان در نوسان بوده است، با این حال تحلیلگران بر این باورند که این نوسان موقت خواهد بود و بازار مترصد یک خبر سیاسی یا تصمیم اقتصادی از سوی دولت است تا بهسرعت جریان پول را به آن سو هدایت کند.
علاوهبر ۳۰ هزار میلیارد تومانِ خارجشده از بورس، چاپ پول هم بدون وقفه ادامه دارد. براساس آمارهای بانک مرکزی، در سه ماه نخست امسال نقدینگی ۳.۹ درصد رشد کرده است.آخرین آمار حجم نقدینگی مربوط به پایان اردیبهشت ماه است که شش هزار و۴۶۸ هزار میلیارد تومان اعلام شد. با احتساب ۱۳۹ هزار میلیارد تومان تسهیلات پرداختی در خرداد ماه طبق آمار بانک مرکزی، میتوان انتظار داشت که حجم نقدینگی در ایران به بیش از شش هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان در پایان خرداد رسیده باشد.نقدینگی یکی از عوامل مهم تورم محسوب میشود. طبق «نظریهٔ مقداری پول»، در شرایطی که میزان فعالیتهای اقتصادی و سرعت گردش پول ثابت بماند، این شرایط میتواند به تورم منجر شود. میانگین تورم در سه ماه گذشته بالاتر از ۵۰ درصد گزارش شده است.
با احتساب خروج پول از بورس و رشد نقدینگی در ماههای اخیر به نظر میرسد که پول داغ تازهای در حال گرم کردن خود برای حرکت به سوی یک بخش غیرمولد در اقتصاد ایران است.پولی که یقهسفیدها آن را هدایت خواهند کرد، میتواند به سوی بازار سکه و طلا حرکت کند یا مسکن، در نهایت اما اثر خود را بر روی کالاها و خدمات و زندگی مردمی خواهد گذاشت که در عین حال که مالیات میدهند، دولتی ادارهٔ امور آنها را در دست دارد که نمونهٔ عملی و بارز یک دولت رانتیر است.