هیگل، سپر بلای اوباما در ربع چهارم
وحید رضا نعیمی
هیگل بهمن ماه ۲ سال پیش توانست رأی مثبت سناتورها را برای تصدی بالاترین سمت در پنتاگون به دست آورد، اما از همان ابتدا با انتقادهای زیادی به خصوص از جانب محافل وابسته به لابی اسرائیل روبرو بود که از وی به خاطر برخی سخنان در ارتباط با اسرائیل انتقاد میکردند، هر چند که بعدا و با ایجاد رابطه کاری بین دفتر هیگل و همتای وی در رژیم صهیونیستی، این انتقاد جای خود را به تقدیر داد.
به نظر میرسد تنها وزیر جمهوریخواه دولت اوباما اولین قربانی شکست دموکراتها در انتخابات کنگره و در دو سال پایانی دولت اوباماست که اصطلاحا از آن به عنوان ربع چهارم نام میبرند. کاخ سفید اصرار میکند هیگل به خواست خود کناره گیری کرده است، اما تحلیلگران میگویند در هفتههای گذشته دیدارهای هیگل با اوباما به گونهای بود که این دو سناتور سابق را واداشت از هم جدا شوند. از این رو، اوباما از وی خواست استعفا کند. آنان میگویند اساساً هیگل در زمانی روی کار آمد که آمریکا در حال کاهش دادن عملیات نظامی خود در افغانستان و عراق بود و میخواست بودجه پنتاگون را کم کند. اما حالا که بار دیگر ارتش آمریکا برای مقابله با داعش حالت رزمی به خود گرفته است، هیگل نمیتواند در سمت رئیس پنتاگون الزامات این هدف را برآورده کند. در هفتههای گذشته بیش از ۳ هزار نفر نظامی آمریکا در عراق مستقر شدهاند تا در مبارزه با داعش به بغداد کمک کنند. تحلیلگران میگویند در ماههای اخیر ژنرال مارتین دمپسی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا که پیشنهاد مبارزه مستقیم با داعش و گسیل نیروهای تازه را به عراق مطرح کرد، عملا هیگل را به حاشیه رانده بود. وی اخیرا امکان عملیات رزمی زمینی مستقیم آمریکا را علیه داعش مطرح کرده است.
تغییر الگوی فعالیت ارتش آمریکا به عراق محدود نمیشود. اوباما اخیرا دستور داد نقش نظامیان باقیمانده این کشور در افغانستان در سال آینده میلادی گسترش یابد و شامل مأموریت رزمی هم شود. قبلا قرار بود که حدود ۱۰ هزار نظامی آمریکایی که در پایان سال جاری میلادی در افغانستان میمانند، فقط در مأموریتهای آموزشی و مستشاری فعالیت کنند. در روزهای اخیر همچنین اعلام شد شمار بیشتری از نیروهای آمریکایی در افغانستان میمانند. به نظر میرسد تجربه عراق، آمریکا را به این نتیجه رسانده است که نمیتواند در این مقطع همه مأموریتهای امنیتی را به نیروهای افغان واگذار کند. هیگل همچنین مدتی پیش در نامهای به اوباما خواستار روشن شدن راهبرد آمریکا در سوریه شده بود. اظهار نظر هیگل در این باره که "داعش فراتر از هر چیزی است که ما دیدهایم"، با اظهار نظر قبلی اوباما در مرداد ماه در این باره که این گروه در حد یک تیم بسکتبال کوچک دانشگاهی است، همخوانی نداشت. این هم از مسائلی بود که باعث ناخرسندی کاخ سفید از وی شده بود.
هیگل با مشکلات دیگری هم دست به گریبان بود که در واقع بازتاب شکست سیاستهای آمریکا به شمار میرود. در زمانی که تنش بین محمد مرسی رئیس جمهور سابق مصر و ارتش این کشور بالا گرفته بود، هیگل بارها با عبدالفتاح سیسی وزیر وقت دفاع مصر تلفنی صحبت کرد تا جلوی اقدام ارتش را علیه مرسی بگیرد، اما موفق نشد. در افغانستان، وی نتوانست با اتخاذ یک خط مشی روشن، طالبان را به پذیرش صلح وادار کند. در عراق و سوریه، وی راهبردی برای جلوگیری از رشد داعش نداشت. همچنین، هیگل نتوانست در روند تحولات در اوکراین تاثیر بگذارد. تحلیلگران میگویند افغانستان و روسیه از پیش از وزارت هیگل مسئلهساز بودند، اما داعش و مصر در زمان وزارت وی شکل گرفت و وی نتوانست نقشی تاثیرگذار در آنها داشته باشد. مشکل دیگر هیگل بیاعتمادی تشکیلات نظامی آمریکا به وی بود. پنتاگون وی را مدیر کارامدی برای نمایندگی منافع خود در کاخ سفید نمیدید. از آن سو، کاخ سفید نیز وی را مدیری ناکارامد و بدون قاطعیت میدانست که نمیتوانست در سیاستگزاریها مشارکت کند.
با توجه به این مسائل، گروهبان کهنهکار جنگ ویتنام دیگر نمیتوانست در رأس پنتاگون باقی بماند، هر چند که مایل بود دوره ۴ ساله خود را در این سمت به پایان برساند. کنارهگیری هیگل زیر فشار کاخ سفید نشان این است که ارتش آمریکا بار دیگر به نقش رزمی در خاورمیانه باز گشته است. همچنین، اوباما میخواهد تلویحا با انداختن تقصیر برخی شکستهای خود بر گردن هیگل و خارج کردن وی از گردونه اجرایی، از فشار همحزبیهای خود بکاهد. به عبارت دیگر، هیگل به نوعی فدای شکستهای سیاست خارجی اوباما شد که نه در وزارت خارجه بلکه در حلقه بسته مشاوران امنیت ملی وی در کاخ سفید اتخاذ میشود.
