ماهعسلی برای روسیه و عربستان
ساعت 24-زمان برگزاری بازیهای زمستانی المپیک سوچی که ۵۰ میلیارد دلار برای پوتین هزینه داشت، دو انفجار در شهر نزدیک این مراسم، حدود ۲۴ کشته و ۶۰ زخمی باقی گذاشت. انفجارهایی که در کمترین زمان ممکن توسط رسانههای روسیه، به مقامات عربستان نسبت داده شد و نهتنها توسط حاکمیت این کشور تکذیب نشد، بلکه در ادامه ماجرا به تهدیدات دیگر نیز علیه امنیت روسیه کشیده شد.
div align="justify">در این جریان، از یکسو عربستان، مقامات کرملین را موجب شدتگرفتن تنش در سوریه میدانستند و از سوی دیگر، روسیه نیز عربستان را حامی تروریسم منطقهای و مدافع تفکرات افراطی که دشمنان کرملیننشینان را تحریک میکرد، میدانست. اما جنجال بازیهای سوچی اولین و آخرین نمونه از مناقشات دیپلماتیک روسیه و عربستان نبود. این دو کشور در٢٠ سال اخیر در یک قهر سیاسی بهسر میبردند که براساس آن، در اغلب بازیهای منطقه، مقابل یکدیگر قرار داشتند. در این سالها از نگاه روسیه، ریاض مسئول تحریک مخالفان چچن و یاریدهنده جداییطلبان فدراسیون مسلمان روسیه بود؛ کشوری که اندیشههای رادیکالی را علیه روسیه رواج میداد و اعتمادی به آن نبود. همه اینها با آغاز معضلات سوریه دوچندان شد و دو دولت را بیشازپیش روبهروی هم قرار داد. در این مرحله، ریاض خواهان رفتن اسد و شکست نیروهای مورد حمایت ایران بود و روسیه برعکس، تهران را در این مسیر پشتیبانی میکرد. از سوی دیگر، در جریان سوریه پای بندر استراتژیک طرطوس نیز وسط بود که از حساسیت بسیاری برای روسیه برخوردار است و اگر کوچکترین خطری آن را تهدید کند، روسیه میماند و هجوم ناامنیهایی که از سوی ناتو به سمتش سرازیر میشود. در کنار اینها، باید توقف قرارداد تسلیحاتی ٢٠ میلیارد دلاری از سوی عربستان را نیز افزود، همچنین دخالتهای ریاض در مناسبات نفتی اوپک که روسیه را در بحران اوکراین دچار دردسرهای اقتصادی کرده بود.
اما با همه این احوالات، چندماه اخیر عرصه مناسبات دیپلماتیک منطقهای که در آن بهسر میبریم، شاهد فروکشکردن تبوتاب این بازیگران است. البته این چرخش رویکردها از جانب روسیه فقط در حوزه عربستان دیده نمیشود. پوتین در یکسال اخیر نشان داد با چرخیدن به سمت کشورهای آسیایی مانند چین، ویتنام یا ژاپن نیز خواهان تغییری آشکار در سیاست خارجی خود است و قصد ندارد این تغییرات را پنهان نگاه دارد.
اما با توجه به سابقهای که با عربستان در کارنامه روسیه دیده میشود، همگرایی اخیر این دو قابل توجه است تاجاییکه مدتی پیش ولیعهد سعودیها به روسیه رفت و به گفته رسانهها، در این سفر شش توافقنامه استراتژیک امضا شد. همچنین فعالسازی کمیسیون مشترک نظامی، همکاری در حوزههای مسکن و انرژی و سرمایهگذاری در حیطه هستهای نیز از دیگر دستاوردهای این سفر بود. پس باید بهدنبال دلایل روسیه برای اتخاذ چنین راهبردهای متفاوتی بود و در این ارزیابی میتوان منظور اصلی پوتین را از این چرخشهای استراتژیک در دو مقوله کلان بررسی کرد.
