آیا مدارس دولتی هم پولی خواهند شد؟
ساعت 24-محمدمهدی حاتمی-داستان پول گرفتن به بهانههای مختلف از دانشآموزان مدارس دولتی، داستان تازهیی نیست. با این همه، نه مدارس دولتی اخذ پول از خانواده دانشآموزان را متوقف کردهاند و نه پیگیری دولتی خاصی در این سالها رخ داده است.
داستان پول گرفتن به بهانههاي مختلف از دانشآموزان مدارس دولتي، داستان تازهيي نيست و اين هم بارها ذكر شده كه بنا بر اصل سيام قانون اساسي، «دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم كند و وسايل تحصيلات عالي را تا سرحد خودكفايي كشور بهطور رايگان گسترش دهد.» با اين همه، نه مدارس دولتي اخذ پول از خانواده دانشآموزان را متوقف كردهاند و نه پيگيري دولتي خاصي در اين سالها رخ داده است.
گفتوگو با مدير بازنشسته يكي از مدارس دولتي تهران نشان ميدهد كه مدارس بدون كمكهاي داوطلبانه يا غيرداوطلبانه خانواده دانشآموزان قادر به ادامه كار نيستند و اين چيزي است كه حتي مديران مدارس هم به آن اذعان دارند.
اين در حالي است كه به نظر ميرسد عدم پايبندي وزارت آموزش و پرورش به پرداخت سرانه دانشآموزي مصوب در هر سال، عملا به معني چراغ سبز اين وزارتخانه به دريافت پول توسط مدارس دولتي باشد. اينكه طبق قانون، مدارس دولتي نبايد در قبال ارائه خدمات آموزشي به دانشآموزان پولي دريافت كنند را ديگر كمتر كسي است كه نداند.
تصويري كه از مدارس دولتي وجود دارد هم تا آن حد از دريافت پول و خدمات آموزشي مناسب به دور است كه كساني كه ميخواهند بقيه بدانند آنها با وجود نبود امكانات بوده كه توانستهاند راه پيشرفت را طي كنند، ميگويند كه از مدارس دولتي شروع كردهاند. ميتوان پرسيد اگر تصوير معهود از مدارس دولتي چنين تصويري است، پس چرا معضل دريافت غيرقانوني پول در مقابل ارائه خدمات آموزشي در مدارس دولتي همچنان لاينحل باقي مانده است؟
300ميليون تومان را براي چه ميخواهند؟
محمد شجاعي، راننده تاكسي است و يك فرزند پسر دارد كه در مقطع دبيرستان تحصيل ميكند. در تاكسي او و در مسير حركت به سمت دفتر روزنامه، صحبت به اخذ پول خارج از قاعده از دانشآموزان مدارس كشيده ميشود و او از تجربه شخصياش در اين زمينه برايم ميگويد.
شجاعي ميگويد: مدرسه پسرش در نامهيي از آنها خواسته كه 500هزار تومان پول واريز كنند. او ميگويد: «مدرسه پسرم در خيابان نصرت، در نزديكي ميدان توحيد است و 600نفر دانشآموز دارد. 500هزار تومان به ازاي هر دانشآموز يعني اين مدرسه در طول يك سال تحصيلي 300ميليون تومان درآمد خواهد داشت. واقعا ميخواهند با 300ميليون تومان چه كار كنند؟ من به پسرم گفتم به مدرسه اعلام كند كه من نميتوانم اين پول را بپردازم.»
او ادامه ميدهد: «كاش فقط براي همين يك مورد از خانوادهها پول ميخواستند. همان ابتداي سال تحصيلي 75هزار تومان پول براي اردوهاي دانشآموزي از ما گرفتند و براي كلاس فوق برنامه پسرم هم حدود 200هزار تومان از ما خواستند و جالب اينجاست كه كلاس فوق برنامه هم ساعت 6صبح شروع ميشد!»
شجاعي ادامه ميدهد: «درنهايت هم خودم پيش مدير مدرسه رفتم و 100هزار تومان هم به حساب مدرسه واريز كردم.»