به نظر میرسد تنها وزیر جمهوریخواه دولت اوباما اولین قربانی شکست دموکراتها در انتخابات کنگره و در دو سال پایانی دولت اوباماست که اصطلاحا از آن به عنوان ربع چهارم نام میبرند. کاخ سفید اصرار میکند هیگل به خواست خود کناره گیری کرده است، اما تحلیلگران میگویند در هفتههای گذشته دیدارهای هیگل با اوباما به گونهای بود که این دو سناتور سابق را واداشت از هم جدا شوند. از این رو، اوباما از وی خواست استعفا کند. آنان میگویند اساساً هیگل در زمانی روی کار آمد که آمریکا در حال کاهش دادن عملیات نظامی خود در افغانستان و عراق بود و میخواست بودجه پنتاگون را کم کند. اما حالا که بار دیگر ارتش آمریکا برای مقابله با داعش حالت رزمی به خود گرفته است، هیگل نمیتواند در سمت رئیس پنتاگون الزامات این هدف را برآورده کند. در هفتههای گذشته بیش از ۳ هزار نفر نظامی آمریکا در عراق مستقر شدهاند تا در مبارزه با داعش به بغداد کمک کنند. تحلیلگران میگویند در ماههای اخیر ژنرال مارتین دمپسی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا که پیشنهاد مبارزه مستقیم با داعش و گسیل نیروهای تازه را به عراق مطرح کرد، عملا هیگل را به حاشیه رانده بود. وی اخیرا امکان عملیات رزمی زمینی مستقیم آمریکا را علیه داعش مطرح کرده است.
تغییر الگوی فعالیت ارتش آمریکا به عراق محدود نمیشود. اوباما اخیرا دستور داد نقش نظامیان باقیمانده این کشور در افغانستان در سال آینده میلادی گسترش یابد و شامل مأموریت رزمی هم شود. قبلا قرار بود که حدود ۱۰ هزار نظامی آمریکایی که در پایان سال جاری میلادی در افغانستان میمانند، فقط در مأموریتهای آموزشی و مستشاری فعالیت کنند. در روزهای اخیر همچنین اعلام شد شمار بیشتری از نیروهای آمریکایی در افغانستان میمانند. به نظر میرسد تجربه عراق، آمریکا را به این نتیجه رسانده است که نمیتواند در این مقطع همه مأموریتهای امنیتی را به نیروهای افغان واگذار کند. هیگل همچنین مدتی پیش در نامهای به اوباما خواستار روشن شدن راهبرد آمریکا در سوریه شده بود. اظهار نظر هیگل در این باره که "داعش فراتر از هر چیزی است که ما دیدهایم"، با اظهار نظر قبلی اوباما در مرداد ماه در این باره که این گروه در حد یک تیم بسکتبال کوچک دانشگاهی است، همخوانی نداشت. این هم از مسائلی بود که باعث ناخرسندی کاخ سفید از وی شده بود.
هیگل با مشکلات دیگری هم دست به گریبان بود که در واقع بازتاب شکست سیاستهای آمریکا به شمار میرود. در زمانی که تنش بین محمد مرسی رئیس جمهور سابق مصر و ارتش این کشور بالا گرفته بود، هیگل بارها با عبدالفتاح سیسی وزیر وقت دفاع مصر تلفنی صحبت کرد تا جلوی اقدام ارتش را علیه مرسی بگیرد، اما موفق نشد. در افغانستان، وی نتوانست با اتخاذ یک خط مشی روشن، طالبان را به پذیرش صلح وادار کند. در عراق و سوریه، وی راهبردی برای جلوگیری از رشد داعش نداشت. همچنین، هیگل نتوانست در روند تحولات در اوکراین تاثیر بگذارد. تحلیلگران میگویند افغانستان و روسیه از پیش از وزارت هیگل مسئلهساز بودند، اما داعش و مصر در زمان وزارت وی شکل گرفت و وی نتوانست نقشی تاثیرگذار در آنها داشته باشد. مشکل دیگر هیگل بیاعتمادی تشکیلات نظامی آمریکا به وی بود. پنتاگون وی را مدیر کارامدی برای نمایندگی منافع خود در کاخ سفید نمیدید. از آن سو، کاخ سفید نیز وی را مدیری ناکارامد و بدون قاطعیت میدانست که نمیتوانست در سیاستگزاریها مشارکت کند.
با توجه به این مسائل، گروهبان کهنهکار جنگ ویتنام دیگر نمیتوانست در رأس پنتاگون باقی بماند، هر چند که مایل بود دوره ۴ ساله خود را در این سمت به پایان برساند. کنارهگیری هیگل زیر فشار کاخ سفید نشان این است که ارتش آمریکا بار دیگر به نقش رزمی در خاورمیانه باز گشته است. همچنین، اوباما میخواهد تلویحا با انداختن تقصیر برخی شکستهای خود بر گردن هیگل و خارج کردن وی از گردونه اجرایی، از فشار همحزبیهای خود بکاهد. به عبارت دیگر، هیگل به نوعی فدای شکستهای سیاست خارجی اوباما شد که نه در وزارت خارجه بلکه در حلقه بسته مشاوران امنیت ملی وی در کاخ سفید اتخاذ میشود.