نخستین راهبرد به وضعیت کلی روسیه و چشمانداز امنیتی آن بازمیگردد؛ وضعیتی که از زمان فروپاشی شوروی ناپایدار بود و برای رسیدن به ثبات، راه سختی را پیمود. تصمیمگیرندگان کرملین در همه سالهای اخیر بر یک اصل اساسی تأکید داشتند و آن «نفوذ» سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در منطقه بود. در این راستا، دکترینهای کارامدی برای رسیدن به این هدف طراحی شد و با قدرتمندکردن بازوهای اقتصادی و نظامی این کشور، روسیه سعی در تأمین منافع خود و گسترش هرچه بیشتر نفوذ در همسایگان، کشورهای شرق آسیا و بهطورکلی خاورمیانه داشت. دراینمیان، روسیه که از بزرگترین صادرکنندگان گاز جهان است، باید نقش پررنگی در حوزه انرژی بازی کند. اما پس از الحاق کریمه به روسیه، عربستان توانسته بود سنگاندازیهای قابلتوجهی را در این مسیر پیش پای روسیه ایجاد کند و از آنجا که در شرایط بحران، روسیه نیاز افزونتری به درآمدهای طبیعی خود داشت، در کنار تحریمهای غرب، دچار چالشهای اقتصادی جدیای شد. در نگاه دوم در تحلیل چرایی اتخاذ استراتژیهای جدید از سوی روسیه، مثل همیشه پای رقیب همیشگی بهمیان میآید. با توجه به تغییر در موازنه قدرت در منطقه به وسیله بحران اوکراین و توافق هستهای ایران و آمریکا، بیشک دولتهای منطقه، چشمانداز امنیتی جدیدی را پیشِروی خود نظارهگر خواهند بود. تأکید بر این اصل نهادینهشده که افزایش دخالت آمریکا در منطقه مساوی است با کاهش دخالت روسیه، سبب میشود تا راهبردهای جدیدی پس از این شکل گیرد. روسیه در شرایط کنونی که مورد تحریم آمریکا قرار دارد، بیشک، هم نگران بهبود روابط ایران با آمریکاست و هم اضطراب افزایش فشار را از سوی غرب روی خود دارد. درنتیجه نیازمند یک همگرایی سیاسی است تا این پیام را به واشنگتن مخابره کند که در حوزه خریدوفروش تسلیحات و مبادلات اقتصادی و نظامی تنها نمانده. به عبارت دیگر، از آنجا که تا پیش از این سعودیها و آمریکاییها از روابط مثبتی برخوردار بودند، عربستان بهنوعی حیاطخلوت آمریکا در منطقه به حساب میآمد. بنابراین در شرایط کنونی روسیه با فشردن دستی که از سوی آلسعود به سمتش دراز شده، میتواند بازگوکننده این واقعیت باشد که میتواند به متحد سیاسی آمریکا نزدیک شود و به محض کمرنگشدن نقش آمریکا در میان اعراب، روسیه آماده تصاحب این موقعیت است. گرچه پوتین براساس یک نظرسنجی مؤسسه آمریکایی، نامحبوبترین رهبر دولتی شناخته شده و دلیل اصلی آن سیاستهایش در سوریه برشمرده شده، اما گویا از نگاه سیاستگذاران روس، افزایش تسلط و نفوذ و دخالت در همه حوزهها با همه تبعاتش، به همهچیز میارزد.
اما با همه این احوالات، چندماه اخیر عرصه مناسبات دیپلماتیک منطقهای که در آن بهسر میبریم، شاهد فروکشکردن تبوتاب این بازیگران است. البته این چرخش رویکردها از جانب روسیه فقط در حوزه عربستان دیده نمیشود. پوتین در یکسال اخیر نشان داد با چرخیدن به سمت کشورهای آسیایی مانند چین، ویتنام یا ژاپن نیز خواهان تغییری آشکار در سیاست خارجی خود است و قصد ندارد این تغییرات را پنهان نگاه دارد.