آموزش و پرورش سرانهها را نميدهد
با خانم جديدي، بازنشسته آموزش و پرورش تماس ميگيرم و از او در مورد اخذ پول از دانشآموزان در مدارس ميپرسم. او سالها مدير يك دبيرستان دولتي دخترانه در تهران بوده و به گفته خودش از كم و كيف گرفتن پول از دانشآموزان مطلع است. او طرفدار گرفتن پول از دانشآموزان است و بر اين موضوع هم تاكيد دارد و ميگويد: «خيلي صريح ميگويم، مدارس بدون پولي كه از دانشآموزان و خانوادههاي آنها ميگيرند، نميتوانند به كارشان ادامه بدهند.»
او ادامه ميدهد: «مدارس غير از هزينههاي آموزشي كه عمدتا وزارت آموزش و پرورش هزينه آنها را ميدهد، در مورد بقيه هزينهها تقريبا خودمختارند. موارد مختلفي هم در يك مدرسه ممكن است پيش بيايد كه منبع مالي آنها فقط از طريق خانوادهها ميتواند تامين شود، از هزينه گچ و تخته بگيريد تا هزينه قبض آب، برق، گاز، وسايل ورزشي و هزينه تعميرات و تاسيسات.» پرسش مشهور را از او ميپرسم: «مگر آموزش و پرورش پولي در اختيار مدارس قرار نميدهد؟» و اين هم پاسخ او: «آموزش و پرورش قاعدتا بايد سرانه دانشآموزي را كه هر سال هم معين ميشود در اختيار مدارس قرار دهد، اما مقدار اين پول هميشه كمتر از رقم معينشده توسط خود آموزش و پرورش است و كفاف هزينههاي فراوان مدرسه را نميدهد. در اين شرايط اگر يك توپ فوتبال هم پاره شود و مدرسه كمكي از خود خانوادهها دريافت نكرده باشد، نميتواند حتي توپ فوتبال جديدي بخرد.» او ادامه ميدهد: «من هم در دوره مديريت خودم بر اين مساله واقف بودم كه دريافت پول از دانشآموزان قانونا نادرست است، اما اين تنها راه مدارس براي ادامه دادن به كارشان است و ما هم سعي ميكرديم اين مساله را براي خانوادهها توضيح دهيم و آنها هم عمدتا با ما همكاري ميكردند. علاوه بر اين در خود انجمن اوليا و مربيان هم در اين مورد رايزني ميشد و شرايطي بود كه ناخواسته به ما تحميل شده بود.»
ميپرسم رقمي كه او به عنوان مدير در سالهاي اشتغالش دريافت ميكرده، چقدر بوده است؟ ميگويد: «ما هر سه ماه حدود 20هزار تومان از دانشآموزان دريافت ميكرديم، يعني حتي اگر تابستان را هم حساب كنيد، چيزي حدود 80هزار تومان از هر دانشآموز.» جديدي سال1389 بازنشسته شده است و حتي اگر اثر تورم را هم به حساب بياوريم، هنوز فاصله زيادي ميان 80هزار تومان و 500هزار تومان هست.
خودگردانهاي دولتي
از اين مدير بازنشسته در مورد تفاوت نظامهاي مديريت مالي در مدارس ميپرسم و ميشنوم: «غير از مدارس دولتي كه فقط حقوق معلمان و كادر آموزشيشان را از طريق آموزش و پرورش تامين ميكنند و براي گردش بقيه امور به كمكهاي مالي خانوادهها وابستهاند، انواع ديگري از مدارس هم وجود دارند.» او ادامه ميدهد: «مدارس نمونه مردمي هم هستند كه البته بساط آنها تقريبا در حال جمع شدن است و همين طور مدارس خودگردان و مدارس غيرانتفاعي. مدارس غيرانتفاعي كه حسابشان جداست و درواقع كاملا روي پاي خودشان هستند و مدارس خودگردان هم تنها در مورد بخشي از حقوق پرسنل و كادر آموزشيشان به وزارت آموزش و پرورش وابستهاند و بقيه هزينههايشان را خودشان بايد تامين كنند. درواقع مدارس خودگردان كاملا مشابه مدارس غيرانتفاعي هستند، با اين تفاوت كه تحت تكفل دولتاند، زمين و خود ساختمان مدرسه را هم از دولت اجاره كردهاند و بخشي از حقوق و مزاياي پرسنل آنها را هم وزارت آموزش و پرورش تامين ميكند. درواقع من معتقدم عمده نظام آموزشي در ايران، پولي شده است و شايد ديگر نتوان مدرسهيي را پيدا كرد كه در مقابل آموزشي كه به دانشآموزان ميدهد، پولي دريافت نكند.»
گفتوگو با مدير بازنشسته يكي از مدارس دولتي تهران نشان ميدهد كه مدارس بدون كمكهاي داوطلبانه يا غيرداوطلبانه خانواده دانشآموزان قادر به ادامه كار نيستند و اين چيزي است كه حتي مديران مدارس هم به آن اذعان دارند.
اين در حالي است كه به نظر ميرسد عدم پايبندي وزارت آموزش و پرورش به پرداخت سرانه دانشآموزي مصوب در هر سال، عملا به معني چراغ سبز اين وزارتخانه به دريافت پول توسط مدارس دولتي باشد. اينكه طبق قانون، مدارس دولتي نبايد در قبال ارائه خدمات آموزشي به دانشآموزان پولي دريافت كنند را ديگر كمتر كسي است كه نداند.
تصويري كه از مدارس دولتي وجود دارد هم تا آن حد از دريافت پول و خدمات آموزشي مناسب به دور است كه كساني كه ميخواهند بقيه بدانند آنها با وجود نبود امكانات بوده كه توانستهاند راه پيشرفت را طي كنند، ميگويند كه از مدارس دولتي شروع كردهاند. ميتوان پرسيد اگر تصوير معهود از مدارس دولتي چنين تصويري است، پس چرا معضل دريافت غيرقانوني پول در مقابل ارائه خدمات آموزشي در مدارس دولتي همچنان لاينحل باقي مانده است؟
300ميليون تومان را براي چه ميخواهند؟
محمد شجاعي، راننده تاكسي است و يك فرزند پسر دارد كه در مقطع دبيرستان تحصيل ميكند. در تاكسي او و در مسير حركت به سمت دفتر روزنامه، صحبت به اخذ پول خارج از قاعده از دانشآموزان مدارس كشيده ميشود و او از تجربه شخصياش در اين زمينه برايم ميگويد.
شجاعي ميگويد: مدرسه پسرش در نامهيي از آنها خواسته كه 500هزار تومان پول واريز كنند. او ميگويد: «مدرسه پسرم در خيابان نصرت، در نزديكي ميدان توحيد است و 600نفر دانشآموز دارد. 500هزار تومان به ازاي هر دانشآموز يعني اين مدرسه در طول يك سال تحصيلي 300ميليون تومان درآمد خواهد داشت. واقعا ميخواهند با 300ميليون تومان چه كار كنند؟ من به پسرم گفتم به مدرسه اعلام كند كه من نميتوانم اين پول را بپردازم.»
او ادامه ميدهد: «كاش فقط براي همين يك مورد از خانوادهها پول ميخواستند. همان ابتداي سال تحصيلي 75هزار تومان پول براي اردوهاي دانشآموزي از ما گرفتند و براي كلاس فوق برنامه پسرم هم حدود 200هزار تومان از ما خواستند و جالب اينجاست كه كلاس فوق برنامه هم ساعت 6صبح شروع ميشد!»
شجاعي ادامه ميدهد: «درنهايت هم خودم پيش مدير مدرسه رفتم و 100هزار تومان هم به حساب مدرسه واريز كردم.»
آموزش و پرورش سرانهها را نميدهد
با خانم جديدي، بازنشسته آموزش و پرورش تماس ميگيرم و از او در مورد اخذ پول از دانشآموزان در مدارس ميپرسم. او سالها مدير يك دبيرستان دولتي دخترانه در تهران بوده و به گفته خودش از كم و كيف گرفتن پول از دانشآموزان مطلع است. او طرفدار گرفتن پول از دانشآموزان است و بر اين موضوع هم تاكيد دارد و ميگويد: «خيلي صريح ميگويم، مدارس بدون پولي كه از دانشآموزان و خانوادههاي آنها ميگيرند، نميتوانند به كارشان ادامه بدهند.»