اما با توجه به سابقهای که با عربستان در کارنامه روسیه دیده میشود، همگرایی اخیر این دو قابل توجه است تاجاییکه مدتی پیش ولیعهد سعودیها به روسیه رفت و به گفته رسانهها، در این سفر شش توافقنامه استراتژیک امضا شد. همچنین فعالسازی کمیسیون مشترک نظامی، همکاری در حوزههای مسکن و انرژی و سرمایهگذاری در حیطه هستهای نیز از دیگر دستاوردهای این سفر بود. پس باید بهدنبال دلایل روسیه برای اتخاذ چنین راهبردهای متفاوتی بود و در این ارزیابی میتوان منظور اصلی پوتین را از این چرخشهای استراتژیک در دو مقوله کلان بررسی کرد.
نخستین راهبرد به وضعیت کلی روسیه و چشمانداز امنیتی آن بازمیگردد؛ وضعیتی که از زمان فروپاشی شوروی ناپایدار بود و برای رسیدن به ثبات، راه سختی را پیمود. تصمیمگیرندگان کرملین در همه سالهای اخیر بر یک اصل اساسی تأکید داشتند و آن «نفوذ» سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در منطقه بود. در این راستا، دکترینهای کارامدی برای رسیدن به این هدف طراحی شد و با قدرتمندکردن بازوهای اقتصادی و نظامی این کشور، روسیه سعی در تأمین منافع خود و گسترش هرچه بیشتر نفوذ در همسایگان، کشورهای شرق آسیا و بهطورکلی خاورمیانه داشت. دراینمیان، روسیه که از بزرگترین صادرکنندگان گاز جهان است، باید نقش پررنگی در حوزه انرژی بازی کند. اما پس از الحاق کریمه به روسیه، عربستان توانسته بود سنگاندازیهای قابلتوجهی را در این مسیر پیش پای روسیه ایجاد کند و از آنجا که در شرایط بحران، روسیه نیاز افزونتری به درآمدهای طبیعی خود داشت، در کنار تحریمهای غرب، دچار چالشهای اقتصادی جدیای شد. در نگاه دوم در تحلیل چرایی اتخاذ استراتژیهای جدید از سوی روسیه، مثل همیشه پای رقیب همیشگی بهمیان میآید. با توجه به تغییر در موازنه قدرت در منطقه به وسیله بحران اوکراین و توافق هستهای ایران و آمریکا، بیشک دولتهای منطقه، چشمانداز امنیتی جدیدی را پیشِروی خود نظارهگر خواهند بود. تأکید بر این اصل نهادینهشده که افزایش دخالت آمریکا در منطقه مساوی است با کاهش دخالت روسیه، سبب میشود تا راهبردهای جدیدی پس از این شکل گیرد. روسیه در شرایط کنونی که مورد تحریم آمریکا قرار دارد، بیشک، هم نگران بهبود روابط ایران با آمریکاست و هم اضطراب افزایش فشار را از سوی غرب روی خود دارد. درنتیجه نیازمند یک همگرایی سیاسی است تا این پیام را به واشنگتن مخابره کند که در حوزه خریدوفروش تسلیحات و مبادلات اقتصادی و نظامی تنها نمانده. به عبارت دیگر، از آنجا که تا پیش از این سعودیها و آمریکاییها از روابط مثبتی برخوردار بودند، عربستان بهنوعی حیاطخلوت آمریکا در منطقه به حساب میآمد. بنابراین در شرایط کنونی روسیه با فشردن دستی که از سوی آلسعود به سمتش دراز شده، میتواند بازگوکننده این واقعیت باشد که میتواند به متحد سیاسی آمریکا نزدیک شود و به محض کمرنگشدن نقش آمریکا در میان اعراب، روسیه آماده تصاحب این موقعیت است. گرچه پوتین براساس یک نظرسنجی مؤسسه آمریکایی، نامحبوبترین رهبر دولتی شناخته شده و دلیل اصلی آن سیاستهایش در سوریه برشمرده شده، اما گویا از نگاه سیاستگذاران روس، افزایش تسلط و نفوذ و دخالت در همه حوزهها با همه تبعاتش، به همهچیز میارزد.