او ادامه ميدهد: «مدارس غير از هزينههاي آموزشي كه عمدتا وزارت آموزش و پرورش هزينه آنها را ميدهد، در مورد بقيه هزينهها تقريبا خودمختارند. موارد مختلفي هم در يك مدرسه ممكن است پيش بيايد كه منبع مالي آنها فقط از طريق خانوادهها ميتواند تامين شود، از هزينه گچ و تخته بگيريد تا هزينه قبض آب، برق، گاز، وسايل ورزشي و هزينه تعميرات و تاسيسات.» پرسش مشهور را از او ميپرسم: «مگر آموزش و پرورش پولي در اختيار مدارس قرار نميدهد؟» و اين هم پاسخ او: «آموزش و پرورش قاعدتا بايد سرانه دانشآموزي را كه هر سال هم معين ميشود در اختيار مدارس قرار دهد، اما مقدار اين پول هميشه كمتر از رقم معينشده توسط خود آموزش و پرورش است و كفاف هزينههاي فراوان مدرسه را نميدهد. در اين شرايط اگر يك توپ فوتبال هم پاره شود و مدرسه كمكي از خود خانوادهها دريافت نكرده باشد، نميتواند حتي توپ فوتبال جديدي بخرد.» او ادامه ميدهد: «من هم در دوره مديريت خودم بر اين مساله واقف بودم كه دريافت پول از دانشآموزان قانونا نادرست است، اما اين تنها راه مدارس براي ادامه دادن به كارشان است و ما هم سعي ميكرديم اين مساله را براي خانوادهها توضيح دهيم و آنها هم عمدتا با ما همكاري ميكردند. علاوه بر اين در خود انجمن اوليا و مربيان هم در اين مورد رايزني ميشد و شرايطي بود كه ناخواسته به ما تحميل شده بود.»
ميپرسم رقمي كه او به عنوان مدير در سالهاي اشتغالش دريافت ميكرده، چقدر بوده است؟ ميگويد: «ما هر سه ماه حدود 20هزار تومان از دانشآموزان دريافت ميكرديم، يعني حتي اگر تابستان را هم حساب كنيد، چيزي حدود 80هزار تومان از هر دانشآموز.» جديدي سال1389 بازنشسته شده است و حتي اگر اثر تورم را هم به حساب بياوريم، هنوز فاصله زيادي ميان 80هزار تومان و 500هزار تومان هست.
خودگردانهاي دولتي
از اين مدير بازنشسته در مورد تفاوت نظامهاي مديريت مالي در مدارس ميپرسم و ميشنوم: «غير از مدارس دولتي كه فقط حقوق معلمان و كادر آموزشيشان را از طريق آموزش و پرورش تامين ميكنند و براي گردش بقيه امور به كمكهاي مالي خانوادهها وابستهاند، انواع ديگري از مدارس هم وجود دارند.» او ادامه ميدهد: «مدارس نمونه مردمي هم هستند كه البته بساط آنها تقريبا در حال جمع شدن است و همين طور مدارس خودگردان و مدارس غيرانتفاعي. مدارس غيرانتفاعي كه حسابشان جداست و درواقع كاملا روي پاي خودشان هستند و مدارس خودگردان هم تنها در مورد بخشي از حقوق پرسنل و كادر آموزشيشان به وزارت آموزش و پرورش وابستهاند و بقيه هزينههايشان را خودشان بايد تامين كنند. درواقع مدارس خودگردان كاملا مشابه مدارس غيرانتفاعي هستند، با اين تفاوت كه تحت تكفل دولتاند، زمين و خود ساختمان مدرسه را هم از دولت اجاره كردهاند و بخشي از حقوق و مزاياي پرسنل آنها را هم وزارت آموزش و پرورش تامين ميكند. درواقع من معتقدم عمده نظام آموزشي در ايران، پولي شده است و شايد ديگر نتوان مدرسهيي را پيدا كرد كه در مقابل آموزشي كه به دانشآموزان ميدهد، پولي دريافت نكند.»
روزنامه تعادل